در تشکر از دوستان در پی رباعیات ک
جمعه, ۲۶ خرداد ۱۳۹۱، ۰۹:۰۸ ق.ظ
از رنج حکیم بس تاثر دارم
امید شفا برای آن حر دارم
سنگین شده سینه ام در این غم گویی
بر فرق سرم هوای آجر دارم
...............
ای جان مجی سروده ات زیبا بود
هر قطره ای از کلام تو دریا بود
احسنت به تو که می نهی سنگ تمام
حرف دل تو شبیه حرف ما بود
.................
اشراق شکست و ذره اش محزون شد
مشاء سکون یافت، ز خط بیرون شد
شد فلسفه جویای حقیقت که چرا؟!
گفتند مکانی از زمان بیرون شد
امید شفا برای آن حر دارم
سنگین شده سینه ام در این غم گویی
بر فرق سرم هوای آجر دارم
...............
ای جان مجی سروده ات زیبا بود
هر قطره ای از کلام تو دریا بود
احسنت به تو که می نهی سنگ تمام
حرف دل تو شبیه حرف ما بود
.................
اشراق شکست و ذره اش محزون شد
مشاء سکون یافت، ز خط بیرون شد
شد فلسفه جویای حقیقت که چرا؟!
گفتند مکانی از زمان بیرون شد
==============
قربان تمام دوستانم گردم
جویا شدهاند هر کدام از دردم
بر مرتض و افشن و مجی و بر ک
صد بار درود میفرستم هر دم
از دست شکسته غم نباید خوردن
از بهر تن از چه روح را آزردن؟
گر دل شکند غم آن بود ای مشتی
بی دوست چه فرق زندگی با مردن
مشاء نبودم ای ک، سائق بودم (مشاء به معنی کسی که پیاده راه میرود و سائق به معنای راننده است)
اشراق ندیده سخت عاشق بودم
صد راه برفتم و نیم صدرایی (یعنی با سرعت صد راه میرفتم)
عارف نشده ز عقل فارغ بودم
- ۹۱/۰۳/۲۶