خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

گلستانه

چهارشنبه, ۲ شهریور ۱۳۹۰، ۰۸:۰۱ ق.ظ
یکی از زبان‌سُرخان عاقلی را پرسید از کارها کدام فاضل تر است گفت تو را خواب نیم روز تا در آن یک نفس بحث سیاسی نکنی.
بحث سیاسی نکند با خرد
چونکه هزار آفتش اندر پی است
یا رودش چوب توی آستین
یا پس از آن آجر نان وی است
دو دوست یکی در شرکت خودروسازی کار کردی و دیگری در بنیاد ایران‌شناسی از پژوهش جامعه‌شناسانه نان خوردی باری این درویش گفت توانگر را که چرا پژوهش نکنی تا از مذلّت خدمت رهایی یابی که خردمندان گفته‌اند گوشه‌ای نشستن و پول نفت خوردن به که پول زور از مردم بردن.
پول مفتی که می‌رسد از نفت
سوی آن از چه رو نباید رفت؟
گرچه آنقدرها نبود زیاد
خوش بود چونکه می‌رسد از باد
کار ما بی‌ثمر بود آری
لیک بهتر بود ز بیکاری
توانگر گفت تو چرا خدمت نکنی تا از مشقت پژوهش کردن برهی که خردمندتر از آن خردمندانی که تو از آنان نقل کرده‌ای گفته‌اند که پول زور از مردم بردن به که از گرانی و تورم مردن.
خودرویی با هزار عیب فروخت
که فلان‌جای مشتریها سوخت
قیمتش هم کشیده سر به فلک
می‌فروشد به صدهزار کلک
تعرفه بسته بر رقیب قدر
که نباشد مجال عرض هنر
پول زوری که شرکت خودرو
از خلایق گرفت داده به تو
بوَد از پول نفت شیرین‌تر
کار کمتر درآمد بهتر
------
 

  • ۹۰/۰۶/۰۲

نظرات (۲)

یا للعجایب که بعد از مدت ها از طنز لیطفت شکمی خندیدم و از حکمتش مدتی مدهوش. گویا چشمه زلال ذهن آن جناب بر خلاف این شاگردان ناخلف همچنان زاینده است و دریای جوشان فضل آن جناب ژرفای بی منتها دارد. چه زیبا درامیختی هنرت را به زبان نیش و ریش و نوش. که عبید زکاکانی و سایر بر و بچ کنون باید در مقابل تو لنگ انداخته و سودای آویختن کفش ذهن نمایند. مرحبا
خیلی خیلی عالی بود، کلّی ذوق کردم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی