خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

جعل

شنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۱، ۱۲:۱۰ ب.ظ
پیام مجعول فرستادن با نام شخصیتهای مشهور چند سالی است که در ارتباطات موبایلی مرسوم است. کسی که جمله‌ای به ذهنش می‌رسد و آن را جذاب می‌یابد آن را به نام کوروش و داریوش و انشتین و مانند آن‌ها منتشر می‌کند و سخن او به سرعت فراگیر می‌شود و البته معمولاً به همان سرعت هم فراموش می‌شود اما این سوءاستفاده در هر حال رایج شده است. 

آنچه اکنون و در چند ماه اخیر مرسوم شده ارسال پیام‌هایی به نام مرحوم دکتر شریعتی است. گاه جدی و گاه طنز، که البته تعداد پیام‌های طنز رو به افزایش است و تقریباً بوی نوعی تمسخر هم از آن می‌آید. به نظر من شریعتی متفکری است که تقریباً به تاریخ اندیشه ما پیوسته است. مانند برخی ابزار دیجیتالِ ده سال پیش که به علت گذر زمان دیگر آن جذابیت را برای ما ندارند. البته آثارش شاید روزی با رونق مجدد هیجانات مذهبی با اهدافی که شریعتی در پی آن بود، دوباره مورد اقبال واقع شود، اما در هر حال او متفکری بسیار زمان‌مندتر از دیگر متفکران مشهور ماست. 

اکنون در این‌باره نمی‌خواهم بنویسم. مسأله این پیام‌هاست که به نظر من تحقیرآمیز است. من با بسیاری از آرای آن بزرگ مخالفم لیکن برای او و شور او احترام قایلم. مهم نیست که از او چه سوءاستفاده‌هایی شد، مهم نیست که جه آثاری بر فعالیتهای او مترتب شد؛ اما او اندیشمندی دردمند بود و به گمانم ناآگاهِ از بسیاری از پیامدهای افکارش. من می‌توانم باور کنم که بسیاری از پیام‌های با سخنان مجعول، خودانگیخته باشند، اما این مورد را هدفمند می‌دانم. این تمسخری برنامه‌ریزی شده است هرچند حلقه‌های میانی ارسال این پیام‌ها از این نکته غافل باشند. پیام‌های متعددی به نقل از شریعتی به دستم رسیده است مثلاً  

«اگر کسی بهت بدی کرد هرگز فراموش نکن و در اولین فرصت دهنش رو سرویس کن. دکتر شریعتی با اعصاب خراب» 

«آیا از موهای زائد بدنتون خسته شدین؟ زنگ بزنین تا یک جمله بگم پشماتون بریزه. دکتر شریعتی در حال تبلیغ در فلرسی وان» 

فکر نکنید چون حالا من کمی مثلاً در فضای فکری هستم این پیام‌ها برای من می‌آید، بلکه دیده‌ام که برای اکبر آقا و قمر خانم هم می‌آید و آن‌ها می‌خندند. کسانی که از شریعتی فقط اسمش را شنیده‌اند. 

حقیقتاً من هدف این کار را نمی‌دانم ولی حدس می‌زنم (فقط حدس) که گروه‌هایی به دنبال آن‌اند که همه راه‌های جایگزین روی آوردن افراد به دین را ببندند. یعنی روشنفکران دینی را مورد تمسخر قرار دهند. مدل رویکرد بازرگان، شریعتی، سروش و البته در سطحی پایین‌تر الهی قمشه‌ای و رویکردهای عرفانیِ نو، حلقه‌های نهایی اتصال به دین برای کسانی‌اند که از جریان رسمی دین فاصله گرفته‌اند و مورد حمله قرار دادن آن‌ها به این سبک سبب خواهد شد تا روی‌گردانان از جریان رسمی مستقیماً وارد جریان بی‌دینی شوند. اگر کسانی از درون جریان رسمی دست به تخریب این شخصیت‌ها می‌زنند در حقیقت بر سر شاخ نشسته‌اند و بن آن را می‌برند. مگر آنکه معتقد باشند که آنکه همفکر ما نیست بهتر است کافِر شود که البته کوته‌بینانی با این فکر نیز وجود دارند. ولی حدس من (باز هم فقط حدس است) این است که دقیقاً طیف مخالف است که دارد چنین کاری می‌کند یعنی کسانی که اساساً از دین خارج شده‌اند به تدریج به حذف شخصیت‌های معتدل‌تر دینی خواهند پرداخت. 

و یک شاید دیگر هم وجود دارد. کسانی که از نقش شریعتی در انقلاب عصبانی‌اند و نوعی فرونشاندن خشم خود و انتقام از او را پیشه خود ساخته‌اند.

