زرشک!!!
در حال حاضر در حال پریــود مغزی شدید به سر میبرم. لذا هرگونه تراوشات! ذهنی بنده به شدت ناخوشایند خواهد بود. از همین رو از تمامی دوستان و همکاران و یارانی که با حضور خود تسلای بازماندگان من شدند رو فحش میدم. در ضمن خواهشم از همه دوستان اینه که از این به بعد با من به مثابه یه کارمند ریقوی صنعت خودرو برخورد نکنند..... تف کردم به ذات هرچی صنعت منعت خودروه . استعفامو دادم خلاص. حالا خودم موندم و بند تنبونم ...لک و لک میکنم ببینم چه خاکی میتونم بریزم تو این سر وامونده ی پلاسیدام ....در ضمن عینکی هم شدم تحفه همون خراب شده است بسکه از رو بیکاری و علافی زرت و زورت زل می زدم تو سه جاف مانیتور کهنه زوار در رفته ی دهه پیش.. در ضمن تا دلتون بخواد نمک به حرومی و حروم لقمگی و از این جور مسائل پیش پا افتاده یاد گرفتم تو اون خراب شده... حالا خود دانید... در ضمن اگه کاری باری ترجمه ای تحقیقی چیزی سراغ داشتید یه ندا بدین اقلکا از گشنگی نفله نشیم این دو سه صباح باقی مونده رو....البته دکی جون شما مستثنایی از این قاعده ترجمه و تحقیق گرفتن چون خیلی وقته مفتکی کار کردنو گذاشتم کنار ...ملتفتی که! آها تا یادم نرفته این قضیه رو هم ضمیمه کنم که سر جمع 2 ملیون و400 مونده بود ته حسابمون خیر سرمون پس انداز این دو سال و نیم...اون هم گفتیم بذار بریم واسه مادرمون یه یخچال ساید بای ساید بخریم...رفتیم کل اون پولو دادیم خریدیدیم... بالا آوردنی تو راه پله ها از دست این باربره ول شد خورد زمین درش له ش. این هم از اون دو و چهارصد باقی منده...اینو نگفتم که مزه کون سوختهی من بیاد زیر دندوناتون بلکم کفتم که بفهمید با همون در پیتی که رفته بودم تو اون خراب شده دارم میام بیرون البته با موهای سفید ترو شکم و پهلوی چرب ترو چشم ضعیفو مغز تنبل تر.... حوصله هم ندارم بر گردم متنو بخونم غلط ملط دیکته ای هاشو درست کنم...
همین دیگه....
- ۹۰/۱۰/۲۵
کامنت پست قبلی هم با نظر به عنوان این پست نوشته شده و لا غیر