در جواب اتهامات به حکبم
در دفاع از حکیم و جواب اتهام صاحب حسن:
حسابش چون که پاک پاک پاک است
نه او را ز اتهامت هیچ باک است
بگو هر آنچه اندر چنته داری
که بر ساقه آن گل نیست خاری
حکیم از آنچه میگویی بری بود
نه او خود آدمی بلکه پری بود
نه ز آدمخوار و نه زان دختر از روم
نشد آن ذهن پاک ای دوست مسموم
نکرد او سوی آنان التفاتی
نشد با دختران او هیچ قاتی
اگر باور نداری حرف من را
و دوری حکیم از جنس زن را
بپرس از کیمیاگر یا مددکار
که آیا دارد او با دختران کار؟
نه یک شاهد کند اثبات این جرم
نگردد هیچ کس محکومْ این فرم
بنابراین رها کن این سخنها
نمیچسبد چو بر آن مرد تنها
دهان سوخته آش نخورده
از آن دو هیچگه حظی نبرده
فقط یک بار آن هم آنچنانکه
سرودم در جواب تهمت ک...
به آدمخواره زن آن شب درآمیخت
الک آویخت او چون آرد را بیخت
ولی با دختر رومی نشد جفت
همه شبها به تنهایی همی خفت
تو آن چیزی که دیدی در سیاهی
حکیم ما نبد. در اشتباهی
کنون از روی ناچاری بگویم
به دیوار از خجالت هست رویم
که بود آن شب مددکار اندر آنجا
درآمیزیده با آن زن در آنجا
تو اندر آن سیاهی اشتباهاً
نفهمیدی که بوده پیش آن زن
چرا پنداشتی تو او حکیم است
که این خود سوء ظنی بس عظیم است
اگر داد او به تو حق السکوتی
که تا مخفی کند زان یار سوتی
مپندار اینکه او خود بود فاعل
به وصل دخترک او گشت نائل
چو حفظ آبروی دوست میخواست
کجی را کرد با پولی به او راست
به صاحبْحسن داد او یک تراول
که رسوا مینگردد یار فاضل
نمودم گند دیگر دوست را پاک
گریبان مرا تو میدهی چاک؟
گنه کرده به بلخ آهنگر، آخر
زنی تو گردن مسگر به ششتر؟
============
در جواب نماینده کیماگر:
اگر داد او به دختر یک تراول
مگو اینجا دروغی گفت قائل
اگر تو دخترک را دیده بودی
ترا از کله بر میخاست دودی
که لیلی چون وزغ بودی به پیشش
و صد شیرین نمیگشتی حریفش
کنون نادیده میگویی گران بود
شنو از من که او همارز جان بود
سفید امضا چکی میدادی ای یار
برای بوسه بر آن چهره یک بار
- ۹۱/۰۱/۲۰
سعی کن با داس فلش رو از تو safe mode فرمت کنی
اگه نشد از این آدرس
http://easy-net.persianblog.ir/tag/%D9%86%D8%B1%D9%85_%D8%A7%D9%81%D8%B2%D8%A7%D8%B1_%D9%81%D9%84%D8%B4_%D9%85%D9%85%D9%88%D8%B1%DB%8C
سه نرم افزار رو دانلود کن هر کدوم بدرد خورد به من هم خبر بده
از jetflash که آنلاینه استفاده نکن