از نظر مجی:

مهم‌تر از اهداف برنامه‌ریزی شده‌ای که مثلاً از سوی جریان رسمی حاکم و یا طیف مخالف در این قضیه ممکن است دنبال شود، به نظر من آن زمینه‌ای است که این هجویات را میدان می‌دهد، به طوری که بسیاری خریدار آن هستند یعنی از آن استقبال می‌کنند و آگاهانه یا ناآگاهانه آن را ترویج می‌کنند. این زمینه که تا حدود ده سال پیش چندان مطرح نبود، در فرهنگ کنونی ما به نظرم مربوط می‌شود به سبک زندگی جدیدی که ترجیح می‌دهد همه‌چیز را به سخره بگیرد تا اگر می‌بیند که از گرفتن داد خود در دنیای بیرون ناتوان است، حدّ اقل دقّ دلی‌ای در بیاورد؛ خندیدن و مسخره کردن که خرجی ندارد و تاوانی نیز هم! خصوصاً در مورد اموری که از فرط جدّیت، افرادی ممکن است احساس کنند که چیزی به آنها فرو شده و آزارشان داده است.

  • ۹۱/۰۸/۲۰

نظرات (۵)

این پیام های تمسخرامیز مدت ها است که باب شده و برخلاف سایر سوژه ها دوام این یکی بیش از یک سا ل است و با نظر حکیم کاملا موافقم که این خط فکری از جای خاصی نشات گرفته و همچنان هم ادامه دارد و عوام هیجان زدهو فاقد سرگرمی هم به آن دامن می زنند. آنها که چنین شیوه غیر اخلاقی را در پیش گرفتند خوب می دانند چگونه ذهن جامعه را نسبتا به دگراندیشان تخریب کنند و سم وارد افکار جامعه کنند. من مطمئنم پشت این جک های تمسخرآمیز یک جریان کاملا هدفمند است که آنرا بشدت رواج می دهد و تا دورافتاده ترین روستاها هم می برد. به نحوی که هر کس بزش را هم گم کرده باشد آن را به شریعتی نسبت می دهد. و البته اگر به سایر مقامات قدیس شده امروز کوچکترین تلنگری زده شود فردا همان روز کارش با کرام الکاتبین است. امروز شریعتی و فردا نوبت دیگران است. رسانه ای برای آگاهی بخشی نیست و کسی نیست که در مقام مدعی العموم جلوی این ابتذال کلامی را بگیرد. و البته این به معنی مخالفت با آزادی بیان نیست. آزادی هم باید با حفظ شان و حرمت افراد باشد. تمسخر و استهزا آزادی نیست و مهمتر از آن یک اندیشه را سیبل قرار دادن در پیشگاه اخلاق نابخشودنی است
ممنون افشین جان از نظرت
گفتم کسی شاید در این باره همفکر من نباشد در هر حال اگر دو دوست دیگر نظری دارند شنونده ام
دکتر جان به موضوع جالب توجّهی پرداختی و دقّت نظر خوبی هم به کار برده‌ای. با نظراتت موافق‌ام و در حقیقت فکر می‌کنم تمام حدسیاتی که مطرح کردی می‌تواند درست باشد. دست یافتن به منشأ طرّاحی این پیام‌های هجوآمیز برای ماها ممکن نیست و البته که بیش از یک منشأ واحد دارد و حدسیاتی هم که زدی همین را نشان می‌دهد. مهم‌تر از اهداف برنامه‌ریزی شده‌ای که مثلاً از سوی جریان رسمی حاکم و یا طیف مخالف در این قضیه ممکن است دنبال شود، به نظر من آن زمینه‌ای است که این هجویات را میدان می‌دهد، به طوری که بسیاری خریدار آن هستند یعنی از آن استقبال می‌کنند و آگاهانه یا ناآگاهانه آن را ترویج می‌کنند. این زمینه که تا حدود ده سال پیش چندان مطرح نبود، در فرهنگ کنونی ما به نظرم مربوط می‌شود به سبک زندگی جدیدی که ترجیح می‌دهد همه‌چیز را به سخره بگیرد تا اگر می‌بیند که از گرفتن داد خود در دنیای بیرون ناتوان است، حدّ اقل دقّ دلی‌ای در بیاورد؛ خندیدن و مسخره کردن که خرجی ندارد و تاوانی نیز هم! خصوصاً در مورد اموری که از فرط جدّیت، افرادی ممکن است احساس کنند که چیزی به آنها فرو شده و آزارشان داده است.
مجی جان دقت تو از من بیشتر است به اقتضای رشته و قدرت فکری تو
به نکته دقیقی اشاره کردی و ای کاش بیشتر درباره این نکته بنویسی
من این چند خط آخر تو را به خود پست اضافه می کنم
ممنون
همین الان که ایمیلم رو باز کردم یکی که در سطوح مدیریت فرهنگی در کشور فعالیت می کند این را برای من فرستاد:
«خانومهایی که فکر میکنن برای به دست آوردن دل شوهراشون باید به شکمشون رسید ٬یه کم سطح بالا فکر میکنن !!!
دکتر شریعتی بعد از صرف شام شب جمعه»
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی