در ستایش دورکیم( 2)
جنگ جهانی اول هنگامه ی کاسته شدن از نفوذ دورکیم است، البته جنگ که پایان میرسد موریس هالبواکس و مارسل موسِ انسان شناس دوباره سنت او را پی میگیرند و باز دورکیمی گری را باب میسازند ولی جنگ جهانی دوم دوباره از منزلت دورکیم در فرانسه میکاهد ( گویا تاریخ اندیشه دورکیم نیز مانند خودش میانه ای با جنگ ندارد، برعکس من!) و باز دورکیم می رود که از چشم ها بیافتد ......اعتقاد به این از چشم افتادگی به گمان من نگاهی ساده اندیشانه به تاثیر دورکیم در فضای اندیشه اجتماعی جدید فرانسه است. کافی است نحوه تاثیر افکار دورکیم بر ژان پیازه و لوی استراوس از پیشگامان "ساخت گراییِ پرنفوذ فرانسوی" را واکاوی کنیم تا دریابیم که چگونه بت عیار دورکیم این بار به طریقی دیگر برآمده است و روح دورکیم در این نحله جدید حلول یافته است.... استوار و پا برجا....
پی نوشت: چند سال پیش سارا شریعتی در نقد و بررسی اندیشه های لوی استروس گفته بود که مارسل موس خویشاوند خونی و فکری دورکیم است و لوی استروس وارث فکری مارسل موس و البته جانشین موس در کالج لوفرانس. ( زن عمیقی ست این سارا)
- ۹۰/۱۰/۲۹
برای من این خیلی کلی است با همین طلب می توانم برای کسی که جامعه شناسی نمی داند یک ساعت درباره دورکیم صحبت کنم اما نه برای شماها