شعرانه
دوشنبه, ۵ دی ۱۳۹۰، ۰۹:۵۳ ق.ظ
در باب پست آشفته مرتضیروزها بگذشت و افشن ناپدید
لیکن از مرتض دو صد نفحه رسید
او نوشت آشفته ای در مدح دور...
کیم اما پر حلاوت پر ز شور
هم مجی تعلیقه ای بر پست زد
زیوری بر پست مرتض می نهد
چونکه باشد صاحب یک ذهن نغز
می نویسد نکته هایی پر ز مغز
بپرسیدم از آن که کم دهد پست
که ای روشن گهر ای چابک و چست
تو را از صبح تاشب نیست کاری
چرا ما را گذاری در خماری
«بگفت احوال ما برق جهان است
دمی پیدا و دیگر دم نهان است»
گهی در پشت رایانه نشینیم
گهی در چایخانه می نشینیم
گهی همکار خانم کار دارد
و گاهی رستوران ناهار دارد
زمانی می کنم بحث سیاسی
ز صد مشکل که ما را کرده عاصی
گهی هم با رفیقان گفتگویی
برای نسل انسان چاره جویی
بدو گفتم مرا بخشای لطفاً
قولنجت را بده تا بشکنم من
نمی دانستم ای جان این همه کار
بود بر دوش تو ای یار ای یار
نداری فرصت خاراندن سر
به آجر کی توانی تو زدن سر
لیکن از مرتض دو صد نفحه رسید
او نوشت آشفته ای در مدح دور...
کیم اما پر حلاوت پر ز شور
هم مجی تعلیقه ای بر پست زد
زیوری بر پست مرتض می نهد
چونکه باشد صاحب یک ذهن نغز
می نویسد نکته هایی پر ز مغز
لیک چون چربی آن باشد زیاد
هضم آن سخت است و بنده بی سواد
بپرسیدم از آن که کم دهد پست
که ای روشن گهر ای چابک و چست
تو را از صبح تاشب نیست کاری
چرا ما را گذاری در خماری
«بگفت احوال ما برق جهان است
دمی پیدا و دیگر دم نهان است»
گهی در پشت رایانه نشینیم
گهی در چایخانه می نشینیم
گهی همکار خانم کار دارد
و گاهی رستوران ناهار دارد
زمانی می کنم بحث سیاسی
ز صد مشکل که ما را کرده عاصی
گهی هم با رفیقان گفتگویی
برای نسل انسان چاره جویی
بدو گفتم مرا بخشای لطفاً
قولنجت را بده تا بشکنم من
نمی دانستم ای جان این همه کار
بود بر دوش تو ای یار ای یار
نداری فرصت خاراندن سر
به آجر کی توانی تو زدن سر
- ۹۰/۱۰/۰۵