خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

7 پند برای مواجهه با دانشجویان دوران ما

شنبه, ۹ مهر ۱۳۹۰، ۱۰:۲۳ ق.ظ

1- از پرسیدن از دانشجو بپرهیز. البته این ابتدا حالت تجاهل العارف دارد یعنی به خود می‌باورانی که احتمالا می‌دانند، ولی امیدوار باش که به تدریج این حالت درونی شود و به مقام مکتب‌دار داستان مولوی دست یابی. اما اگر بپرسی، با فهمیدن کنه جهل آنها بیشتر خودت را می‌رنجانی.

آن‌کس که نداند و نداند که ندانند

همواره درون دل او آب شود قند

آن‌کس که بداند و نداند که ندانند

رنجی نبرد بیش از این وضعیت گند

آن‌کس که بداند و بداند که ندانند

نادانش نمایید به صد حیله و ترفند

2- نگذار کسی از تو بپرسد زیرا با شنیدن پرسشهای چرت آنها که غالبا قالب پرسش «لیلی زن است یا مرد؟» پس از شنیدن داستان لیلی و مجنون را دارد، رنج خواهی برد.

به شیوه‌های مختلفی می‌توان مانع از پرسیدن شد و خود در این‌باره استادی.

که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی

که چسان مانع پرسیدن جاهل باشی

3- به همکاران بیسواد خودت نگاه کن. حال به این فکر کن که چه کسی در اینجا وصله ناهمگون است تو یا آنها و دانشجویان، بنابراین آنکه باید برای اصلاح خود بیندیشد تویی نه آنها.

دیده‌ای اطرافیان خویش را

پس بکن تعطیل ای جان خویش را

می‌گویند از دیوانه‌ای پرسیدند چرا تو را به تیمارستان انداختند؟ گفت: دیگران می‌گفتند من دیوانه‌ام. من هم می‌گفتم آنها دیوانه‌اند. اما آنها اکثریت بودند و غالب شدند. فتأمّل

4- به این فکر کن که به جز موارد معدودی دانشگاه‌های معتبر، همه جا آسمان همین رنگ است و کندذهنان همه دانشگاه‌ها را پر کرده‌اند. این مایه آسودگی است که بدانی دوستان تو هم به چنین مصیبت شایعی گرفتارند.

همه جا آسمان همین رنگ است

پر تعطیل و کودن و منگ است

5- رو شکر کن مباد که از بد بتر شود، یا شکر کن که وضع بدتر از این نیست. اگر جای آن سولیوان بودی و می‌خواستی به هلن کلر که نه می‌دید و نه می‌شنید آموزش بدهی،  چه کار می‌کردی؟

6- وقتی آنها در یادگیری جدی نیستند تو هم لازم نیست خیلی در یاددهی جدی باشی

عالمی را خفته دیدم نیمروز

گفتم این  بیچاره خود لم داده به

آنکه شاگردی ندارد تیزهوش

اینچنین زیر پتو افتاده به

7- از مکانیسم‌های جبرانی-معنوی استفاده کن:

این رنجهاست که مرد را می‌سازد. اینها کفاره گناهان تو می‌شود. آنچه تو یادمی‌دهی هر چند در ذهن آنها نفوذ نمی‌کند اما در کائنات گم نمی‌شود و آن را به پیش می‌برد و ...

  • ۹۰/۰۷/۰۹

نظرات (۱۰)

انصافاً نوشته ی تامل بر انگیزی بود!

معلومه که با گوشت و پوست و استخون وغضروفو مفصلو و سایر امعا و احشام ناگفتنیت درک کردی درد منو.............

البته استقبال خوبی هم شده از این پستت توسط کامنت گذاران عزیز.......
این همه گفتم ولیکن یک نظر
آمده آن هم پس از صد درد سر
فی‌الواقع که پندهای کارسازی دادی.
احسنت به این طبع حکیمانه و نغزت
در حیرت‌ام از چابکی و تیزی مغزت!
بله عزیز دل‌انگیز! همون‌طور که مستحضر هستید؛
«تو اهل دانش و فضلی همین گناه‌ات بس»
برو به درگه حق توبه کن که آه‌ات بس! (چرا؟ چون بالاخره این‌جوری آه در بساط داری!)

همه‌ی پندها یک طرف و پند هفتم هم یک طرف! واقعاً همین رنج‌هاست که مرد (و ایضاً زن) را می‌سازد و کفّاره‌ی گناهان است و در کائنات گم نمی‌شود ...، بنابراین با طیب خاطر! باید به استقبال این رنج‌ها برویم و حالش را ببریم!
خدا رو شکر که اثری از a دیدیم
بالام جان بیایید که ما هم حسی بریا نوشتن پیدا کنیم
راستی شعر گفتنت خیلی خوب شده نمیدونم چرا ولی تبریک میگم
چند سال پیش اسکندر کوتی داشت یکی از بازی های تیم ملی یا باشگاهی را گزارش می کرد. از شدت احساس در یکی از صحنه ها گفت الله اکبر! من به اتفاق یکی از همکاران کا شاعر قابلی است این نطق حکیمانه را خواندیم از چندین جنبه حظ بردیم. اولا حکمت و تجربه توش موج می زد. الله اکبر! دوم لحن طنزآمیزش محشره! الله اکبر! و هنر شعر سرودن به هر مناسبت هم عالی است. باز هم الله اکبر! فوق العاده بود. الله اکبر!
دکترجان
زمصرت بوی پیراهن شنیدم
چرا در کنج وبلاگت ندیدم
کمالات تو وقتی گشت معلوم
به روی دانش خود خط کشیدم
گناه من در این چل سال این بود
که یاری همچو افشین برگزیدم
تمام روز، بعد از کشف این راز
سرنگشتان خود را می گزیدم!!
مدح زیبای فوق متعلق به همان همکار شاعر محترم است. الله اکبر!
  • مرتض اگین
  • الله اکبر....الله اکبر...........
    چاکراتٌ چاکراتٌ چاکرات
    مخلصاتٌ مخلصاتٌ مخلصات!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی