اشعار دوستان به دنباله شعر ک در پست قبلی
دوشنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۲، ۰۸:۵۵ ق.ظ
دوستان عزیز در کامنتِ پست قبلی اشعار زیبایی فرستادند و البته من هم چیزی فرستادم که آنها را در پستی مستقل می آورم
شعری تو سروده ای رهی وار
آموخته ام همیشه از تو
از ذوق زیاد و فکر سرشار
چون خورده تنت به اهل آجر
قدت شده هم طراز دیوار!
استاد شود هرآنکه چون تو
شد ناز حکیم را خریدار!
یا دست مرا بگیر و بر کش
یا دامن خویش را فرود آر
احسنت به تو که کم نظیری
در ملکت شاعری امیری
من:
شد بریده زبان تحسینم
مدح تو در توان نمیبینم
کف نمودم چو دیدم اشعارت
هم ز کف رفت کفر و هم دینم
من چه گویم که بهترین صله را
پای کامنت گفت افشینم
گر چه با وضع سایپا باشد
آخرش ربع سکه تخمینم
تو تیانا بگو نمیخواهم
راضی اکنون به هر چه ماشینم
کیسمی جان ببخش بر شعرم
بپذیر عذر من که مسکینم
مجی:مدح تو در توان نمیبینم
کف نمودم چو دیدم اشعارت
هم ز کف رفت کفر و هم دینم
من چه گویم که بهترین صله را
پای کامنت گفت افشینم
گر چه با وضع سایپا باشد
آخرش ربع سکه تخمینم
تو تیانا بگو نمیخواهم
راضی اکنون به هر چه ماشینم
کیسمی جان ببخش بر شعرم
بپذیر عذر من که مسکینم
شاد گشته است روح هولدرلین
چون ندیده است پاسخی به از این
با چنین شعر نی فقط چو منی
که رضا داوری است شرمآگین
اوستادی حقیقتاً در شعر
نظم تو هست واجبالتّحسین
تو روان شعر گویی امّا من
با عرق از جبین و کدّ یمین
شاعری در زمانهی عسرت
چون تو را خود ندیده است زمین
..................................... عسرت زمانه را طرفی
..................................... سایپا را تو فخری و شرفی
چون ندیده است پاسخی به از این
با چنین شعر نی فقط چو منی
که رضا داوری است شرمآگین
اوستادی حقیقتاً در شعر
نظم تو هست واجبالتّحسین
تو روان شعر گویی امّا من
با عرق از جبین و کدّ یمین
شاعری در زمانهی عسرت
چون تو را خود ندیده است زمین
..................................... عسرت زمانه را طرفی
..................................... سایپا را تو فخری و شرفی
قربان تو ای مجی به تکرار
شعری تو سروده ای رهی وار
آموخته ام همیشه از تو
از ذوق زیاد و فکر سرشار
چون خورده تنت به اهل آجر
قدت شده هم طراز دیوار!
استاد شود هرآنکه چون تو
شد ناز حکیم را خریدار!
یا دست مرا بگیر و بر کش
یا دامن خویش را فرود آر
احسنت به تو که کم نظیری
در ملکت شاعری امیری
- ۹۲/۰۸/۲۰
از دکتر جون هم ممنونام.