خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

کوچک زیباست یا زشت؟

جمعه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۲، ۰۷:۳۳ ق.ظ

زمانی از یکی از دوستانم که رشته اقتصاد می خواند مطلبی شنیدم درباره کتابی با نام «کوچک زیباست» در رابطه با اهمیت و کارآیی نهادهای کوچک اقتصادی. البته من در رابطه با این موضوع چیزی نمی دانم اما می خواهم در این پست در حد یک فرد عامی درباره حسن و قبح نهادهای بزرگ اقتصادی بنویسم

شرکت های بزرگی مانند سامسونگ و اپل این امکان را دارند که به جهت درآمد بالا، هزینه های زیادی را هم صرف تحقیقات و پیشرفت بکنند کاری که نهادهای کوچک قادر به آن نیستند به نظر شما آیا شرکتی کوچک می‌توانست محصولی مانند آیفون تولید کند؟

از طرف دیگر شرکت های بزرگ نیروی کار کمتری را در نسبت با تعداد محصول تولیدشده به استخدام در می‌آورند که عامل افزایش نرخ بیکاری است

تصور کنید که اگر موبایل های سامسونگ را ده شرکت تولید می‌کردند در آن صورت تعداد بیشتری رئیس، معاون تا برسد به دربان مورد نیاز بود و استخدام می‌شد

به همین دلیل در درون من همیشه دو میل وجود داشته است یکی به سمت شرکت های بزرگ که حقیقتاً بسیاری از آنچه را الآن داریم مدیون آن‌ها هستیم مانند مایکروسافت که زندگی ما را متحول کرد و دیگر میلی به سمت شرکتهای کوچکی که علی‌رغم کارشکنی بزرگان، ارائه محصول می‌کنند البته قطعاً این شرکتها توان رقابت با شرکتهای بزرگ را ندارند و از این روست که باید قوانینی ضد انحصار وضع کرد تا شرکتهای بزرگ، کوچکها را نابود نکنند

این بحث کلی قضیه است اما وظیفه اخلاقی ما چیست؟ آیا در موقعیتی که محصولات شرکتهای بزرگ کیفیتی به مراتب بهتر دارند می‌توان از این سخن گفت که موظف به حفظ شرکتهای کوچک هستیم؟ شاید جواب اکثر افراد این باشد که نه. اما اگر کیفیتها نزدیک به هم باشند چه؟

مدتی قبل مطلبی خواندم از کسی که مدعی بود زمانی در شرکت جی ال ایکس که موبایل تولید می‌کند کار می‌کرده است او نوشته بود که رئیس آن شرکت می‌توانست ملک و خانه بخرد و الان بسیار متمول تر می‌بود ولی الان با این کار به حدود هزار نفر شغل داده است (نقل به مضمون). خوب البته کسی که می‌خواهد از کیفیت اپل یا سامسونگ بهره مند شود نمی‌تواند سراغ جی ال ایکس برود اما اگر قرار است چینی‌های ناشناخته بخریم شاید بتوان به این استدلال اهمیت داد و سراغ جی ال ایکس رفت

  • ۹۲/۰۲/۲۰

نظرات (۴)

من معتقدم وجود بنگاههای اقتصادی کوچک و بزرگ هر دو لازمه. مثلا الان شرکتهای خودروسازی را نگاه کنید. برای ساخت یک خودرو فقط یک شرکت فعالیت نمی کنه. دهها شرکت کوچک با تولید قطعات به شرکت مادر کمک می کنند تا خودرویی تولید کند و به بازار عرضه کند.
از طرف دیگر کیفیت لزوما با بزرگ بودن شرکت به دست نمیاد. بسته به نوع کار ممکنه یه شرکت کوچک هم بتونه کار کیفی خیلی خوب انجام بده.
به علاوه بنگاههای کوچک به تناسب سرمایه خود وارد بازار کار می شوند. هر کس به تناسب سرمایه خودش تولید می کند و برای طبقات مختلف کالاهای مختلف تولید میشه. همه که نمی تونن ایفون و ساسونگ برخن. همه که نمی تونن بی ام و بخرن.
شرکتهای کوچک برای این منظور و ایجاد اشتغال در صنایع کوچک مفید هستن
ممنون فشن جان
البته بحث من بیشتر در موردی است که شرکتهای کوچک تولیدکننده محصول نهایی هستند نه شرکتهایی که تولیدکننده قطعاتند
مثلا در نظر بگیرید تولید محصولات لبنی را که بجای شرکتهای خیلی بزرگ در اختیار شرکتهای کوچک متعدد باشد این هم رقابت را افزایش می دهد و هم عده بیشتری را شاغل می کند
نظر ما همان نظر اسلامی است که «خیر الامور اوسطها»! بنابراین بهترین شرکت‌ها و بنگاه‌ها و تولیدی‌ها و غیره‌وذلک‌ها! آنهایی هستند که نه‌چندان بزرگ و نه خیلی کوچک باشند! اصلاً باید این نظریه‌ی غربی «کوچک زیباست» رو با انتقاد سازنده‌ی بومی به چالش کشید و نظریه‌ی «حدّ وسط زیباست» را جایگزین کرد. مثلاً همین جی‌ال‌ایکس که اشاره شد یکی از نمونه‌های خوبه.
از شوخی گذشته، این موضوع (و مخصوصاً حمایت از تولیدکننده‌ی داخلی به توسّط مصرف‌کنندگان عمومی داخلی) واجد پرسش اخلاقی مهمّی است که در صورت جدّی گرفته‌شدن و اعتنای عمومی می‌تواند به تغییر مثبت مهمّی در زندگی ما منجر شود.
از حیث اخلاقی ماجرا، سعدی هم حکایتی مرتبط در بوستان دارد که حتماً خوانده‌اید و گفتگوی زن‌ومردی را نقل می‌کند که زن به شوهرش می‌گوید «که دیگر مخر نان ز بقّال کوی» و شوهر در پاسخ می‌گوید: «به امّید ما کلبه این‌جا گرفت / نه مردی بود نفع از او وا گرفت»
البته موضوع تقویت تولیدکننده و فعّال اقتصادی داخلی را ـ که اتّفاقاً از موضوعات مورد حمایت رسمی حاکمیت هم هست ـ در مقام نظر همه می‌پذیرند امّا در مقام عمل توجیهات فراوان هست برای نقض آن و مهم‌ترینش هم پایین بودن کیفیت داخلی و بالعکس! که ظاهراً قبول عام و عملیاتی حمایت از تولید داخل مشروط به رفع این نقیصه است و این هم از مصادیق واضح و مبرهن! دور و تسلسل باطل و از این حرف‌هاست!
تأکید مطلب دکتر البته ناظر به تولیدکننده‌ی داخلی و خارجی نبود و متوجّه هستم که وجه فنّی و اخلاقی قضیه را به طور کلّی مدّ نظر داشته است. از این نظر استدلال‌های مختلفی هست که دکتر هم به خوبی اشاره کرده. واقعیت به نظر من این است که هر یک از این دو (بزرگ / کوچک) بسته به کارکردی که در جامعه و جهان ایفا می‌کنند، می‌توانند به حیات خود ادامه دهند و اگر فرض کنیم که شرکت‌های بزرگ در کنار تولید محصولات نوآورانه و باکیفیت کم‌نظیر، آسیب‌های اخلاقی و اجتماعی از قبیل انحصارگری و نرخ بالای بیکاری را موجب شوند، بالاخره این موضوع جایی درز پیدا می‌کند و همین بحث‌های فلسفی ـ اخلاقی، به عنوان مثال، می‌تواند قضیه را تعدیل کند.
با نظر افشین هم کلاً و جزئاً موافق‌ام.
اعتراف می کنم که انتظار این نظر مفصل از مجی را نداشتم از او ممنونم مدتها بود که مانند مرتض خلاصه نویس شده بود واجب شد به دلیل این محبتش مدحی برای او بگویم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی