گلستانه ای دیگر
چهارشنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۰، ۰۸:۴۰ ق.ظ
گِلی سر شوی در حمام روزی
رسید از دست محبوبی به دستم
به او گفتم نظر جانا چه داری
که من پست و نظر را طالبستم
بگو کافی است آیا گرمی آب
ببین خوب است این لُنگی که بستم
نیامد زو نظر هر چه که گفتم
دگر از او امیدم را گسستم
به ناگه گفت با من که برای
دل تو این سکوتم را شکستم
نظر بسیار اندک می دهم من
چرا که مدتی با او نشستم
کمالات فشین در من اثر کرد
وگرنه من همان خاکم که هستم
نمی دانم فشین مطلب نثر مرا در چند پست قبل خواند یا نه در هر حال این را هم به او تقدیم می کنم
- ۹۰/۱۰/۲۱
I come to a very beautiful site)
http://www.game.afson01.com/