در بیان علت آنچه حکیم بر سر ک آورده بود از انگ و زجر
هست اسراری نداری زان خبر
تا بدانی آن حکیم بردبار
از چه رو می خواست ک را روی دار
داد حکم ارتداد از چه سبب
از چه رو خون ورا کردی طلب
داستان از این قرار است ای عمید
که ک در این مملکت خیری ندید
می کشید او رنج زین اوضاع بد
دائما آماده تا فحشی دهد
از زبان تیز او آزرده خلق
گاه سجاده دریدی گاه دلق
تا نمودی او ز هر مسؤول یاد
خواهر و مادر به هم پیوند داد
چون بدید این را حکیم، اندیشه کرد
که چسان سازد رها او را ز درد
گر چه ک با او بسی بد کرده بود
او به فکر انتقام اما نبود
یاد کرد از خاطرات صحبتش
گرچه رنجی برده بود از تهمتش
پس به خود گفت ار بر او انگی نهم
مخرجی زین غم نشانش میدهم
درد دارد کندن ریشه ز خاک
لیک چون با باد میپرّد چه باک
میپرد با انگ من همچون نسیم
ما گونها بستهپایان ماندهایم
خوانمش مرتد که تا زجرش دهند
تا که بعد آن غربیان اجرش دهند
چونکه پرونده شود اینجا سیاه
میدهندش بیگمان آنجا پناه
پس چنین کرد آن حکیم از فرط مهر
پر محبت سینه و پر خشم چهر
خواند مرتدش به امیدی که بعد
طالع نحسش بدل گردد به سعد
ک ولی از ابتدا بدبین چو بود
واقعیت را ندید او پشت دود
توطئه اندیشد و گویی فشن
مانعش هرگز نگردد زان سخن
- ۹۲/۰۵/۱۳
سلام دوست عزیز
╝══════════╚
╗════════════════╔
وبلاگت خیلی خیلی قشنگ
╝════════════════╚
╗═══════════════════╔
خوشحال میشم به من سر بزنی
╝═══════════════════╚
╗══════════════╔
نظر فراموش نشه
╝══════════════╚
╗════════╔
موفق باشید
╝════════╚
خیلی التماس دعا داریم از حضورتون...
یازهرا مادر شهیدان
*اَللّهُمَ الرْزُقْنا توفیقَ الشَهادَة*