این روزهای بی چشم و رو
در کنار کارهای تحقیقاتی که برای کارخانهی خودرو کذا انجام میدهم... یک سالی است خرده دستی هم در تدریس برده ام ...موضوعات مورد تدریسم هم درست به مانند ذهنم پریشان و بی ارتباط و مشوش است...جایی روش تحقیق و امار و نرم افزارهای آماری تدریس میکنم..دیگر جا چند موضوع روانشناختی...جایی دیگر زبان و جای دیگر تر نیز ICDL یک جای دیگر هم نظریه های مدیریت ... پول چندانی روی هم ندارد .... ولی بی چیز هم نیست..اینها بهانه بود برای معرفی یک شخصیت.. همیشه روانشناسی و انچه بدان مربوط است را دوست داشته ام تا اینکه در 3 سال گذشته به خصوص از هنگام شروع رساله ام بسیار علاقه مند شده ام به این رشته...زیاد هم می خوانم و تفحص میکنم...به سرم زده بود در این رشته ادامه تحصیل دهم که فعلا از سر بیرون رفته...
اریک برن شخصیت شخیصی ست در روانشناسی..نظریه معروفش نظریه تحلیل رفتار است که بسیار خواندنی و به کاربردنی است ..در یک موسسه اموزش مدیریتی« درس روشهای برقراری ارتباط موثر را با توسل به نظریه های همین آدم تدریس میکنم..نتیجه بسیار رضایت بخش است...شاید کتاب "بازی ها "ی او برایتان اشنا تر باشد... از او غافل نشوید و گر نه از زیانکارانید...
پی نوشت : این روزها بسیار بی اخلاق شده ام ....
- ۹۰/۰۸/۱۶
اگر کمی درباره برن بنویسی خوشحال خواهیم شد حداقل در وضع بی مطالعگی فعلی انگیزه ای شاید ببخشد با توصیه کاری از پیش نمی رود بیش از اسم کتاب و تعریف از آن ارائه کن حد اقل ده خط البته اگر حس و حالش را داری
پراکندگی تدریس یک آسیب است که اکنون من به شدت با آن دست به گریبانم و مانع وحدت ذهن مدرس می شود
پی نوشت:
همه ما بی اخلاق تر شده ایم
ولی برای تو که مبادی فکری اخلاقی ات متفاوت است خطرناک تر است