خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

تذکرة الاُجَرا 2 (با همکاری عطار)

چهارشنبه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۲، ۰۷:۰۹ ق.ظ
آن به دور از غل و غش و ریا، آن مددکننده اغنیا، آن سحرخیز ناکام‌روا، آن از هر شغل و درآمدی ناراضی، آن تنها عیبش لجبازی، آن کم مو به سر و پر مو به بدن، مولانا و مقتدانا فشن، در دوستی نظیر نداشت و در مهربانی بدیل.
گویند از رستاق برآمد و به زودی از اقران سرآمد. بدایت کار مساکین را مدد کردی و زمانی نیز به نظمیه روآوردی تا روزی بر راه خویش خاتونی دید چون ماه تابان لیکن فسرده و گریان. گفتش این چه حالت است گفت خالی بر گوشه لب دارم که خواب از چشمم ربوده و زیبایی از رخم زدوده و دلم افسرده، گفت این چه وهم است که خالْ خود زیادتی است بر جمال تو، پس فصلی مشبع درباب قرینگی و تضاد و تتمیم آندو مر یکدیگر را، سخن راند چون آن خاتون این سخن از او بشنید از خود بیخود شد و جامه بر تن بدرید پس فشن جامه از تن خویش بکند و در او پوشانید و او را وثاق خویش درآورد تا مبادا برهنگی‌اش بزه‌کاران را به هوس دراندازد و یا در بیتش به خشونت خانوادگی دچار گردد و او را از این مهربانی‌ها بسیار بود. این گفتم چون بر زبان طاعنان در حق او شنعت بسیار رفته و پاکی نیتش مغفول مانده بود. گویند خلق پیش از آن خال لب را مکروه داشتندی تا این حکمت از او صادر شدی.
فضولی گفتش چسان است که تو را به فقیر و مسکین و محبوس و بزه‌کار و مجنون و عقب‌افتادگان ذهنی و هر آنچه بدبخت است التفاتی نبود و مددشان ننمایی و به آنانی رو نمایی که نی غم بز دارند و نی غم بزغاله. گفت خاموش! آنکه مکنت دارد تاب سختی ندارد که او را سرنگی در سرین چون چوبی است در آستین، پس آنان محتاج‌تر به مدد منند. همان فضول پرسیدش پس که به بدبختان بپردازد گفت خدا کریم‌تر از آن است که آنان را بی‌مددکار واگذارد مرا همین کفایت است که پاره خویش بر گیرم و وظیفت خویش مر اغنیا را به انجام رسانم.
نقل است که چون به مرتبت اوستادی رسیدی، مریدان را گفتی تا پژوهش کنند و ترجمت نمایند آنگاه نام خویش بر آن نهادی. گفتندش این نسزد که ثمره زحمت دیگری برداری و نام خویشتن بر آن بگذاری. گفت ما نبشتیم دیگران خوردند اکنون اینان بنویسند ما بخوریم و این حکمت از آن روز ماندگار بشد.
گویند ابتدا او را عادت مألوف آن بودی که پاسی از شب به تهجد در پای رایانه پرداختی و تا نیم‌روز بخفتی. صاحبدلی گفتش اگر زودتر می‌خفتی و سحر بر می‌خاستی از این فاضل‌تر بودی. گویند از اثر انفاس آن صاحبدل بر سر کاری رفتی که ناچار پیش‌ازسحرخیز شدی، لیکن ندانم از چه رو بود که نفس آن صاحبدل تا نیمه اثر کردی و تهجد او همچنان باقی بودی. گویند تا آخر عمر در پی آن صاحبدل گشتی تا حق او در کفش گذاردی و موفق نشدی.
چون به قصر خویش در بهشت اندر شد بیل گیتس و نیکول کیدمن و آنجلینا جولی و جنیفر لوپز را بدید به خدمت ایستاده پس گفت شما کجا اینجا کجا؟ گفتندش در آن دنیا تو ما را مدد کردی اینجا  ما تو را خدمت کنیم. اعلی الله مدارجه

  • ۹۲/۰۶/۲۷

نظرات (۶)

و آن شیخ صاحب کرامات و صادق النوم و عارفُ تکیه کلام و مشتی مشرب اندر احوال دوستان خوش می کاود و خوش می نویسد که الفتش موجب قربت و کتابتش مزید نعمت. خدای به چون منی التفات نمود تا در محضر ایشان تلمذ نمایم و از خوان پرنعمت و دریای بی منتهای علمشان به قدر وسع خویش برگیرم. که لولا السنتان تهلک الفشن
قربانت فشن جان
غرض لبخندی بر چهره تو و دوستان است که امیدوارم حاصل آمده باشد
ضمنا در این جمله آخرت معنی السنتان را نفهمیدم
جمله مشهور ابوحنیفه در مورد شاگردی در محضر امام صادق بود. منظورم ان دو سال بود
ممنون فشن جان از توضیحت
ذهن من سراغ لولا علی لهلک عمر رفت
الحق که در فضائل و کرامات هیچ‌یک از اُجرا به گرد پای جناب فشن نمی‌رسند.
خیلی خیلی خوشمان آمد و عن‌قریب بود که مریدان نعره‌ها برآوردندندی و جامه‌ها و خشتک‌ها بدریدندندی!
با توجّه به رابطه‌ی معنوی عمیق میان مولانا فشن و علّامه شیخ عبّاس آملی، نگارش تذکره‌ی حضرت حکیم طبرستان، فقط دست جناب مستطاب فشن، کثّر الله امثاله، را می‌بوسد.
حضرت علامه آ شیخ علامه یزدی عزیز، مسئولیت خطیری بر دوش من نهادی که نمی توانم به قدر عظمت شیخ آملی از عهده اش برآیم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی