خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

متنی از گذشته

دوشنبه, ۴ دی ۱۳۹۱، ۰۱:۴۵ ب.ظ

هنگام گشت و گذار در کامپیوتر، متنی را دیدم که قدیما نوشته بودم ولی پستش نکرده بودم یک شعری هم آخر مطلب بود که احتمالا آن را هم نفرستاده‌ام همینقدر مشخص است که متن بعد از مزین کردن مجی مر عدلیه را به قدوم خویش، نوشته شده است. شاد باشید


تحقیق در حوزه علوم انسانی در کشور ما فقط برای آن است که کُمِیت زندگی کسانی که در این رشته‌ها تحصیل کرده‌اند لنگ نماند. در‌واقع کرَم متصدیان امور است که زندگی هزاران محقق این حوزه را می‌چرخاند و یا درباره کسانی که تحقیق کار جانبی آنهاست کمکی به مخارج زندگی آن‌ها می‌کند. در‌واقع هیچ‌کس ضرورتی در این تحقیق‌ها می‌بیند، اما حمایت مالی از این تحقیق‌ها مانع از بیکاری عده‌ای می‌شود و علاوه بر این نوعی بیلان کاری در رابطه با تولید علم (خنده حضار) ایجاد می‌کند تا به خود ببالیم که رتبه تولید علم کشور ما فلان‌قدر بالا رفته است (باز هم خنده حضار).

زمانی یکی از دوستان من در رشته اقتصاد می‌گفت گاهی وقتها لازم می‌شود که دولت عده‌ای را استخدام کند تا چاله بکنند و عده‌ای دیگر تا آن چاله را پر کنند صرفاً به دلیل کاستن از بیکاری. به نظر من بیشتر کارها در حوزه‌های پژوهشی علوم انسانی چنین حالتی دارد یعنی نه تنها از محصول آن‌ها (در صورت مفید بودن) استفاده‌ای نمی‌شود بلکه اساساً باور به استفاده از آن‌ها نیز وجود ندارد. به نظر من این مورد اخیر بسیار مهم است زیرا تا باوری به لزوم استفاده از آن تحقیق‌ها وجود نداشته باشد روز به روز از کیفیت آن‌ها کاسته می‌شود. طبیعی است که وقتی پژوهشگر می‌بیند بهره‌ای از تحقیق او گرفته نمی‌شود دیگر انگیزه کافی را نداشته باشد.

به عنوان کسی که سالها در فضاهای دینی و فلسفی حضور داشته‌ام و با توجه به اینکه بسیاری از مسؤولان نیز برخاسته از چنین محیطی هستند علت چنین مسأله‌ای را عمیقاً درک می‌کنم. علت بی‌رغبتی و ناباوری به تحقیق‌ها و بهره بردن از نتایج آن‌ها، آن است که پاسخ‌ها از قبل وجود دارند و می‌دانیم که تحصیل حاصل فایده‌ای ندارد. وقتی می‌دانی که چگونه باید جامعه را به سمت اخلاق به پیش ببری، چه نیازی به تحقیق‌های اجتماعی است؟ وقتی می‌دانی که سیستم درست اقتصادی چیست، چه نیازی به تحقیق‌های اقتصادی، آنهم برگرفته از اندیشه اقتصاددانان غربی است؟ وقتی می‌دانی که با اجرای حدود و تعزیرات می‌توان جلوی بزه‌کاری در جامعه را گرفت دیگر به انسان‌شناسی و جرم‌شناسی و جامعه‌شناسی چه نیازی داریم؟ وقتی با یک سری توصیه‌های اخلاقی می‌توان مشکلات عاطفی و رفتاری و امثال آن را حل کرد، چه نیازی به پژوهش در زمینه روانشناسی و مددکاری وجود دارد؟


اکنون برای تلطیف این متن نسبتاً جدی چند بیت هم می‌آورم باشد که دوستان به هوای خواندن شعر، آن متن جدی را هم بخوانند.

آن مجی که جمله فکر و ایده است

این زمان به عدلیه چسبیده است

آنکه شاه صفحه شطرنج بود

آمده تا حد سربازی فرود

لیک این قدرش نکاهد پیش من

که مجی سرو است و اینجانب چمن

این سخن تنها بود از روی درد

که بود میدان تهی و اوست مرد

زر بباید ریخت زیر پای او

تا کند تحقیق و فکر و جستجو

لیک در این ملک داغان و خراب

هر کسی در جیب خود دارد جواب

چون‌که پاسخها همیشه روبروست

پس چه حاجت به تلاش و جستجوست

معنیِ تحقیق ای مشتی همین

هست بی‌تردید در ایران‌زمین

اینکه تنها بهر قوت لایموت

ماست‌مالی‌ای نمایی در سه سوت

تا که چرخ زندگی گردان شود

همچنین آمار هم بالا رود

کار علمی را در مثل ای نور جان

پادشاه لخت و خیاطان بدان

جمله می‌دانند عریان است شاه

لیک گفتن راست را نبود صلاح

  • ۹۱/۱۰/۰۴

نظرات (۶)

در دو پست اخیر به مجی پرداخته‌ام این بهانه‌ای است تا بگویم:
گر چه مج هرگز ز ما یادی نکرد
از من او را صدهزاران یاد باد
البته امیدوارم در این وضعیت وانفسای کاری او به همان عدلیه با چسب یک دو سه بچسبد که با این اشعار یک دسته سبزی هم نمی‌دهند
ضمنا یک فایل صوتی چند روز پیش درباره وضع معلولین فرستادم نمی‌دانم شنیده‌اید یا نه
دکی جان ما پژوهشگران راست قامتان جاودانه تاریخیم.........
جانا سخن از زبان ما می گویی، واقعا اگر کسی بتونه حتی به تعداد انگشتان یک دست تحقیقی در حوزه علوم انسانی بیاره که در عمل اجرا شده باشه باید گفت که واقعا از نظر علمی نه تنها در خاور میانه بلکه خاور دور و باختر هم از لحاظ علمی اول هستیم. هر چند که علوم تجربی و ریاضی وضع بهتری از علوم انسانی دارند اما انجا هم نسبت تحقیقات آبکی بسیار بالا است و چیز جدید عاید ملت نمی شود.
آورین و آورین خوب است این1
نکته ای زیبا و مطلوب است این
چون بدانی این حقیقت، تلخ نیست
کعبه ی گمراه غیر از بلخ نیست
تلخی این غم شود آنگه پدید
که شرنگی داشت اما کس ندید
چون تو را بر تلخی غم دانش است
این بکام اهل دل خوب و خوش است
تلخ بود اما حلاوت دادی اش
در درون کام ما بنهادی اش
چون مهار ما بدست مدعی است
چاره ما دکترا جز صبر چیست؟
تیغ را در دست زنگی داده اند
بابت گردن زدن آماده اند
علم هم چون گردنی دارد ظریف
ساده باشد بعد ازین کار حریف
او گمان دارد که ما مشتی خریم2
که ز کاه جهل لذت می بریم
جز خریت هم نباشد چاره ای
ور نه هم مفلوک و هم آواره ای
گرچه ما را لذتی در کار نیست
شکر عمر ما که او بسیار نیست.


توضیح: 1- آورین در واژه نامه ی افشنُ اللغات فی مقعد الممات به معنی آفرین و مرحبا آمده است.
2- دور از جان شما 4 نفر
آورین، این غوب است لکن اونای دیگه توهم است، آورین
ممنون از نظرات دوستان ر مخصوصا شعر زیبای ک
جواب او را به شعر خواهم داد فعلا فقط عرض تشکر است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی