خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

بزرگترین خریت من تو زندگی این بود که فکر می کردم می تونم دیگه دختـر بازی رو به کل بذارم کنار برم سراغ درس و مشق و فیلسوف بازیو از این جور حرفا.....غافل از این که دختـر بازی خودش ته فلسفیدنه ....اشارات اپیستمولوژیکی که تو دختـربازی هست تو هیچی نیست ....ولی می دونی چیه.... کشف این نکته احتیاج به غنای تئوریک بالا داره ... تو باید چپت پر باشه که بتونی با عینک نظریه شکار کنی لحظه های حضور با یه دختر رو که با کلی عجز و لابه مخشو زدیو کشوندیش یه گوشه ای که از تو دلش نظریه بیرون بکشی! اره داداش من سخته...خلی هم سخته..اینو من نمیگم ..اینو کار کشته های این راه میگن...منتهای مطلب این که این مسئله رو خیلی ها نمیدونن ..خیلی ها یه جوری نگاه میکنن که انگار یا باید فیلسوف بود یا دختر باز...این جور ادما هیچی از فلسفه ملسفه حالیشون نیست... تو وقتی داری دختربازی میکنی در حقیقت فیلسوف نمی شی تو خود فلسفه میشی...مثلا تو همین علیت خودمون ....مثلا علت حضور یه دختر تو خونه ی تو چیه؟.... خوب معلومه دیگه، تو ،...یعنی چی یعنی اینکه تو در این لحظه خودت تبدیل شدی به علت و اون دختر معلوله...یعنی چی؟ یعنی تو علیت رو با وجود خودت مجسم کردی...یعنی تو علیت رو به صورت حضوری به تصویر کشیدی..فیلسوفا فقط حصولی ازش حرف میزنن تو یهو مستقیم رفتی تو خود علیت...حالا نه فقط علیت.... خیلی چیزای دیگه..... تو وقتی تو اون خونه ای و اون یارو هم هست... تو مرجحی هستی که ترجیح حضور اون بنده خدا بدون تو محاله...می فهمی یعنی چی ؟ به والله اگه بفهمی...یامثلا تو میتونی هم پیش دختره باشی هم نباشی؟... نه دیگه نمی شه که.... چون اگه نباشی خوب دختره هم نیست دیگه....  باید باشی که اون باشه....یعنی چی یعنی نقیض بازی در اری دهنت سرویسه ...دختره میره.. نمیتونی دودره بازی در اری فکر کنی که خوب پیچوندمش...نه داداش اینا نقیضه یعنی نشدنیه..دخترا تیزن ..دوزاریشون میافته...خشتکتو میکشن سرت...

کلا میخوام بگم  اگه یه دختری رو برداری ببری خونت ته فلسفه ای ..فیلسوفی ... خدای این مسائلی.....یه چیزی هستی که عمرا دکترا مکتراهای فلسفه به گردت هم نمی رسن ...حالیته که....؟

  • ۹۰/۰۸/۰۵

نظرات (۲)

«اینو من نمیگم ..اینو کار کشته های این راه میگن...»
یعنی آخه مرتض جون کی از تو کار کشته‌تر در این بحر عمیق؟!

حقیقتاً که تحشیه‌ی درخور تأمّلی بود و من فکر می‌کنم که مخصوصاً کسی که از فلسفه‌ی اگزیستانس دم بزنه و هرّ از برّ الفبای دختربازی ندونه شیّادی بیش نیست. اصالت وجود اصلاً چه معنی می‌ده وقتی که کسی اصلاً‌ وجودش رو نداشته باشه که به امر خطیری مثل دختربازی بپردازه؟!
اصلاً مرتض جون جا داره که یه کتاب «عروة الدّختربازی» بنویسی شما که استاد مسلّم این حوزه(!) هستی و بعد مبتدیان بیان حاشیه بنویسن بر اون!
منتظر تألیف آن اثر گران‌سنگ هستیم
خیلی جالب بود و لذت بردم چند روزی اینترنت نبودم که با لطف دوستان در کامنت پست قبلی و پست جالب مرتضی روبرو شدم سبک جالبی در نوشتن فلسفی است که تا الآن ندیده بودم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی