تقدیم با همکاری مولوی
يكشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۰، ۰۹:۳۹ ق.ظ
آشنایی را چند روز پیش دیدم یک هفته قبل پیکان وانتی خریده بود صفر کیلومتر. از من خواست تا همراهش بروم و ماشینش را ببینم. نشانم داد که فقط بعد از یک هفته رنگهای بغل ماشین شروع به ریختن کرده است. درون ماشین نشستم و وقتی پا بر روی پدال گذاشتم دیدم که زانوانم به فرمان میچسبند در حالی که من درشتهیکل نیستم. گفت که داخل ماشین چراغ ندارد و ضبط هم نداشت. دست که روی دنده گذاشتم دیدم بر خلاف انتظار ارتجاعی نیست و مانند دستهبیل به اطراف میرود صندلی بسیار بد و ناراحتی داشت بدون تردید کسی که بخواهد با این ماشین مسیری طولانی طی کند دچار کمردرد خواهد شد دامنه حرکت فرد محدود است و احساس اسارت بر روی صندلی به انسان دست میدهد. وقتی خواستم کمربند را ببندم دیدم که فقط یک بند دارد که سینه را نگه میدار و بند پایینی موجود نیست در این حالت در سرعت بالا خود این کمربند خطر مرگ را افزایش میدهد و ممکن است حتی باعث بریدگی در قسمت گردن شود و دقیقا به همین دلیل است که کمربندهای اولیه در عهد بوق را که به این شکل بودند عوض کردند و به حالت فعلی درآوردند. دو روز قبل شنیدم که دیفرانسیلش ترکیده و کلا آن را عوض کرده البته خوشبختانه گارانتی دارد.
به یادم میآید که سالیانی پیش یکی از دوستانم میگفت وقتی پدرش پیکان خرید پنجاه و دو ایراد در آن پیدا کردند و مکتوب به قسمت گارانتی اعلام کردند. خود من فعلا قادر نیستم پنجاه و دو ایراد برای ماشینی در ذهنم تصور کنم
همچنین سوار پژوی 405 یکی از همکارانم شدم او ده سال پیش حواله یک پراید نو و مقداری پول بیشتر داده بود تا این پژوی اصل فرانسه را که هشت سال از عمرش میگذشت بخرد و در این ده سال هم هیچوقت به تعمیرگاه نرفته بود.
نتیجه اخلاقی این بحث را از میان گزینههای زیر انتخاب کنید.
1- ایرانخودرو باید وارد بازار ژاپن شود و با تویوتا رقابت کند.
2- اگر بازار ایران به روی ماشینهای خارجی بدون تعرفه باز شود ایرانخودرو به خوبی با آنها رقابت خواهد کرد.
این شعر را به مرتض و همکاران او تقدیم میکنم هر چند به نظرم آنقدر که سزاوار است خوب از آب در نیامده.
این چیست این، این چیست این، این عین داغانی است این
اسب است و یابو این مگر، یا اینکه پیکانی است این
هر جسم بیجان میکند، جان کندن آسان میکند
پشت تو داغان میکند، تابوت چرخانی است این
نه ضبط دارد نه چراغ، ز اینها مگیر ای جان سراغ
ماشین بود این یا الاغ، گاری میدانی است این
پا چون نهم روی پدال، فرمان آن گردد وبال
الحق که باشد ضد حال، مانند زندانی است این
دیفرانسیل گشته خراب، هم دندهاش کرده جواب
بند کمر* شد یا طناب، محصول نادانی است این
ماشین مشتی ممدلی، دارد نه بوق و صندلی
آنچه تو میسازی ولی، پایینتر از آنی است این
بنز و تویوتا و کیا، شورلت بی ام و زانتیا
از خارجیها شد نه ما، مخصوص ایرانی است این (*منظور کمربند است)
به یادم میآید که سالیانی پیش یکی از دوستانم میگفت وقتی پدرش پیکان خرید پنجاه و دو ایراد در آن پیدا کردند و مکتوب به قسمت گارانتی اعلام کردند. خود من فعلا قادر نیستم پنجاه و دو ایراد برای ماشینی در ذهنم تصور کنم
همچنین سوار پژوی 405 یکی از همکارانم شدم او ده سال پیش حواله یک پراید نو و مقداری پول بیشتر داده بود تا این پژوی اصل فرانسه را که هشت سال از عمرش میگذشت بخرد و در این ده سال هم هیچوقت به تعمیرگاه نرفته بود.
نتیجه اخلاقی این بحث را از میان گزینههای زیر انتخاب کنید.
1- ایرانخودرو باید وارد بازار ژاپن شود و با تویوتا رقابت کند.
2- اگر بازار ایران به روی ماشینهای خارجی بدون تعرفه باز شود ایرانخودرو به خوبی با آنها رقابت خواهد کرد.
این شعر را به مرتض و همکاران او تقدیم میکنم هر چند به نظرم آنقدر که سزاوار است خوب از آب در نیامده.
این چیست این، این چیست این، این عین داغانی است این
اسب است و یابو این مگر، یا اینکه پیکانی است این
هر جسم بیجان میکند، جان کندن آسان میکند
پشت تو داغان میکند، تابوت چرخانی است این
نه ضبط دارد نه چراغ، ز اینها مگیر ای جان سراغ
ماشین بود این یا الاغ، گاری میدانی است این
پا چون نهم روی پدال، فرمان آن گردد وبال
الحق که باشد ضد حال، مانند زندانی است این
دیفرانسیل گشته خراب، هم دندهاش کرده جواب
بند کمر* شد یا طناب، محصول نادانی است این
ماشین مشتی ممدلی، دارد نه بوق و صندلی
آنچه تو میسازی ولی، پایینتر از آنی است این
بنز و تویوتا و کیا، شورلت بی ام و زانتیا
از خارجیها شد نه ما، مخصوص ایرانی است این (*منظور کمربند است)
- ۹۰/۰۸/۰۱
برادر R شرم حضور داره دیگه از این شعر شاهکار! به نظرم رفته استعفانامهاش رو تنظیم کنه!
راستی O جان ماشین خودت چیه؟ نکنه شما هم از «فیلو ـ پرایدها»! هستی؟!