خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

این متن را جایی دیدم خوشم آمد گذاشتم اینجا

يكشنبه, ۶ آذر ۱۳۹۰، ۰۵:۱۹ ب.ظ

هنوز در گوشه و کنار عکس‌های فیس‌.بوک بعضی از دوستان سوالی به چشم‌می‌خورد که رای من کو؟ و نمی‌دانم چرا سوال را به انگلیسی نوشته‌اند چون آن‌ها که قاعدتا باید به این سوال جواب‌دهند زیاد انگلیسی بلد نیستند. من می‌دانم رایتان کجاست. از آن‌جا که بعد از دو سال هنوز سوال برای بعضی باقی است می‌گویم که به‌نظر من رایتان کجاست!!رای ما، برگه‌های گزینشمان است که امضا‌کرده‌ایم که به این نظام التزام و اعتقاد داریم. رای ما در همایش چهره‌های ماندگار است که استادمان با عمری سابقه روشنفکری و مبارزه سوار بر سمند نقره‌ای می‌گفت آقای لاریجانی به دانشمندان (یادم نیست دانشمندان یا روشنفکران یا ما یا چه کوفتی) لطف دارند. رای ما در مالیات‌هایی است که نداده‌ایم. رای ما در لبخندمان است بعد از ردکردن دو بسته شکلات اضافی از زیر دست مامور گمرک. رای ما در راه‌های پرتی است که رفته‌ایم تا وارد طرح‌ترافیک شویم و یادمان نبوده که این شلوغ کردن شهر حق یکی مثل خودمان را می‌خورد. رای ما در تمام جاهایی است که گفته‌ای بچه است نمی‌فهمد همان‌طور که پدرانمان گفتند و بزرگ‌هم که شدیم نفهمیدیم. رای ما در یک تاریخ ادعاست. رای ما در هنر نزد ایرانیان است و بس مدفون است. رای ما در قبر نادر افشار است که جواهراتی که از هند برایمان آورد اکنون پشتوانه اسکناس‌هایمان است. رای ما در وحشت رضاخانی گم‌نشد؛ در نور به قبرش ببارد ها باید دنبال رایمان بگردیم. رای ما در تقلب‌هایمان است در دانشگاه و در کنکور فوق انگار نه انگار که یک بدبختی شاید درس‌خوانده‌باشد برای فوق، این یکی ریشه شایسته‌سالاری‌هایی هم هست که به دنبالش هستیم. رای ما در احترامی است که از استادان روشنفکر و مبارزمان در دانشگاه دیدیم و در احترامی که به آنان گذاشتیم. رای ما در تحمل حرف مخالفانمان است در محافل روشنفکری. رای ما در انشعابات سازمان‌های مبارزمان است. رای ما نزد پدربزرگ‌هایمان است که سی تیر سی‌ویک داد می‌زدند یا مرگ یا مصدق . رای یکی در برگه حفاظت اطلاعات گم‌شد که برای یک امریه کوفتی امضا‌کرد که وفادار باشد. رای ما در کارت‌های معافیت، عفو این و عفو آن است. رای ما در مقاله‌هایی است که کپی‌می‌کنیم. رای ما در دانشگاه‌هایمان است که محض نمونه یک نفر درشان نبود که از نظر علمی بررسی‌کند انرژی هسته‌ای تا چه حد برایمان مفید است. رای ما در موافقان سینه‌چاک و مخالفان پرشور است در هر زمینه‌ای. رای ما آنجاست که چند سال عمر خودمان و پول مردم را تلف‌کردیم تا علممان فقط به‌درد مراسم خواستگاری بخورد. رای ما در چرت‌زدن‌هایمان است هنگام کار. هر بار که از چراغ قرمز ردمی‌شویم سخت نیست که رای گم‌شده را زیر لاستیک‌های ماشین جستجو‌کنیم. رای ما آنجا گم‌شد که هربار که خواستیم در گزینش قبول‌شویم یا بسیج بچه‌مان را گرفته‌بود یا وام می‌خواستیم برای عرض ارادت رفتیم سراغ حاج‌آقایی که تا نیم‌ساعت پیش فحشش می‌دادیم. رای ما را باد کولرهای زمان جنگ برد که پدرانمان برای گرفتنشان عضو بسیج شده بودند. رایمان را در تلویزیونی جستجو‌کنیم که برای این‌که عمه و خاله یک لحظه در آن ببینندمان رفتیم بین یک دروغ و یک دروغ بزرگتر در مورد پیشرفت‌های علمی کشور حرف‌زدیم. رای ما آن‌جا گم شد که حساب‌کردیم زن داریم و شوهر داریم و بچه داریم و عقل معاش داریم و حسابگری داریم و بالاخره از این دنیا سهمی داریم و از همه مهمتر مصلحت داریم پس خفه‌شدیم تا آنان که که بلدبودند حرف بزنند. رای ما در نرم‌افزارهای قفل‌شکسته مان است که یا حقی در آن‌ها برای سازندگان نمی‌بینیم یا حق را فقط در مالکیت اشیا قابل لمس می‌بینیم. رای ما در دروغ‌هایی است روشنفکرانمان به خورد مردممان دادند. رای ما آن روزی گم‌شد که روشنفکران چپمان در خیابان‌ها تهران زنده‌باد استالین می‌گفتند. رای ما در بی‌احترامی‌هایمان به عقاید مردممان از دست رفت. مشکل رای ما در انتخابات هشتادوهشت نبود، مشکل در یک هفته بین دو مرحله انتخابات هشتادوچهار بود که برای اولین بار در طول تاریخ همه نیروهای روشنفکری این مملکت سر موضوعی توافق‌کردند و مردم خلاف آن موضوع را انتخاب‌کردند. رای ما آن روز از دست رفت که ندیدیم تا چه‌حد بین سر و بدنه این جامعه شکاف‌افتاده. خلاصه قبل از این‌که در فاصله‌های دور و با تولید نیمه‌انبوه شهید دنبال رایمان بگردیم دوروبر خودمان را نگاهی‌بکنیم. رای ما هنوز می‌تواند در دستانمان باشد. و یادمان باشد این حکومت و این رژیم و این دولت بیشتر از این‌که علت وضعیت فعلی ایران باشند معلول وضعیت و تاریخ ایرانیانند!

  • ۹۰/۰۹/۰۶

نظرات (۳)

جالب بودین.خوشمان امد.موفق باشید.
مدتی است از این نوشته های شورانگیز نخوانده ام اما گمان می کنم دوره این شور گذر کرده است اما می دانم که بسیاری از این سخنان که به وضع فرهنگی ما بر می گردند درست است اما بر سر کارکرد اذین سخنان نیز صحبت دارم و معتقدم تنها رنج افزا هستند. در کل متن جالبی بود ممنونم
دکی جون ...اونی که رنج افزاست نقد سیاسی ِ که حال بهم زن شده دیگه.....نقد اجتماعی کلی رنج نیافزاست....مشتی....
--------------------------
میبخشی اصلا امکان کامن گذاشتن نبود کامنت تو را ویرایش کردم
مثل دکترهایی که از بس تشریح کرده اند دیدن جنازه برای آنها دیگر حساسیتزا نیست دانشچویان علوم اجتماعی هم از امثال ما دلنازکان کمتر حساسیت دارند از بس که پدیده های اجتماعی را تشریح کرده اند
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی