خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

مناظرات غضنفر و زلفعلی 6 (با شرکت گل‌مراد)

چهارشنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۲، ۰۶:۱۵ ب.ظ
گل‌مراد- اتفاقی که اخیرا در فضای مجازی افتاد و از یکی از منسوبین امام، تصویری نه در شأن ایشان منتشر شد را شنیده‌ای؟
غضنفر- بله و اتفاقا مایه تعجب من شده است. چرا باید انتظار داشت که روی رفتار فرزند نوه کسی اینقدر حساس باشیم؟
گل‌مراد- چرا حساس نباشیم او منسوب به امام است و پوششی نامناسب بر تن دارد من نمی‌گویم چادر به تن می‌کرد ولی لااقل می‌توانست لباسی بهتر انتخاب کند
غضنفر- او مختار است که لباس  خود را برگزیند و قرار نیست نسل کسی همفکر او باشند مساله بر سر درستی و یا نادرستی عمل او نیست مساله بر سر این است که نباید فکر کنیم که رفتار او بر شأن امام می‌افزاید یا کم می‌کند پسر نوح اگر با بدان بنشست از شأن نوح کم نمی‌کند هر کس مسؤول عمل خویش است
گل‌مراد- اما واکنش فضای مجازی اینطور نبوده  و در عمل همه این دو مساله را به هم ربط می‌دهند
غضنفر- خب اتفاقا من از این مساله ناراحت شدم چرا که انواع توهین‌ها به این فرد و مادرش که تصویر اصلاح شده‌ای از او را منتشر کرده بود، در فضای مجازی منتشر شده است در حالی که حتی اگر خطاهایی هم صورت پذیرفته باشد به این افراد ربطی ندارد و اگر کسی از جد او خوشش نمی‌آید معنا ندارد که سر او خالی کند.
زلفعلی- من مخالفم معتقدم وقتی آنها از امتیاز خانواده امام بودن بهره‌مند می‌شوند به ناچار باید پیه این مسائل را هم به تنشان بمالند البته این دختر زحمت کشیده و جایزه‌ای گرفته است اما موقعیتی که الآن در آن است و تحصیل در یک کشور خارجی از چه طریقی حاصل آمده است؟
غضنفر- یعنی می‌خواهی بگویی از طریق رانت است؟
زلفعلی- بله انواع رانت‌های مستقیم یا غیر مستقیم. مطمئنا می‌خواهی بگویی که از کجا می‌دانی؟ ولی همه ما یک علم اجمالی به این مسائل داریم رانت اساسا به طرف این افراد می‌آید نه اینکه ضرورتا آنها به سراغ رانت بروند همینکه منسوب به کسی باشی عده‌ای به امیدهای مختلف دست تو را می‌گیرد و از نردبان موفقیت و ثروت به سرعت بالا می‌روی. در اینجا فرد باتقوی کسی نیست که سراغ این مسائل نمی‌رود بلکه کسی است که وقتی این مسائل به سراغ او می‌آیند آنها را پس بزند مثلا کسی نمی‌آید به من تعارف کند که آقای زلفعلی این بنز را به شما پیشکش می‌کنم اما به سراغ آن تیپ افراد می‌روند اما آیا این رانت نیست و دل خوش کردن به اینکه او خودش این را بخشید! خود گول زدن نیست؟
غضنفر- خوب دفع دخل مقدّر کردی، ولی در هر حال توهین هیچ جای دفاعی ندارد.
زلفعلی- این که مسلم است مساله این است که این فرد خود را در معرض داوری قرار داده است و با توجه به نگاه سیاسی موجود در فضای مجازی واکنشی طبیعی را دریافت کرده است
غضنفر- اما طبیعی بودن به معنای درست بودن نیست.
زلفعلی- من درباره درستی و غلطی صحبت نمی‌کنم. اتفاقی افتاده است و ما در صدد بررسی زمینه‌های آن هستیم
غضنفر- بحث درباره زمینه‌ها به مرتض و مجی و فشن بر می‌گردد بهتر است ما در این‌باره صحبت کنیم که رفتار این دختر در پوششش، رفتار مادرش در انتشار خبر موفقیت و عکس او با اصلاحات فوتوشاپی و واکنش فضای مجازی چه می‌بایست باشد و چه نباشد
گل‌مراد- به نظر من حتی اگر این دختر با تفکرات امام همراه نبود می‌بایست حفظ ظاهر می‌کرد همه ما در زندگی‌مان گاهی حفظ ظاهر می‌کنیم
زلفعلی- و اگر نمی‌خواهد حفظ ظاهر بکند از هر امتیازی به خاطر نسبتش به دست آورده صرف نظر بکند و یک زندگی عادی در پیش بگیرد و فرزند خصال خویشتن باشد مثلا آیا اگر مرتض در چنین خانواده‌ای به دنیا آمده بود محصول تلاشش اینی بود که الآن هست؟ نه قطعا. احتمالا الآن دکترای هارواردش را گرفته بود و ادعا می‌کرد که این را بدون هیچ‌گونه روابطی بدست آورده است. همینطور مجی و همینطور فشن.
غضنفر- به نظر من انتظار حفظ ظاهر را داشتن، یعنی اینکه از او بخواهیم عمری با تظاهر زندگی کند و این درست نیست.
زلفعلی- تازه می‌شود یکی از ماها، البته فقط در این زمینه. او نمی‌تواند هم‌زمان خدا و خرما را داشته باشد در محیط غربی از آزادی و آسایش بهره‌مند گردد و از آن طرف امتیازات فامیلی را هم در اختیار داشته باشد. البته احتمال اندکی هم وجود دارد که او و خانواده‌اش از این نسبت بهره رانتی نبرده باشند که تقریبا احتمالی قابل صرف نظر کردن است.
غضنفر- درباره کار مادرش چه می‌گویی؟
زلفعلی- به نظر من با توجه به احتمال بالای واکنش منفی فضای مجازی نباید این کار را می‌کرد یا نهایتا فقط خبرش را منعکس می‌کرد.
غضنفر- با تو موافقم البته فکر می‌کنم واکنش‌ها بیشتر به فوتوشاپ کردنش بود.
زلفعلی- نه ضرورتا. محتمل بود که کسی که دختر ایشان را می‌شناسد  خبر وعکسی از او در آن مراسم بگیرد و در فضای مجازی بگذارد. کار مادرش،‌ فقط این امر را تسهیل و احتمال جعلی بودن عکس را منتفی کرد. مخصوصا اینکه مادر او صفحه پربیننده‌ای هم در فیسبوق دارد در واقع او همه زمینه‌ها را برای چنین واکنشی داشت.
گل‌مراد- اصلا چرا باید کسی که منسوب به امام خمینی است و مدعی این نسبت هم هست و از آن هم بارها سخن به میان می‌آورد دست به این کار بزند. در واقع این همان شترسواری دولا دولاست. او از امام به عنوان الگوی خود یاد می‌کند و در عمل نمی‌خواهد به جنبه‌های سخت‌گیرانه دنباله‌روی از او تن در بدهد.
غضنفر- همه اینها درست، ولی به نظر من اگر فارغ از بحث رابطه خویشاوندی او با امام به این مساله نگاه کنیم. خیلی‌ها به مادر او ایراد گرفته‌اند که چرا عکس دخترش را با فوتوشاپ اصلاح کرده است و این را به عنوان سانسور در نظر می‌گیرند و محکوم می‌کنند. یک انسان حق دارد تصویر خانواده خودش را با اصلاحاتی منتشر کند چه ایرادی دارد که فردی مثلا با فوتوشاپ عکس خود یا خانواده‌اش را تغییر دهد.
زلفعلی- اما او با این کارش، از یک طرف می‌خواهد حفظ ظاهر بکند و از طرفی می‌خواهد دخترش هم پوششی نسبتا آزاد داشته باشد
غضنفر- از کجا می‌دانی که او چنین می‌خواهد. شاید حریف دخترش نمی‌شود. از یک طرف می خواهد به او بخاطر موفقیتش افتخار کند و از طرف دیگر می‌بیند که نمی‌تواند آن پوشش را هم در معرض دید بگذارد.
گل‌مراد- ولی مگر مجبور بود که عکس او را هم بگذارد.
زلفعلی- این یک اشتباه بود. شاید بخاطر اینکه جو فیسبوقی او را گرفته بود. این اتفاقا یکی از معایب شبکه‌های اجتماعی است که ناخودآگاه افراد را به عریان کردن زندگی شخصی خود در معرض چشم دیگران می‌کشاند و این اتفاقا می‌تواند موضوع خوبی برای بحث‌های آینده باشد.
غضنفر- در هر حال به نظرم برخی اساسا مفهوم سانسور را درک نکرده‌اند و فکر می‌کنند که اگر مخفیانه باد در کنند این مخالف آزادی بیان است. چه معنا دارد که به کسی بگوییم چرا تصویر دخترت را  باحجاب‌تر کردی؟ یا چرا تصویر دخترت را در عروسی با آن لباس نگذاشتی و عکس او در حرم امام رضا را گذاشتی؟  این دخالت در حریم خصوصی افراد است.
گل‌مراد- ولی وقتی آن را در فضای اجتماعی منتشر می‌کنی یعنی از خصوصی بودن خارج می‌شود
زلفعلی- منظور من انتشار آن نیست بلکه حق انتخاب آن چیزی است که منتشر می کنی.  هر انسانی حق دارد در دایره اخلاق و قانون آنچه را می‌خواهد از زندگی شخصی خود در معرض دید بگذارد و آنچه را می‌خواهد در معرض دید نگذارد. اگر کسی خوشش نمی‌آید می‌تواند به آن صفحه مراجعه نکند.

  • ۹۲/۰۶/۲۰

نظرات (۴)

دوستان من برگشتم
ممنونم از فشن بخاطر پستش. درباره آن نظری هم داده‌ام ممنون می‌شوم ببیند
  • لینکی در رابطه با مطلب قبلی فشن
  • www.khabaronline.ir/detail/312674/society/urban
    مباحثه‌ی خوبی بود از این جهت که هر سه دل‌نگرانی‌ها و حرف‌های حساب مطرح کرده‌اند. در مجموع با غنضفر بیش‌تر موافق‌ام، هرچند که دغدغه‌ی گل‌مراد و رک‌گویی زلفعلی در بیان واقعیات مربوط به این دختر و خانواده‌اش را درک می‌کنم.
    جالب‌ترین قسمت بحث برای من آن‌جا بود که زلفعلی در پاسخ به غنضفر گفته است: «تازه می‌شود یکی از ماها ...»!!
    ممنون مجی جان هم بخاطر نظرت و هم بخاطر تلفن‌هایت امیدوارم یاد یارانی چو من برای تو اگر میمون نباشد لااقل در حد گربه‌ای باشد
    خوشحالم که در حرف هر سه بوی حساب بودن استشمام کرده‌ای
    خود من هم به دیدگاه غضنفر نزدیک‌ترم البته در این پست و معلوم نیست در جاهای دیگر غضنفری باشم. گاه با زلفعلی هم احساس نزدیکی می‌کنم گاه حتی ممکن است که با گل‌‌مراد هم همدلی بکنم
    در واقع هر سه نفر این جمع پاره‌ای از وجود من هستند و آنها را زیسته‌ام
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی