خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

........

دوشنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۱، ۱۱:۵۲ ق.ظ
اعتراضاتی است مر ابدال ر ا

 مر رفیقان شل و بیحال را

تخم دو زرده گذارید ای مهان

 با چنین فعالیتهای کلان

 گر بمیرم من بمیرد این سبق

 گر چه تلخ است این ولی شد حرف حق

 تسلیت را هم نخواهد گفت کس

 کآمدم بی خاصیت رفتم عبث

 آمدم هر روز و دیدم از نظر 

اندر این وبلاگ نبود خود خبر

برای این که پست حکیم خراب نشه این مطب جالب را کپی کردم. هر چند می دونم مطلوب حکیم نیست این جور کارا

امتحان شفاهی فیزیک در دانشگاه

 

 

:استاد سختگیر فیزیک اولین دانشجو را برای پرسش فرا میخواند و سئوال را مطرح میکند

شما در قطاری نشسته اید که با سرعت هشتاد کیلومتر در ساعت حرکت میکند و ناگهان شما گرما زده شده اید، حالا چکار میکنید؟

:دانشجوی بی تجربه فورا ً جواب میدهد

. من پنجره کوپه را پائین میکشم تا باد بوزد

:اکنون پروفسور میتواند سئوال اصلی را بدینترتیب مطرح کند

حال که شما پنجره کوپه را باز کرده اید، در جریان هوای اطراف قطار اختلال حاصل میشود

:و لازم است موارد زیر را محاسبه کنید

محاسبه مقا ومت جدید هوا در مقابل قطار؟

تغییر اصطکاک بین چرخها و ریل؟

آیا در اثر باز کردن پنجره، سرعت قطار کم میشود و اگر آری، به چه اندازه؟

.حسب المعمول دهان دانشجو باز مانده بود و قادر به حل این مسئله نبود و سرافکنده جلسه امتحان را ترک کرد

.همین بلا سر بیست دانشجوی بعدی هم آمد که همگی در امتحان شفاهی فیزیک مردود شدند

:پروفسور آخرین دانشجو را برای امتحان فرا میخواند و طبق معمول سئوال اولی را میپرسد

شما در قطاری نشسته اید که با سرعت هشتاد کیلومتر در ساعت حرکت میکند و ناگهان شما گرما زده شده اید، حالا چکار میکنید؟

.این دانشجوی خبره میگوید؛ من کتم را در میارم

.پروفسور اضافه میکند که هوا بیش از اینها گرمه

.دانشجو میگه خوب ژاکتم را هم در میارم

.هوای کوپه مثل حمام سونا داغه

. دانشجو میگه اصلا ً لخت مادر زاد میشم

.پروفسور گوشزد میکند که دو آفریقائی نکره و نانجیب در کوپه هستند و منتظرند تا شما لخت شی

:دانشجو به آرامی میگوید

میدانید آقای پروفسور، این دهمین بار است که من در امتحان شفاهی فیزیک شرکت میکنم واگر

.قطار مملو از آفریقائیهای شهوتران باشد، من آن پنجره لامصب را باز نمیکنم

 

  • ۹۱/۰۷/۱۰

نظرات (۹)

  • شکرانه مصطفوی
  • سلام و عرض ادب

    علت لجبازی بچه ها چی میتونه باشه؟
    توجه ناکافی والدین ممکنه که عامل لجبازی کودک بشه. به این معنا که چون کودک دچار کم توجهیه، با لجبازی قصد جلب توجه والدین رو داره و تلاش می کنه تا از این راه توجه اونا رو جلب کنه. بعضی از پدر و مادرا هم به کودک «توجه مشروط» می کنن؛ مثلا پدر یا مادر به فرزند خود میگه: «اگه این کار رو بکنی، پسر یا دختر خوبی هستی» در واقع اونا با این کارشون کودک رو مشروط بار میارن . از طرف دیگه ای پدر و مادرای هم هستن که با توجه زیاد به کودک اونو لجباز بار میارن.
    جناب حکیم باشی! علت ممکن است در این کامنت خواهر محترممن باشه که کودکان به خاطر توجه ناکافی دست به لجبازی بزنند و توجه خود را مشروط به توجه والد نمایند
    زنده باشی حکیم باشی. تو به ما انگیزه می دی .
    تو برای این که وبلاگ خانه دوستان شود
    خون دلها خورده ای
    تو برای این که اجر گوهری تابان شود
    رنج دوستان برده ای
    ممنون ج جان
    این پست قبلی بعد از آنکه یک شعر طولانی ضمیمه اش کردم جز کامنت مرتض که البته خودم به او اطلاع داده و تقاضای اصلاح کرده بودم هیج کامنت دیگری به خود ندید و این کم کاری از تو هم بود و البته از ابوالتاخیر وبلاگ
    حکیم جان بابت پست قبلی عذر می خوام. آخه من فکر کردم نظراتم رو نوشتم و دیگه ضرورتی نداشت. البته الان که خوب دقت کردم متوجه شدم حق با شماست
    این پست طنز خیلی خوبی داشت ولی فقط هدف از آوردن آن را متوجه نشدم اگر چیز دیگری در ذهن دارید ون داستان طنزی می آورید خوب است تا حدی به آن نکته هم اشاره بکنید
    من اگر جای آن استاد بودم از همان اول سوالم را کامل مطرح می کردم یعنی اگر داخل قطاری ... و کسی پنجره را باز کند الخ...
    مرتض جان تو که به فکر ما نیستی ولی این لینک رو بگیر تا لااقل واتز اپ رو روی بلک بریت فعال کنی
    http://www.softgozar.com/WebPage/SoftwareDescription.aspx?SoftwareId=1669&Title=%D8%AF%D8%A7%D9%86%D9%84%D9%88%D8%AF%20WhatsApp%20Messenger%20%D8%A8%D9%84%DA%A9%20%D8%A8%D8%B1%DB%8C
    اگر عمل نکرد whats app را در softgozar جستجو کن
    اگر باز هم نشد برو به
    http://109.230.108.108/vb/showthread.php?t=60524
    راهنمای نصب هم اینجاست
    http://109.230.108.108/vb/showthread.php?t=60524&s=cb9c475d6e2353c7e19314cd31eb4686&p=306577#post306577
    اول این که وقتی خوندم خیلی خوشم اومد و خواستم دوستان را در این خوشی شریک کنم. بعضی تیکه کلام های خاص حکیم درش بود و به سبک طراحی سوالات طنز حکیم هم جور بود. یاد دوران خوابگاه افتادم و دیدم خالی از لطف نیست که دوستان هم بخوانند و لبخندکی بلکه بر لبان مبارک نقش بندد
    با مزه بود !
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی