مشتهای گره شده
چند روز پیش زاکربرگ مدیر فیس بوک وهمسرش اعلام کردند که 99 درصد از ثروتشان یعنی معادل 40 میلیارد دلار را به امور خیریه اختصاص خواهند داد. مدتهاست که بیل گیتس، ثروتمندترین مرد جهان هم مقدار معتنابهی از ثروتش شاید حدود بیست میلیارد دلار را صرف امور خیریه کرده است تحت عنوان بنیاد بیل و ملیندا گیتس.
آن چیز که برای من جالب است مکانیسم گرفتن چنین تصمیمی است.
الان در شهر ما سرمایه دارهای بسیار بزرگی وجود دارند اما در شهر اثری از خیر بودن آنها نیست شاید بگویید که آنها مخفیانه به فقرا کمک می کنند ولی کمک در یک سطح کلان مخفی نمی ماند جدای از اینکه انجام خدمات شهری مانند ساختن بیمارستانی یا بخشی از بیمارستانی کاری نیست که از چشمان دور بماند.
آنها برای ساکت نگه داشتن وجدان خودشان گاهی استخوانی برای کسی می اندازند و دل خودشان و دیگران را خوش می کنند. گاه می شنوم که فلانی صد هزار تومن به فلان جا کمک کرده است. حالا این فلانی ثروتش از صد میلیارد تومان فراتر می رود. باور کنید که همان صد هزار تومان را هم با منت می دهند. بله در هر شهری استثناهایی هموجود دارند ولی بسیار بسیار کمند حتی واژه انگشت شمار هم برای آنها زیاد است.
سوال این است که اینها چرا دست به کار نمی شوند؟ چرا خیرین اینقدر اندک اند؟ شاید بگویید ثروت زاکربرگ خیلی زیاد است و حتی اگر 99 درصد از آن را هم ببخشد باز هم چندصد میلیون دلاری برایش باقی می ماند که برای یک زندگی مرفه تا آخر عمر کافی است. اما آیا در همین کشور ما کمند تعداد کسانی که سرمایه آنها برای یک زندگی مرفه تا آخر عمر کافی باشد؟ فکر کنید کسی مانند همین آقای ب.ز اگر 99 درصد دارایی اش را به خیریه ببخشد از رفاهش کم می شود؟ حالا ما 99 درصد نخواستیم فقط 20 درصد از ثروتشان را بدهند خیلی به آنها لطمه می خورد؟
البته قانون هم باید کارش را بکند و مالیات اساسی از این افراد بگیرد ولی وجدان و اخلاق چه می شود. مخصوصا کشور ما که در آن ثروتمند شدن هر یک از اینها به قیمت بدبخت شدن بسیاری دیگر بوده است.
باید قبول کنیم که درباره سنت انفاق عقب مانده ایم در سنتی که در آن هر روز می شنویم که دنیا وفا ندارد و در قبر فقط یک کفن می بری و امثال آن، چنین چیزی بسیار عجیب است
ولی باید راه کاری هم وجود داشته باشد. سیستمی که ثروتمندان را کنار هم جمع کند و آنها را قانع کند که کمک کنند
- ۹۴/۰۹/۱۳