رمضانه
جمعه, ۶ مرداد ۱۳۹۱، ۰۲:۳۱ ب.ظ
پست قبلی با آنکه موضوعی جالب (از نظر من) داشت اما مورد توجه دوستان واقع نشد و انتظار مرا برآورده نکرد گفتم شاید روزه ماه رمضان و گرسنگی روز و سیری شب سبب آن شده باشد بنابراین گفتم تا وضع هر یک از دوستان را در این ایام به زبان شعر تصویر کنم تا ببینیم چرا حضورشان کمرنگ شده. (منظور حضور فعالانه است)
مجی:
بیگمان روزه به شهری خشک و گرم
دندِ انسان را کند بسیار نرم
آفتاب داغ آن کرده بخار
آب را اندر تن هر روزهدار
خون اهل شهر او باشد غلیظ
بس که باشد آفتابش تند و تیز
چون مجی از صبح تا شب میدود
تا که چرخ زندگی گردان شود
روزه بر او باشد ای جان سختتر
پس در آن دنیا بود خوشبختتر
پر کند آنجا شکم را از غذا
در کنار حوریانش، حبّذا
بهر آن دنیا به فکر است آن مجید
پس بلاگ دوستان قابل ندید
مرتض:
از محل کار او تا زندگیش
از ترخّص هست یک فرسنگ بیش
لیک دائم هست چون اندر سفر
آن سفر فرقی ندارد با حضر
پس ثواب روزه او بیحساب
روزههای ما خراب اندر خراب
که لمیدیم از سحرگه تا غروب
اینچنین بشنودهام که آن همام
برگزاریده نماز و شد امام
یک جماعت کرده پشتش اقتدا
از میان دختران با صفا
خوانَد او البته با فتوای خویش
که بود در پشت امام و خلق پیش
بس که باشد دائماً در این نماز
به بلاگ دوستان نبود نیاز
افشن:
روزه افشن بود چون روزهام
چونکه ما را نیست از آن هیچ غم
گر چه کار من کنون تعطیل شد
کار او از ابتدا تعطیل بُد
او به دفتر خفته و من در اتاق
روزه بهر ما نباشد هیچ شاق
لیک اجر روزه او بیشمار
روزه ما پیش آن کی در شمار
تشنگی او ز نوعی دیگر است
تشنه حق است نه این آب پست
او گرسنه هست اما نز طعام
نه پیِ صبحانه و ناهار و شام
سینهاش همچون زمین و چون مطر
فیض حق بر آن ببارد سر بسر
غرق و محو و مات و مسحور خداست
راه او از اهل آجر خود جداست
مجی:
بیگمان روزه به شهری خشک و گرم
دندِ انسان را کند بسیار نرم
آفتاب داغ آن کرده بخار
آب را اندر تن هر روزهدار
خون اهل شهر او باشد غلیظ
بس که باشد آفتابش تند و تیز
چون مجی از صبح تا شب میدود
تا که چرخ زندگی گردان شود
روزه بر او باشد ای جان سختتر
پس در آن دنیا بود خوشبختتر
پر کند آنجا شکم را از غذا
در کنار حوریانش، حبّذا
بهر آن دنیا به فکر است آن مجید
پس بلاگ دوستان قابل ندید
مرتض:
از محل کار او تا زندگیش
از ترخّص هست یک فرسنگ بیش
لیک دائم هست چون اندر سفر
آن سفر فرقی ندارد با حضر
پس ثواب روزه او بیحساب
روزههای ما خراب اندر خراب
که لمیدیم از سحرگه تا غروب
اینچنین بشنودهام که آن همام
برگزاریده نماز و شد امام
یک جماعت کرده پشتش اقتدا
از میان دختران با صفا
خوانَد او البته با فتوای خویش
که بود در پشت امام و خلق پیش
بس که باشد دائماً در این نماز
به بلاگ دوستان نبود نیاز
افشن:
روزه افشن بود چون روزهام
چونکه ما را نیست از آن هیچ غم
گر چه کار من کنون تعطیل شد
کار او از ابتدا تعطیل بُد
او به دفتر خفته و من در اتاق
روزه بهر ما نباشد هیچ شاق
لیک اجر روزه او بیشمار
روزه ما پیش آن کی در شمار
تشنگی او ز نوعی دیگر است
تشنه حق است نه این آب پست
او گرسنه هست اما نز طعام
نه پیِ صبحانه و ناهار و شام
سینهاش همچون زمین و چون مطر
فیض حق بر آن ببارد سر بسر
غرق و محو و مات و مسحور خداست
راه او از اهل آجر خود جداست
- ۹۱/۰۵/۰۶
ماه رمضان مبارک