خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

مثلانه 3

چهارشنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۲، ۰۹:۰۷ ق.ظ
در ناامیدی بسی امید است

در نومیدی بسی امید است

اول ببینیم که کدام یک از مصرع‌های بالا درست است

جواب درست نومیدی است

وزن این شعر از نظامی این است

مستفعل فاعلات فعلن

و قبلا گفته‌ام که مستفعل را می توان با اختیار شاعری به مفعولن تبدیل کرد

اما چگونه در نومیدی بسی امید می تواند باشد؟ سخن معقول این است که بعد از نومیدی بسی امید است و این با مصرع بعدی که می گوید پایان شب سیه سپید است سازگارتر است

  • ۹۲/۰۱/۲۸

نظرات (۷)

دوباره نرمجان را فعال کرده‌ام موضوع امنیت در اینترنت است به تقاضای مجی ولی امیدوارم بدرد دو دوست دیگر بخورد
البته سلسله پستهایی خواهد بود اگر خدا بخواهد
اگر یک پستش بدرد شما نخورد شاید رد پست دیگری چیزی مفید برای امنیت خود پیدا کنید
موفق باشید
البته آدرس نرمجان را می‌دانید محض یادآوری
http://narmajan.blogfa.com
خوشحالم که نرمجان جانی گرفت. دست مریزاد که مرا شرمنده لطفت کردی مثل همیشه.
امّا در مورد این مثلانه، نظر خاصّی ندارم جز این‌که بنده خدا نظامی به احتمال زیاد برای رعایت وزن مجبور بوده که این‌طوری بگوید (در نومیدی ...). احتمال دیگر هم این‌که قدما پایان چیزی را حاصل بالقوّگی‌های آن می‌دانستند و کذا سپید بودن پایان شب سیه، یعنی این‌که سپید بودن در دل شب سیه نهفته است و در پایان آن آشکار می‌شود. شاید از این جهت هم هست که شب را آبستن (حادثه و فتنه و غیره و ذلک!) می‌دانستند چنان‌که حافظ گفته:
بدان مثل که شب آبستن است روز از تو
ستاره می‌شمرم تا که شب چه زاید باز
و یا:
گویند شب آبستن و این است عجب
کاو مرد ندید از چه آبستن شد؟!
و یا:
فریب جهان قصه‌ی روشن است
سحر تا چه زاید شب آبستن است

احتمالاً منظور از «در نومیدی» هم همین است که در دل نومیدی ظرفیتی از امید نهفته است که در نقطه‌ی اوج آخرش امکان بروز می‌یابد.
مجیجان ممنونم از نظر مفصلت (که آن را به خودِ پست منتقل خواهم کرد)
می‌خواستم همین حرف تو را البته به قالب طنز و با زبان هگلی بر اساس آنکه هر تزی آنتی‌تز را در خود دارد و نیز با زبان ابهام‌آمیز هایدگری که بر اساس آن می‌توان به‌راحتی تفاسیری از نوعی که گفتی را صورت داد را بیان کنم
اکنون که تو به خوبی و با زبان خودت توضیح دادی ضرورتی در تکرار این سخن نمی‌بینم
ممنونم از حوصله‌ات
از لحاظ شعری و وزن و قافیه که در تخصص شما ست و من نظری ندارم. اما از لحاظ معنایی به نظر من هر مصراع به صورت جداگانه صحیح است و البته با مصراع بعد قرابتی ندارد. چون در مصراع اول ناامیدی با امید همزمانی دارد و در مصراع دوم همزمانی وجود ندارد و آغاز روشنی بعد از پایان تاریکی است. هر دو مصراع به صورت جداگانه از لحاظ معنایی درست هستند اما مکمل همدیگر نیستند. همزمانی نا امیدی و امید در مصراع اول در عالم واقع هم وجود دارد و نوعی بینش و طرز تفکر هست که به نظر می رسد با منطق سازگار نیست و بیشتر به باورهای فردی و دینی مرتبط است. به نظر من مصراع اول با بحث توکل به خدا یا امدادهای غیبی ارتباط دارد. انسان در سختی ها و مشکلات انجا مه قدرت منطق پاسخگوی نیازهایش نیست و مستأصل می شود به نیروی خارج از اراده خود متوسل می شود و به منبعی از غیب متوسل می شود و خود را در آن لحظه به دست قضا و قدر می سپارد. مثلا فرض کنید ترمز ماشین بریده و پرتگاهی در پیش است. راننده هیچ کنترلی بر ماشین ندارد و به سوی مرگ به پیش میرود در آن لحظه نامیدی محض که هیچ منطق مکانیکی پاسخگو نیست و کاری از عهده فرد برنمیآید، آنجا هم به نیروی امید درناامیدی متوسل می شود. درست در لحظه ای که تمام روزنه های امید بسته شده به کورسویی متوسل می شود. آنجاست که می گویند در ناامیدی بسی امید است.
دکتر جان ما رو از طنز هگلی ـ هایدگری محروم نکن. حالا من یه چیزی همین‌جوری سر انگشتم اومد پروندم. خلاصه خوشحال می‌شم چنان طنزی از قلمت بخوانم.
ممنون فشن جان از نظرت
تحلیلت از مصرع اول با مثال خوبی همراه بود مثالی که از پیچیده شدن تحلیل جلوگیری می کند پیچیدگی ای که شاید لازم نباشد و من از آن به طنز هگلی هایدگری یاد کردم
به نظر من تحلیل تو شاید به دیدگاه نظامی نزدیکتر باشد هر چند با نظرت درباره بی ارتباطی این دو مصرع موافق نیستم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی