خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

در جواب اتهامات به حکبم

يكشنبه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۱، ۰۴:۲۳ ق.ظ

در دفاع از حکیم و جواب اتهام صاحب حسن:

حسابش چون که پاک پاک پاک است

نه او را ز اتهامت هیچ باک است

بگو هر آنچه اندر چنته داری

که بر ساقه آن گل نیست خاری

حکیم از آنچه می‌گویی بری بود

نه او خود آدمی بلکه پری بود

نه ز آدمخوار و نه زان دختر از روم

نشد آن ذهن پاک ای دوست مسموم

نکرد او سوی آنان التفاتی

نشد با دختران او هیچ قاتی

اگر باور نداری حرف من را

و دوری حکیم از جنس زن را

بپرس از کیمیاگر یا مددکار

که آیا دارد او با دختران کار؟

نه یک شاهد کند اثبات این جرم

نگردد هیچ کس محکومْ این فرم

بنابراین رها کن این سخن‌ها

نمی‌چسبد چو بر آن مرد تنها

دهان سوخته آش نخورده

از آن دو هیچگه حظی نبرده

فقط یک بار آن هم آنچنانکه

سرودم در جواب تهمت ک...

به آدمخواره زن آن شب درآمیخت

الک آویخت او چون آرد را بیخت

ولی با دختر رومی نشد جفت

همه شبها به تنهایی همی خفت

تو آن چیزی که دیدی در سیاهی

حکیم ما نبد. در اشتباهی

کنون از روی ناچاری بگویم

به دیوار از خجالت هست رویم

که بود آن شب مددکار اندر آنجا

درآمیزیده با آن زن در آنجا

تو اندر آن سیاهی اشتباهاً

نفهمیدی که بوده پیش آن زن

چرا پنداشتی تو او حکیم است

که این خود سوء ظنی بس عظیم است

اگر داد او به تو حق السکوتی

که تا مخفی کند زان یار سوتی

مپندار اینکه او خود بود فاعل

به وصل دخترک او گشت نائل

چو حفظ آبروی دوست می‌خواست

کجی را کرد با پولی به او راست

به صاحبْ‌حسن داد او یک تراول

که رسوا می‌نگردد یار فاضل

نمودم گند دیگر دوست را پاک

گریبان مرا تو می‌دهی چاک؟

گنه  کرده به بلخ آهنگر، آخر

زنی تو گردن مسگر به ششتر؟

============

در جواب نماینده کیماگر:

اگر داد او به دختر یک تراول

مگو اینجا دروغی گفت قائل

اگر تو دخترک را دیده بودی

ترا از کله بر می‌خاست دودی

که لیلی چون وزغ بودی به پیشش

و صد شیرین نمی‌گشتی حریفش

کنون نادیده می‌گویی گران بود

شنو از من که او هم‌ارز جان بود

سفید امضا چکی می‌دادی ای یار

برای بوسه بر آن چهره یک بار

  • ۹۱/۰۱/۲۰

نظرات (۱۰)

مجی جان برو تو safe mode
سعی کن با داس فلش رو از تو safe mode فرمت کنی
اگه نشد از این آدرس
http://easy-net.persianblog.ir/tag/%D9%86%D8%B1%D9%85_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1_%D9%81%D9%84%D8%B4_%D9%85%D9%85%D9%88%D8%B1%DB%8C
سه نرم افزار رو دانلود کن هر کدوم بدرد خورد به من هم خبر بده
از jetflash که آنلاینه استفاده نکن
"حکیم چون چنین مایه خرد از دخترک بدید از خود بیخود شد و خواست تا صورتش ببوسد لیک پایش به سنگی اصابت کرد و در حال سکندری خورد و پیشانیش بر زمین سایید بدانسان که هنگام سجده کنند پس یاران را تعبیر آن خواب معلوم گردید."
ای که در تقوا زماها سرتری
از چه ریشت با فیوژن می زنی(1)
صحبت وصل تو و آن دخت روم
می کند افکار را سوی تو زوم
در کلامت صاف و صادق گفته ای
سوی زیبای رمی سر برده ای
تو خود افشا کرده ای راز مگوی
گالیانی(2) هم شنید آن گفت و گوی
آب و خاک روم عاشق پرور است
سلیویوی(3) نازنین پرورده است
گرچه او مرد سیاست تو حکیم
می برد ایمان نگاه دخت ریم(4)
گر به آغوشش بگیری غم مدار
ما همه ماهی تنیم و آب کار
چون به دریا پا نهادی کن شنا
ورنه در غرقاب می گردی فنا
کلا عارف باش مشتی
1- کنایه از عدم رعایت تقوا است
2- معاون باشگاه میلان ایتالیا
3- سیلویو برلوسکونی صاحب باشگاه میلان و نخست وزیر اسبق و جنجالی ایتالیا
4- منظور همان روم است
یک مقدار این شعر مشکوک بود به نظر کسی جای ج گفته باشد و کمی در قافیه ها دستکاری کرده و سعی کرده نشان دهد که از ج است در هر حال جالب بود
راستی از ک هم خبری نیست
مجی هم که اینقدر درگیر فلشش است که چیزی نمی تواند بنویسد
.پس اینطور...........

ای مددکار زبون زشت خو
خائن و بیچاره وبی ابرو
پس دلیل برق چشم و آن سکوت
دادن ترتیب آدمخواره بود
صبح آنشب آمدی تو با دو تو
از برای اندکی بادام و مشتی قوتو
پس برای کمر(1) خود میخواستی
بس که ان شب تا شدی برخاستی
هان حکیم صادق پشمینه پوش
بعد از این دارم سخن های تو گوش
صد هزاران بار زیر گوش من
از برای این سر بیهوش من
بارها گفتی از این مردک گریز
او مددکار است لیکن خود مریض
او عجیبا و غریبا مخ زند
گرچه گاهی در سخن ت( ضمه) پق زند
من نکردم حرف تو ای شیخ گوش
بعد از این لیکن برم من آبروش
پیر من اینک تویی ای شیخ شاب
تو تمیز مس و زر دوغ و دشاب
تو چو یوسف هان زنانت بوسه ریز
تو عزیز جمعی و ما سوسک ریز(2)

1- کاف و میم سکون دارد
2- شاعر به این مصرع که می رسد فریادی برآورده بیهوش می شود از شدت معنای نهفته در بیت

========
می بخشید به جهت قواعد بلاگ اندکی اصلاح در بیت آخر مرتض انجام داده ام
از شعر خوبش هم ممنونم ولی مطلب من ربطی به آدمخواره نداشت به دختر رومی مربوط می شد و اینکه بیچاره را نباید بخاطر یک رابطه مختصر با دختر رومی اینقدر کوبید
واقعاً عالی بود و شدیداً مکیّف شدم
به نظر من هم شعر ج مشکوک بود و اگه کار خودش باشه که ای‌ول داره.
شعر مرتض هم خیلی جالب بود و دیگه چیزی از مددکار باقی نگذاشت! آخه آدم این‌قدر جوگیر؟! حالا حکیم یه چیزی گفت، شما باید این‌جوری تشویش اذهان عمومی کنی و آبرو از مددکار باقی نگذاری؟! البته داستان اعترافات صاحب حسن و پخش فیلمی از اون (به زودی!) رو که یادت هست؟ و شایان ذکر این‌که روایت اصیل کیمیاگر در مورد قضایای زن آدم‌خواره در راه است. به زودی!
راستی هر کار کردم این کْمْر (کمر به سکون کاف و میم!) رو نتونستم تلفّظ کنم! حالا می‌گفتی به سکون میم باز یه چیزی!
دکتر جان از همه‌ی راه‌هایی که گفتی امتحان کردم ولی جواب نگرفتم:
با safe mode رفتم و فرمت کردم، حتّی تا 100 درصد هم پیش می‌ره و دست آخر خطا می‌گیره. اون نرم‌افزارها هم هیچ‌کدوم کاری نکردند و راه حل آنلاین هم فکر نمی‌کنم جواب بده. به نظرم بهترین راه حل اینه که فلش رو بذارم روی زمین و سنگی بزرگ حواله‌اش کنم! به هر حال ممنون از راهنمایی‌های خوبت.
راستی اون ویروسی هم که فکر می‌کردم کارخرابی از اونه، یعنی smss.exe، در واقع یکی از فایل‌های سیستمی ویندوز بود و وقتی با لینوکس حذفش کردم، ویندوز خراب شد و مجبور شدم repair کنم. نمی‌دونم حالا کار خرابی از چه ویروسیه، ولی هرچی هست توی فولدر کتاب‌ها و متون فلسفه جا خوش کرده! البته تا جایی که من متوجّه شدم.
باز هم سپاس بی‌اندازه دارم.
ای وای بر من ای وای بر من ....آنچه گفتم مربوط به روابط زشت و کثیف مدد کار با زن ادمخواره بود ....من انرا در جریان بودم...این دختر رومی را نمیدانستم.....پس این مفلوک دختر رومی را هم آره.....بابا مددکار.....گویا این شیوه نوینی از مددکاریست....



یا شیخ این قواعد بلاگی تو راباید بدهیم دست مددکار تا یک حالی بهش بدهد....

وجی جان زیاد به این کمر مددکار گیر نده....هرجور دوست داری تلفظش کن سریع برش گردان دست مددکار چون میبینی که بدجور بهش نیاز دارد...

حالا می فهم چرا ک یک مدت است ناپدید شده...نظر شما دوستان چیست آیا شما هم فکر میکنید مددکار بلایی چیزی سر ک آورده و ک ناپدید شده؟
آیا ک زودتر از من به راز مددکار پی برده و قصد گرفتن حق السکوت داشته که مددکار سربه نیستش کرده....

این سوال و هزاران سوال دیگر در مورد ماهیت اسرار امیز مددکار را در برنامه دیگر باهم به بررسی خواهیم نشست...
مرتض! میگم یه بار دیگه به داستان سیاه لب کلفت و دختر رومی برگرد. از تو این گونه اخته تاختن بعید بود! دکی که خود اعتراف دارد به ترتیب دادن سیاه آدمخواره! بر اساس کدام شواهد و قرائن همه چیز به یکباره برگشت و ان شناگر سیاس تبرئه شد و از مهلکه جان بدر برد. نکنه حکایت هر چی سنگه همه پیش پای لنگه را می خواهید اینجا هم زنده کنید. داداش من! حکیم که با فریاد گفته کار خودش بوده. آن مثنوی عریض و طویل در باب ایثارگری و جان نثاری و این سکندری خوردن و شیرجه رفتن و چون بوفون افتاده به پای دخت رومی که از مخ مبارک حکیم تراوش نمود. من هیچ کاره بیدم .حکیم خواب دید و هوس بوسیدن نمود و دست آخر دستش به ظاهر کوتاه گشت و به پای اوفتاد! این مددکار کجا بیده که اینگونه مورد هجمه قرار گرفته و اینگونه تشویش اذهان عمومی نموده اید. خوب است الان لحظه ای اون خنده های مشهور حکیم را تداعی کنید تا ببینید چگونه در کناری نشسته و کرسی وعظ گذاشته و طرفین را به حفظ آرامش دعوت می کند به ریش ما جانانه و رندانه می خندد! بیچاره مددکار که در حاشیه است و ایمن نیست و خوش به حال حکیم که در متن است و در امان.
گنه کرد در بلخ آهنگری
به شوشتر زدن گردن مسگری!
ما رو باش که برای بازگشت اعتماد بنفس مرتض با جناب حکیم شاخ به شاخ شدیم و فکر می کردیم پنجه در پنجه شیر گذاشتیم و زورآزمایی کردیم نگو که جناب حکیم شیرگونگی را به کناری نهاده و روباهانه(1) پا به عرصه نهاد!
1- به جای زور بازو مخش بکار بگرفت
تازه بعد از عمری و با سوخت و ساز میلیون ها سلول شعری سرودیم و محل تشکیک شد. امیدوار شدم که شعرم خاطب دارد
تازه مرتض جان! آدمخواره را که طبق روایت حکیم آن سه تای دیگر به روز ترتیب بدادندی و چه حاجت به انکار آن و کشف جدید تو بود! مگر نخواندی که جناب ک از طریق آزمایش دی ان آ به راز مگو پی برده و پرده از آن اسرار برداشته و حکیم را وادار به اعتراف نمود و ندیدی که چگونه حکیم همه ملت را پیچاند و در حکم ناجیو قهرمان ظاهر شد؟!
ظاهرا جناب حکیم به حکم قانون مصونیت دارد و هر چه از او بر می آید تقصیر اطرافیان است و خودش سلیم النفس! و اصلا حکیم ما مظلوم است و آماج حملات خصمانه و فدائیان حکیم زبان گویایش هستند!
کامنت جالبی بود ج جان
شعرت خوب بود بخاطر همین شک کردیم مایه امیدواریست جواب این کامنتها را با پستی خواهم داد
مجی جان تو هم ببین شرکت سازنده فلش تو توی اینترنت نرم افزاری برای تعمیر فلش داره یا نه
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی