دموکراسی به چه معنا
به نظر من یک دموکراسی مناسب باید اینگونه باشد خوشحال میشوم نظر دوستان را بدانم. 1- عزل: مهمترین عنصر دموکراسی این است که اگر مردم خواستند، بتوانند حاکم را عزل کنند. حکومتی که با رأی مردم ایجاد نشود اما با رأی مردم برکنار شود، دموکراتیکتر از حکومتی است که با رأی مردم سر کار بیاید اما با رأی آنها کنار نرود. 2- زمانبندی: در نفس همه ما به تعبیر مولوی فرعونی نهفته است. زیاد بر سر قدرت بودن، این فرعون درونی را بیدار میکند تا ادعای خدایی کند و حقوق دیگران را به رسمیت نشناسد. برای جلوگیری از این خطر باید افراد و گروهها زمان مشخصی بر سر کار باشند تا دچار این آسیب نشوند. زمان متعارف چهار سال برای همین منظور در نظر گرفته شده است. این از مقومات دموکراسی است و آن را به رأی نمیتوان گذاشت. 3- آگاهی در دسترس: دموکراسی بدون در دسترس بودن آگاهی معنایی ندارد. نمیتوان مردم را از آگاهیهای لازم برای انتخاب درست محروم کرد و سپس بر انتخاب آنها؛ هر چقدر هم که آزادانه باشد، نام دموکراسی نهاد. البته یک حکومت دموکراتیک ضامن استفاده کردن مردم از آن اطلاعات در دسترس نیست ولی مانعی بر سر آن نباید باشد. (از نظر من، این سه مورد اساس دموکراسی است و نمیتوان آنها را به رأی گذاشت، بقیه ویژگیها حتی نصب در رتبههای بعدی قرار میگیرند.) 4- امکان انتخاب کردن و انتخاب شدن آزادانه: برای انتخاب کننده به شرط شهروندی و برای انتخاب شونده صلاحیت به معنای متعارف (مثلا شان اجتماعی) و کاردانی 5- نصب: بهتر است نصب در اختیار مردم باشد تا هم قدرت بین گروهها دست به دست شود و خطر استبداد کاهش یابد و همینکه کسانی که بر سر کار میآیند خود را رهین رأی مردم ببینند و پاسخگو باشند. 6- اقلیت: حقوق اقلیت در یک دموکراسی باید به رسمیت شناخته شود. اکثریت نمیتوانند اقلیت را از حقوق بنیادینش محروم کند. در مورد حقوق درجه 2 هم تا جایی که امکان داشته باشد و با حقوق اکثریت در تعارض نباشد میباید موجه شمرده شوند. 7- تخصصی بودن: کس یا کسانی که به قدرت میرسند نباید در همه حیطهها قانونگذاری کنند آنها در جایگاه حفظ منافع اکثریت مردم قرار دارند و نه قانونگذاری در هر موردی. مثلاً اینکه یک پزشک در قبال کار خود چه دریافتیای داشته باشد بهتر است در صنف پزشکان وضع شود اما تحت کنترل باشد چون آنها درباره این قانون ذینفعاند. یا مثلاً وضع قانون درباره مسؤولیت حقوقی پزشک مستقیما به نمایندگان مجلس مربوط نمیشود ولی در عین حال یک نظارت کلی بر آنچه در مجموعههای کوچکتر وضع میشود ضروری است. 8- مراقبت: این امکان بسیار بالاست که گروههایی با دموکراسی به قدرت برسند اما بعد از آن تیشه به ریشه آن بزنند. به قدرت رسیدن هیتلر و چاوز و سپس دموکراسیزدایی ایندو از زمره چنین خطراتی است برای مراقبت از دموکراسی اساساً باید مانع از ورود چنین گروههایی به مرحله انتخاب شد. شاید این متفاوت با آرمان دموکراسی به نظر برسد اما دفع افسد به فاسد است وگرنه کل دموکراسی از دست میرود. این گروهها با فریب قدرت را بدست میآورند یعنی با آنکه به دموکراسی باور ندارند با این ایده که هدف وسیله را توجیه میکند از آن به عنوان وسیلهای برای به قدرت رسیدن استفاده میکنند و سپس آن را دور میاندازند. ایدئولوژی این گروهها غالباً روشن است و نباید فریب شعارهای روزمره را خورد. 9- عقلانیت: دموکراسی نیازمند عقلانیت عملی و نظری است. عمل به اخلاق و تعهد به آزادی هم زیرمجموعه همین شرط قرار میگیرند. عقلانیت معمولاً با هزینهسنجی همراه است. حکومت دموکراتیک باید به نحوی عمل کند که هزینه کمتری بر دوش اکثریت بگذارد. (هزینه از انواع مختلف آن) 10- گفتگو: فقدان گفتگو دشمن دموکراسی است. حکومتی که خود را آنقدر ذیحق بداند که وارد گفتگو با مردم نشود کمکم به دام استبداد فرو خواهد غلطید.
- ۹۰/۰۹/۱۲
احسنت احسنت
مدتی است نظر نمی توانم بدهم نمیدانم مشکل چیست ولی در حاشیه نظر دوستان چیزی خواهم نوشت:
مرتض جان جدای از شوخی می خواستم نظرات انتقادی و یا اصلاحی دوستان را بدانم برای من یادگیری بسیار مهمتر از تعریف است.