خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

به نقل از دیگرانی دیگر

سه شنبه, ۸ آذر ۱۳۹۰، ۰۶:۰۹ ق.ظ
فعلا که جو نقل از دیگران گرم است این را هم ببینید البته پس از این این نوشته ها را را به سمت چپ و قسمت پیوندهای روزانه میفرستم ولی باز هم بخوانیدشان و خواستید مطلبی هم درباره آنها بصورت پست بنویسید

این یک قاعده مطمئن است که وقتی یک نویسندهٔ ریاضیدان یا فیلسوف، بسیار مبهم می‌نویسد، دارد مزخرف می‌گوید.

وایتهد

الف- دفاع از صراحت در زمینه و زمانه ما جسارت فراوانی می‌خواهد. از یک‌سو به جهت زمینه‌های عرفانی قوی در معارف ما که مدافع سخن گفتن برای اهل و اهلیت آدم‌ها، و ستایش‌گر سکوت و ابهام است: «گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش» و از سوی دیگر به دلایل پیدا و پنهان تاریخی و سیاسی و اجتماعی، پاشنۀدر همواره به نفع ابهام چرخیده است.

ب- منهای بافتار فرهنگی و ملاحظات سیاسی و اجتماعی بعضی کسان هم به اقتضای سنخ روانی‌شان از تصریح گریزان هستند و طرفدار تعلیق‌اند. مایل نیستند تکلیف چیزی را روشن کنند و حرف‌ها و نوشته‌هایشان به جای اینکه یک خط مستقیم از آغاز تا انتها را بپیماید، شبیه صدف حلزون حول جنبه‌های متعدد موضوع چرخ می‌زند، قرب و بعد می‌گیرد و در ‌‌نهایت به نتیجه خاصی هم نمی‌رسد، این تیپ آدم‌ها از نتیجه بیزارند، از پذیرفتن مسئولیتِ لوازم به نتیجه رسیدن هر کنشی فراری‌اند و دلشان می‌خواهد همه چیز را در هوا معلق و معطل نگاه دارند، طبعن آسانتر هم زبانشان به انتقاد و تخریب گشوده می‌شود. نقد و ساخت‌شکنی ِ مستدل البته نعمت و برکت  بسیار بزرگی است اما حرفهای پراکنده و انتقادات گیج، جز فرسایش و خستگی حاصلی ندارد. مصیبت از آنجا شروع می‌شود که سروکاراین آدم‌ها با دیگری/دیگران می‌افتد و آنجا دوچندان می‌شود که گاهی خودشان هم باورشان می‌شود  دارند درست می‌گویند و درست می‌روند، حال آنکه نه چیر خاصی می‌گویند و نه جای خاصی می‌روند. توهم صبر برشان می‌دارد و منت مدارا می‌گذارند در حالیکه با تعللشان دیگران را عمیق آزار می‌دهند/ به آنها آسیب می‌زنند.

ج- اما به نظرم طفره رفتن از صراحت، آنجا که بنا را بر سخن گفتن می گذاریم، با هر توجیهی که صورت پذیرد غیر اخلاقی است. «ابهام پناهگاه ناتوانی است»: ناتوانی از بیان چیزهایی که علی‌الدعا گفتنی نیستند ولی به جای اینکه درباره‌شان سکوت شود یا دست پایین به نقصشان در پیمودن زنجیر استدلال اعتراف شود، گفته می‌شوند و ابهامی بالانشین و پرتبختر را حمایت می‌کنند؛ ناتوانی/ترس از بیان حقیقت و مواجهه رو در رو با آن و ترجیح مصلحت و عافیت طلبی؛ یا ناتوانی از اتخاذ تصمیم، مواجهه با لوازم  آن و قبول مسئولیت نتیجه اختیار و انتخاب انسانی.

د- «ابهام نه فقط باعث آشفتگی نثر می‌شود، بلکه مخرب زندگی و امید هم هست… به مصیبت‌هایی فکر کنید که ریشه آن‌ها ابهام است و آنگاه سخن بگویید! وقتی چیزی می‌گوید مطمئن شوید که واقعاً آن را گفته‌اید. احتمال اینکه بتوانید منظور خود را برسانید چندان زیاد نیست».

  • ۹۰/۰۹/۰۸

نظرات (۲)

بسیار خوب.....
خوب می‌نویسه این خانم نصر اصفهانی و نوشته‌هاش هم خوبن
من باز هم یه چند روزی نیستم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی