سکوتی که سرشار نیست
وقتی که تنهایان مرا تنها گذارند
بر این امیدِ اندک من پا گذارند
مرتض هم از تنهایان است و فکر میکنم بهتر از مجی و فشن به این تنهایی خود پی برده است.
این متنی است که مدتی قبل نوشته بودم فکر نمیکنم پستش کرده باشم اما در همین حال و هواست. عنوانش «نوشتن برای زنده ماندن» بود.
برای خدا صفات زیادی بیان میشود عالم، قادر و مانند آن، ولی فکر میکنم از میان همه صفات آنچه برای خدا جذابتر است خالق بودن اوست. خودش هم به خودش تبریک میگوید: «فتبارک الله احسن الخالقین»
ما انسانها هم از خلق کردن لذت میبریم شاید یکی از دلایلی که انسانها اینقدر به دنبال داشتن بچهاند همین خلق باشد همینکه در فرایند خلق کردن انسانی دخالت دارند برایشان بسیار مهم است و باز هم شاید به همان دلیل است که از نگاه اغلب آنها پذیرفتن بچه دیگران جای بچه خود آدم را نمیگیرد.
انسانها ابزار خلق کردند و بعد نقاشیهایی بر روی دیوار غارها خلق کردند و هر چقدر بیشتر رشد کردند بیشتر خلق کردند. از این میان اختراع خط خلق بزرگی بود.
برای من نوشتن یک خلق مهم است، حتی وقتی حرف جدیدی نمیزنم، حتی آن حرف کهنه هم در قالب جدیدی که من خلقش میکنم در میآید.
ننویسیم ایدههایمان فقط در ذهنمان باقی میمانند خام و بررسی نشده. وقتی مینویسیم حتی اگر مخاطبی هم نداشته باشیم گویی از فکرمان فاصله میگیریم و عیوب آن را بهتر میبینیم.
ننویسیم در جریان عادی زندگی غرق میشویم.
ننویسیم میمیریم.
- ۹۰/۰۹/۲۲