حسب حالی ننوشتید
چهارشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۰، ۰۵:۰۱ ب.ظ
منتظرید من بنویسم؟ وقت ندارید؟ ذهنیت ندارید؟ واتز د پرابلم؟
کسب جمعیت از زلف پریشان
در سال هزار و نهصد و شصت و خوردهای، شوروی یک بمب اتم خیلی خیلی خیلی قوی را آزمایش کرد. بمب آنقدر قوی بود که انعکاس آن سه دور دور کره زمین گشت و احتمالاً پدران ما صدای آن را شنیدهاند. وقتی آنها این بمب را منفجر کردند ناگهان خود نیز از قوت این بمب تکان خوردند و این آغازی شد بر برخی تعهدنامهها برای محدود شدن تسلیحات اتمی.
انتخاباتی است مر ابدال را
اگر نیکول کیدمن و زن دیگری در حال غرق شدن باشند و شما فقط بتوانید یکی از آنها را نجات بدهید چه خواهید کرد. برابری در نظر، غیر از برابری در عمل است.
غریبی گرت ماست پیش آورد
کمی از بوستان میخواندم به داستان بتی از عاج در سومنات رسیدم. اطلاعات ضعیف سعدی از مذهب هندو و زرتشتی شگفتانگیز بود. آیا برای او اندکی کنجکاوی حاصل و حداقل پرسشی از دانندگان مقدور نبود.
در دایره شهرت ما نقطه تسلیمیم
لبخند مونالیزا مشهورترین نقاشی جهان است و سمفونی نه بتهون مشهورترین موسیقی جهان. کارهای ونگوگ خیلی مشهورند و خطوط در هم و بر هم نقاشیهای پیکاسو گرانبها. هملت و مکبث مشهورترین داستانهایند. آنها تعیین میکنند چه چیزی بهتر است. اگر گفته بودند لبخند مونالیزا چرت است ما میپذیرفتیم الان هم که میگویند عالی است دهانمان را در برابر آن یک گز باز میکنیم. هنر سلیقهای است اما سلیقه غالب مال آنهاست و سلیقه هم شکلدادنی است.
خود رفتن بگویدت که راه چون باید باشد
در دانشگاه اسبقم راهی را برای دانشجویان تعبیه و جدولچینی کرده بودند اما این راه کمی دور بود و دانشجویان از میان چمن میرفتند. کمکم این مسیر از میان چمن آنقدر پا خورد که چمن از میان رفت و خود یک راه مستقل شد.
زمانی ایستادن ماشینها برای سوار کردن خانمهای ویژه مشکلی در تهران بود خیلی برای مبارزه با آن بحث شد اما آنچه این مشکل را حل کرد موبایل بود. دیگر زنان بر سر راه نمیایستادند بلکه شماره میدادند و به محل کار میرفتند.
یافتن راهحل در مسائل اجتماعی چندان آسان نیست و اگر کسی بتواند راهحلهای غیر مستقیمی ارائه کند هنرمند است. مدتهاست خود من میکوشم تا افراد را به استفاده از نرمافزارهای مجانی تشویق کنم. الان حتی اگر همه نرمافزارها را به رایگان در اختیارم بگذارند باز هم به جهت جذابیتهای این نرمافزارها اکثر آنها را حفظ خواهم کرد. الان واقعاً تنها آفیس و ویندوز برای من جالب توجهاند، هر چند تمام کارهای آفیسیام را با اُپنآفیس انجام میدهم.
به یک راه حل فکر میکنم حتی از نوعی که از بالا نباشد یعنی اینکه چه اتفاقی مردم را نرمجانی خواهد کرد؟ من برای پیشرفت فکری و فرهنگی قایل به کپیرایت نیستم ولی وقتی جایگزین خوبی وجود داشته باشد نمیتوانم به افراد حق بدهم
متفرقه
دکتر حسابی هم دغدغه زبان سره فارسی داشته است او فرهنگ زبانی تألیف کرده است بر پایه واژگان کهن فارسی و البته تقریباً غیرقابل استفاده. ولی همین دغدغه که یک فیزیکدان داشته جالب است مخصوصاً کسی که در پی علو و عظمت ایران بود.
وقتی سلطان محمود به فردوسی بیاعتنایی کرد و پاداش اندکی به او داد، فردوسی آن را به حمامی و فقاعی بخشید. فقاعی یعنی آب جو فروش
به پاداش گنج مرا در گشاد به من جز بهای فقاعی نداد
یعنی بطور رسمی آب جو فروخته میشده و شغلی هم از این بابت موجود بوده است. کاویدن ادبیات فارسی نشان زیادی از نوعی آزادی نسبی در اینباره در آن زمانها دارد.
کسب جمعیت از زلف پریشان
در سال هزار و نهصد و شصت و خوردهای، شوروی یک بمب اتم خیلی خیلی خیلی قوی را آزمایش کرد. بمب آنقدر قوی بود که انعکاس آن سه دور دور کره زمین گشت و احتمالاً پدران ما صدای آن را شنیدهاند. وقتی آنها این بمب را منفجر کردند ناگهان خود نیز از قوت این بمب تکان خوردند و این آغازی شد بر برخی تعهدنامهها برای محدود شدن تسلیحات اتمی.
انتخاباتی است مر ابدال را
اگر نیکول کیدمن و زن دیگری در حال غرق شدن باشند و شما فقط بتوانید یکی از آنها را نجات بدهید چه خواهید کرد. برابری در نظر، غیر از برابری در عمل است.
غریبی گرت ماست پیش آورد
کمی از بوستان میخواندم به داستان بتی از عاج در سومنات رسیدم. اطلاعات ضعیف سعدی از مذهب هندو و زرتشتی شگفتانگیز بود. آیا برای او اندکی کنجکاوی حاصل و حداقل پرسشی از دانندگان مقدور نبود.
در دایره شهرت ما نقطه تسلیمیم
لبخند مونالیزا مشهورترین نقاشی جهان است و سمفونی نه بتهون مشهورترین موسیقی جهان. کارهای ونگوگ خیلی مشهورند و خطوط در هم و بر هم نقاشیهای پیکاسو گرانبها. هملت و مکبث مشهورترین داستانهایند. آنها تعیین میکنند چه چیزی بهتر است. اگر گفته بودند لبخند مونالیزا چرت است ما میپذیرفتیم الان هم که میگویند عالی است دهانمان را در برابر آن یک گز باز میکنیم. هنر سلیقهای است اما سلیقه غالب مال آنهاست و سلیقه هم شکلدادنی است.
خود رفتن بگویدت که راه چون باید باشد
در دانشگاه اسبقم راهی را برای دانشجویان تعبیه و جدولچینی کرده بودند اما این راه کمی دور بود و دانشجویان از میان چمن میرفتند. کمکم این مسیر از میان چمن آنقدر پا خورد که چمن از میان رفت و خود یک راه مستقل شد.
زمانی ایستادن ماشینها برای سوار کردن خانمهای ویژه مشکلی در تهران بود خیلی برای مبارزه با آن بحث شد اما آنچه این مشکل را حل کرد موبایل بود. دیگر زنان بر سر راه نمیایستادند بلکه شماره میدادند و به محل کار میرفتند.
یافتن راهحل در مسائل اجتماعی چندان آسان نیست و اگر کسی بتواند راهحلهای غیر مستقیمی ارائه کند هنرمند است. مدتهاست خود من میکوشم تا افراد را به استفاده از نرمافزارهای مجانی تشویق کنم. الان حتی اگر همه نرمافزارها را به رایگان در اختیارم بگذارند باز هم به جهت جذابیتهای این نرمافزارها اکثر آنها را حفظ خواهم کرد. الان واقعاً تنها آفیس و ویندوز برای من جالب توجهاند، هر چند تمام کارهای آفیسیام را با اُپنآفیس انجام میدهم.
به یک راه حل فکر میکنم حتی از نوعی که از بالا نباشد یعنی اینکه چه اتفاقی مردم را نرمجانی خواهد کرد؟ من برای پیشرفت فکری و فرهنگی قایل به کپیرایت نیستم ولی وقتی جایگزین خوبی وجود داشته باشد نمیتوانم به افراد حق بدهم
متفرقه
دکتر حسابی هم دغدغه زبان سره فارسی داشته است او فرهنگ زبانی تألیف کرده است بر پایه واژگان کهن فارسی و البته تقریباً غیرقابل استفاده. ولی همین دغدغه که یک فیزیکدان داشته جالب است مخصوصاً کسی که در پی علو و عظمت ایران بود.
وقتی سلطان محمود به فردوسی بیاعتنایی کرد و پاداش اندکی به او داد، فردوسی آن را به حمامی و فقاعی بخشید. فقاعی یعنی آب جو فروش
به پاداش گنج مرا در گشاد به من جز بهای فقاعی نداد
یعنی بطور رسمی آب جو فروخته میشده و شغلی هم از این بابت موجود بوده است. کاویدن ادبیات فارسی نشان زیادی از نوعی آزادی نسبی در اینباره در آن زمانها دارد.
- ۱ نظر
- ۱۲ مرداد ۹۰ ، ۱۷:۰۱