نیست که نیست
چهارشنبه, ۱۳ شهریور ۱۳۹۲، ۱۱:۱۹ ق.ظ
چند روزی ز مجیجان خبری نیست که نیست
پستها آمد و از او نظری نیست که نیست
دائما در سفر است و بود از آجر دور
بیش از او مارکوپولو را سفری نیست که نیست
بر خطا بودم و اینگونه گمان میکردم
ارتباطات وی عصر حجری نیست که نیست
هست جایی که هوا نیست و اینترنت هست
به کجا رفته که از او اثری نیست که نیست؟
آتش هجر وی اندر دل من افتاده
بین که ناسوخته زان خشک و تری نیست که نیست
داند آن کس که چو من شیفته حُسنش شد
که به جز مهر مجیام هنری نیست که نیست
- ۹۲/۰۶/۱۳
این شعر را البته بدون اطلاع از این موضوع فرستاده بودم
شاید مناسب حال او نباشد
برای او و سه دیگر، آرزوی شادی دارم