مسألةٌ
همیشه این برای من به عنوان یک پرسش مطرح بوده است که چرا شطرنج آقایان و بانوان داریم؟ من میفهمم که چرا وزنه برداری، کشتی، فوتبال و امثال آن میان آقایان و بانوان تفکیک میشود. روشن است که توان جسمانیِ آقایان بیشتر است، لیکن درباره شطرنج چرا باید این دو جنس از هم جدا باشند؟ مگر اینکه بپذیریم، بانوان از آقایان در بازی شطرنج ضعیفترند.
ضعیفتر بودن در بازی شطرنج را چگونه میتوان تحلیل کرد؟ شطرنج یک مهارتِ فکری است. البته با تمرینْ رشد میکند و فوت و فنهایی هم دارد که با ممارست میتوان در آن تبحر یافت، با این حال، با آنکه در اکثر کشورهای جهان، فرصتهای مشترک و مشابهی میان زنان و مردان در این زمینه موجود است و بلکه گسترش نرمافزارهای عالی در شطرنج، مهارتافزایی در این زمینه را به داخل خانهها هم گسترش داده است، اما باز میبینیم در همه کشورهایی که سردمدار برابری زن و مرد هستند شطرنج زنان و مردان از هم جداست.
شاید باید بپذیریم که در زمینه توان تحلیل حرکات، برآورد احتمالات و خلق راهحلها در شطرنج، ذهن بانوان ضعیفتر عمل میکند. روشن است که بازی شطرنج، فینفسه در این زمینه خصوصیتی ندارد و میتوان نتیجه این تحلیل را به موارد دیگرِ مشابه تعمیم داد. به تعبیر مشهور: حُکم الأمثال فی ما یجوز و فی ما لا یجوز واحد.
نتیجۀ این تحلیل شاید چندان خوشایند بانوان قرار نگیرد و شاید مؤید برخی روایات دینی ما از جمله برخی فقراتِ مشهور در نهج البلاغه باشد؛ اینکه بانوان را از لحاظ عقلِ منطقی (و نه ضرورتا عقل عملی) در جایگاهب پایینتر از مردان بدانیم.
در اینجا از یک بدفهمی معمول هم باید اجتناب کرد و آن اینکه تعمیم در اینجا به معنای غلبه حد اکثری است و نه غلبه همه افراد یک طرف بر همه افراد طرف دیگر. مثلا همه ما قبول داریم که مردان از لحاظ جسمانی از زنان قویترند، اما این به معنای غلبه حداکثری است و تردیدی نیست که زنانی وجود دارند که بسیار زورمندند و احتمالا ما چند نفر را به راحتی ضربه فنی خواهند کرد. در زمینه عقلی هم روشن است که گاه زنانی با قوۀ عقلِ نظریِ درخشان یافت می شوند ولی البته غلبه حداکثری با مردان است.
نمیدانم آیا شما در این زمینه تحلیل دیگری دارید یا نه. دوست دارم بیان شما از دلیل این تفکیک را بدانم.
- ۹۴/۰۵/۲۱