خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

مرز عکس و نقاشی

يكشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۴، ۰۶:۵۰ ب.ظ

همیشه علاقه خاصی به عکس‌های زیبای طبیعت داشته‌ام. زمانی پی‌درپی با عکس‌هایی زیبا دسکتاپ کامپیوترم را تزیین می‌کردم. الآن البته آن شور و شوق را ندارم . دسکتاپم همیشه ساده است. با این حال هنوز هم عکس‌دوست هستم، ولی کم‌کم توجهم از سمت جزئیات، به سمت حسّی رفته که از دیدنِ عکس‌ها بدست می‌آورم. الآن وقتی تصویر زیبایی را می‌بینم گویی برای لحظاتی در آن حل می‌شوم، مانند عارفی که احساس وحدت با اشیا می کند. یک حس شکوه یا زیبایی که برای لحظاتی احساسی از شعف به من می‌بخشد. 

اینجا دیگر به جزئیات نیاز ندارم. گاه جزئیات محو هستند مانند آبشاری که دیگر قطرات آن دیده‌ نمی‌شوند و ما در آن فقط یک جریان را می‌بینیم. گاهی احساس می کنم که دارم به مرز نقاشی و عکاسی می‌رسم. طبیعت و منظره در مرز عکاسی و نقاشی برای من دل انگیزترند. دوست دارم که وقتی از دور به عکسی می نگرم، لحظه‌ای تردید کنم که آیا نقاشی است یا عکس.

زمانی با مرد نقاشی صحبت می کردم. الگوی او نقاشی روسی (به گمانم به نام شیشکین) بود. وقتی نقاشی‌های شیشکین را دیدم، از دقت او در جزئیات شگفت زده شده بودم. نقاشی‌های او غالبا از طبیعت و با جزئیات فراوان بود. اما نقاشی‌های او مرا نگرفت. نقاشی‌های راسِ (موبلندِ شبکه چهار) هم مرا نمی‌گرفت. او جزئیات زیادی نداشت ولی حس هم به من نمی‌داد. با دیدن آثار او احساس همین نقاشی‌های معمولی که در بیرون می‌فروشند را داشتم. بگذریم دارم از عکس خارج می‌شوم.

ولی وقتی به تصویر انسان‌ها می‌رسم دوست دارم عکسی با جزئیات فوق العاده داشته باشم. عکسی که همه جزئیات صورت و لباس فرد را منعکس کند. چین‌ها، چروک‌ها، لک‌ها و مانند آن. اینجا بر عکس مورد قبلی بسیار واقع‌گرا هستم؛ نمی‌خواهم عکس به نقاشی نزدیک شود، بلکه هر چه بی‌پیرایه‌تر پسندیده‌تر.

  • ۹۴/۰۵/۱۸

نظرات (۲)

یکی از کارهای مورد علاقه من رفتن به سایت فتونت و دیدن عکس از سوژه های مختلف بود. سایت فوق العاده خوبی است که در اکثر حیطه ها عکس داره و هر عکاس را با معرفی آثارش هم معرفی می کنه. 
گاهی دکتر عکس ها یا نقاشی هایی می گرفت و می پرسید این عکسه یا نقاشی. واقعا بعضی نقاش ها اینقدر هنرمند و ماهر هستن که نمی شه در نگاه اول فهمید که آنچه میبینیم نقاشی است یا عکس. 
من خیلی وارد جزئیات نمی شم. باید اون عکس یا نقاشی در وهله اول منو جذب کنه. 
خودم به عکاسی خیلی علاقه دارم. عکس های بدون فیگور و طبیعی را خیلی بیشتر دوست دارم. همیشه دلم می خواهد کسی با من باشه که بدون اینکه من بدانم از لحظ های زندگیم عکس بگیره. اما تا حالا که ندیدم و عمده عکاسم با آگاهی و هوشیاری بوده. 
در مورد جزئیات فنی عکس و نقاشی هم چیزی نمی دانم. بیشتر حس و ادراک خودم از عکسه یا نقاشی است که یه عکس را برام جذاب یا بی اهمیت می کنه. 
زیبایی و استادانه بودن یک اثر نقّاشی که در نگاه اوّل و به سرعت نتوان آن را از عکس تشخیص داد جالب توجّه و قابل تحسین است.
علاقه‌ی من به عکس یا نقّاشی علاقه‌ای عادی بوده است. البتّه در سال‌های جوانی! شور و شوق بیش‌تری نسبت به عکس داشتم و مرتّب عکس‌های دسکتاپم را معمولاً با عکس‌های طبیعت و گاهی هم از تصاویر زیبای کودکان خردسال تزئین می‌کردم. قبلاً پوشه‌ای مخصوص عکس داشتم که تصاویر جالب و مورد علاقه را در پوشه‌های فرعی‌اش دسته‌بندی می‌کردم، ولی الآن مدّت‌هاست حال و حوصله‌ی این کار را هم ندارم.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی