خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

آشفته در ستایش دورکیم

پنجشنبه, ۱ دی ۱۳۹۰، ۱۲:۱۳ ب.ظ

 

برای اغلب آن‏ها که امروز جامعه ‏شناسی یا چیزی شبیه به آن می‏خوانند، مارکس، وبر و اسلاف و البته اخلاف این دو که تشکیل دهنده ‏ی قسمت عمده ای از سپهر جامعه شناسی‏اند،  بسیار فریبنده اند و جذاب. در این میان  البته این اغلب، چندان میل شان با دورکیم نیست. برای آن‏ها شاید دورکیم پیرمردی بوده است گوژپشت با دستمالی به گردن. پیرمردی که به تقدیر بی تدبیرِ تاریخ نیم نامی نیز از او باقی مانده . شاید هم مختصری در باب کتاب‏هایش بدانند، و اغلب تنها نام کتابها.  " تقسیم و کار" قواعد روش جامعه شناسی" و یکی چند تای دیگر..

در سال‏های آخرین قرن 19 که عزمی جزم برای سر بریدن آنچه که با نام جامعه شناسی در حال بالیدن بود شکل گرفته بود. مارکس در حسرت انقلابِ  ورشکسته‏اش بود و وبر سرخوشانه تجربیات زیسته ی تاجر مسلمان را قلمی می کرد. دورکیم  اما با استخوان‏های خود ستون می زد به سقفی که در حال ریختن بود. و فراسوتردر اندیشه این که چگونه بستر اندیشه های جامعه شناختی را به درون نهادهای رسمی و آکادمی بکشاند.....

دورکیم "تقسیم کار" را در سال 1893 وبی درنگ چیزی درباره‏ ی رساله منتسکیو را منتشر کرد. آنگاه این دو رساله را زیر بغل زد و به جدال با منتقدین پرداخت .  باب ورود منتقدین این بود که  سخنانی از این دست بر بنیادی غیر قابل اعتماد استوار است و این‏گونه این دانش نوزاده را می‏ خواستند که به آکادمی و جریان اصلی معرفت علمی راه ندهند. اما نمی دانستند که اولین معلم دورکیم پدر او بوده است یک خاخام یهودی و اولین درس این خاخام به دورکیم این که : بترس از آن‏چه بر بنیادی غیر قابل اعتماد استوار است".دورکیم با چیره دستی  تمام و با بهره گیری از آموزه های کانتی و یا به قول گیدنز " کانت گرایی جامعه شناختی"تمامی انتقادات را پاسخ گفت و فاتحانه جامعه شناسی را بر مواضع ارتجاعی فلسفه غالب آورد. البته این پایان ماجرا نبود . مخالفت‏ ها که پیش از این تنها فکری  بود اکنون به مخالفت‏های سیاسی با افکار او نیز منجر شده بود. سال‏ها خانه نشینی در بوردو   بی امکان تدریس در هیچ جا  ناشی از همان مخالفت‏ها بود.البته دورکیم هم چندان بیکار نمی نشست. کار اصلی اش در آن سال‏ها شده بود دعوا راه انداختن با مدعیان و شکست دادن مدعیاتشان وهم وقوف به نقاط ضعف افکارش . شاید می خواست که آیندگانش زحمت کمتری را متحمل شوند و بیشتر شکاف ها را او خود یافته باشد.. انتشار قواعد روش محصول این مشاجرات بود..... و سپس در انتها دورکیم "خودکشی" را منتشر کرد تا نشان دهد چگونه می تواند جای پای افکارش را در ساحت های گوناگون زندگی اجتماعی به عریانی به تصویر کشد...

دورکیم به واقع  بنیانگذار اصلی دانش جدی گرفته شده ی جامعه شناسی‏ست.  این حرفهای من نه چیزی‏ست در تائید آرائ او نه در ردّ آن‏ها. بلکه تنها بیان یک فراموشی ست.  اگر تلاشهای دورکیم نبود شاید امروز من مهندس شیمی بودم در یک مجتمع پتروشیمی صنعتی که کار اصلیش تولید متانول صنعتی‏ ست.

 

  • ۹۰/۱۰/۰۱

نظرات (۵)

قشنگ بود هر چند انتظار توضیح بیشتری را داشتم چون از این موضوعات چیزی سرم نمی شود
از ابتدا فهمیدم متن مرتض است فقط می خواهم بدانم مثلا او درباره خودکشی چه گفته است در دو خط که لااقل یک زمینه ذهنی داشته باشم
ممنون از وقتی که گذاشتی
فلش من بر اثر ضربه ای سر خود را از دست داد یعنی سرش شکست
از متن طنز مجی هم درباره فلش ممنونم معادلات فارسی جالبی بود
مرتض جان قسمت نظر دادن را فعال نگهدار
جالب بود و به قول o بدون امضاء مشخّص بود که کار کار مرتضه. حالا یه سؤالی برام پیش اومد: یعنی این‌همه مهندس شیمی که فرضاً در مجتمع پتروشیمی صنعتی مشغول تولید متانول صنعتی هستند، به طور قطع و یقین اسم دروکیم به گوششون نخورده بیده! حرفی می‌زنی داداش من! شما اگه تلاش‌های این بابا هم نبود مهندس شیمی نمی‌شدی! والله! حالا در هر صورت زنده نگه داشتن یاد و خاطره‌ی مرحوم مغفور امیل دورکیم خودش باقیات صالحاتی است. مرحبا مرحبا تعال تعال.
دکی جون خلاصه‌ی 2 خطّی کتاب «خودکشی» دورکیم رو حالا خود مرتض می‌نویسه، امّا باری اگر از روایت این‌جانب جویا بوده باشید این می‌شه که: دورکیم با بررسی آماری ـ جامعه‌شناختی خودکشی، به عنوان پدیده‌ای که شاید «فردی‌ترین» پدیده قلمداد می‌شد، نشون داد که همین «خودکشی» تا چه اندازه پدیده‌ای «اجتماعی» است. او، که این بررسی را در چند جامعه و در موقعیت‌های مختلف انجام داده بود، تونست ارتباط وقوع «پدیده‌ی اجتماعی خودکشی» رو با متغیّرهای اجتماعی و فرهنگی رو به چشم بیاره و تحلیل بکنه.
صدای تشویق حضار لحظه ای قطع نمی شود...تبارک الله از ین فتنه ها که در سر ماست
دکی جان فلش اگه فقط سرش شکسته باشه و بردش نشکسته باشه میشه درستش کرد....

راجع به این بابای دومی هم که نظر داده ( مجید اگه اشتباه نکنم) و تمام حیثیت شیمیایی منو زیر سوال برده هم حرفی ندارم ...فقط واگذار میکنم به خدا!

اها یادم افتاد ..دکی جون به حرفش گوش نده ...خودم واست خودکشی دورکیمی میکنم تا بفهمی دورکیم چی گفته راجع به خودکشی.
ممنون از توضیح مجی و مرتض
یه کمی از بردش هم شکسته دادم تعمیر توکل بر خدا
اجمالا برای کلاس گذاشتن چیزی از نظر دورکیم درباره خودکشی دستم رو گرفت بقیه اش رو هم خودم می بافم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی