خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب
گل‌مراد- جامعه ما نسبت به صیغه نظر مناسبی ندارد اما از نظر من این تنها راه مقابله با بحران جسنی موجود است وقتی میان سن بلوغ و ازدواج این مقدار فاصله است چرا جامعه ما راه حلی که از لحاظ مذهبی هم مشروع است نمی‌پذیرد؟
غضنفر- با تو موافقم در واقع باید اذعان کرد که جامعه ما زنا را به صیغه ترجیح می‌دهد به نظر من این انزجار بیشتر به خاطر حواشی صیغه است نه خود آن. درواقع مردم از صیغه کنندگان بدشان می‌آمده و به تدریج این به خودِ صیغه تعمیم یافته است
زلفعلی- احتمالا منظور تو برخی از حاجی‌بازاری‌ها و نیز شیوخ است
غضنفر- تقریبا. البته من یک عامل روانی را هم دخیل می‌دانم زنانی که شوهرانشان را در معرض خطر می‌پندارند و نیز مردانی که خود را از این موهبت! بی‌بهره دیده‌اند به پراکندنِ نفرت نسبت به صیغه کنندگان کمک کرده‌اند در نتیجه صیغه‌کننده منفور می‌شده است این را عملا یک عنصر بازدارنده اجتماعی می‌توان دانست
زلفعلی- ولی قبح رابطه نامشروع که بیشتر است
غضنفر- بله علی الظاهر اینگونه است ولی یک مثال می‌تواند دلیل رفتار مردم را توضیح دهد سه آدم را فرض کن: اولی یک دزد است که مخفیانه به اموال مردم دستبرد می‌زند دومی کارمندی که رشوه می‌گیرد و سومی که به مدد روابط پارتیانه در موقعیت مالی مناسبی قرار گرفته است که حق او نیست موارد اول و دوم غیرقانونی است و در صورت آشکار شدن، مجازات در پی دارد اما مورد سوم ظاهرا غیرقانونی هم نیست و مجازاتی هم در پی ندارد اما احساس مردم نسبت به این سه کس چگونه است؟
زلفعلی- منظور تو را می‌فهمم مردم از آن پارتی‌دار تنفر بیشتری دارند
غضنفر- دقیقا. حالا در نظر بگیر وقتی مردانی که غالبا از پس خرج یک زن هم بر نمی‌آیند کسانی را می‌بینند با دو یا چند زن، یا آنکه کسانی را می‌بینند که زنان متعددی را صیغه می‌کنند در حالی که خودشان آن حس تنوع‌طلبی مردانه را دارند اما به دلایل مختلف دستشان به گوشت نمی‌رسد
زلفعلی- درست است آنها انتظار ندارند که این افراد راست‌راست راه بروند و از زندگی‌شان لذت ببرند
غضنفر- دقیقا. در حالی که زناکار معمولا در جوامعی مانند جامعه ما، مخفیانه کارش را با هزار ترس و لرز انجام می‌دهد و در صورت لو رفتن چوب در آستینش می‌کنند اما صیغه‌کن سرش را بالا می‌گیرد و می‌گوید ناز شَستم.
گل‌مراد- اما همه این موارد مال کسانی است که از سر لذت‌طلبی سراغ صیغه رفته‌اند اما حکایت جوان عزبِ مادرمرده‌ای که قرار است تا سالیان متمادی بی‌زن بماند چیست آیا این راه حل خوبی برای او نیست؟
غضنفر- چرا؟
غلام- اما من مخالفم. البته قبول دارم که ضوابطی باید وجود داشته باشد اما صیغه برای زندگیِ امروز ناکارآمد است  و به نظرم با حقوق بشر هم سازگار نیست اول از بحث ناکارآمدیش شروع می‌کنم چطور چیزی را که اینقدر در جامعه منفور است می‌توان در آن جا انداخت؟
غضنفر- جواب در فرهنگ‌سازی است تجربه نشان داده است که جوامع این تحولات را می‌پذیرند مثلا زمانی روابط پسر و دختر منفور بود ولی اکنون جامعه به آن روی آورده است یا در جوامع غربی رابطه پیش از ازدواج منفور بود و الآن عادی است حالا اینها از بعد منفی‌اش بود اما فرهنگ‌سازی مثبت هم می‌توان کرد
غلام- ولی به نظر من چنین تحولاتی به ظرفیتی نیاز دارد که در مورد صیغه موجود نیست شما نمی‌توانید هر تحولی را به خورد هر اجتماعی بدهید اگر سهل‌گیری در حوزه مسائل جسنی رواج یافته از تحولاتِ هم‌راستای با آن در ابعاد مختلف حیات اجتماعی جامعه ما نشأت گرفته است در حالی که در مورد صیغه چنین تحولات هم‌راستایی وجود ندارد بلکه دقیقا چنین تحولاتی در جهت مخالف ‌است یعنی سراغ دین‌زدایی رفته‌اند قطعا نمی‌خواهید از دینداری متظاهرانه پیرامون ما به عنوان دلیلی بر رد سخن من استفاده کنید دینداران اصیل اندکند و ما هم در این بحث به دنبال ارائه راه حل برای اقلیت دینداران واقعی نیستیم بلکه به جامعه نظر داریم
غضنفر- قطعا من هم مدعی نیستم که این کار راحت است اما آن را ممکن می‌دانم ایراد استدلال تو در آن است که گمان می‌کنی ترویج صیغه با توصیه می‌شود در حالی که باید شرایط لازم فراهم شود منظور من از فرهنگ‌سازی آن است که موقعیتی فراهم کنیم که صیغه از زنا صرفه بیشتری برای یکی جوان داشته باشد و خانواده‌ها هم با آن کنار بیایند
غلام- خب این چطور ممکن می‌شود؟
غضنفر- قطعا نمی‌توانم راه حل جامعی نشان بدهم اما الآن در جامعه ما وضعیت به گونه‌ای شده است که دسترسی به رابطه نامشروع آسانتر از صیغه شده است به نظر من همه چیز را نباید به دینداری و تعهد افراد واگذار کرد بلکه باید سعی کرد تا دسترسی به رابطه مشروع آسانتر باشد مثلا مکان‌هایی ایجاد شود برای معرفی صیغه‌شوندگان به صیغه‌کنندگان. تا موقعی که فرایند صیغه قاچاقی است اوضاع همین خواهد بود
غلام- اما چه زنی حاضر می‌شود تا نامش علنا به عنوان صیغه‌شونده مطرح شود؟
غضنفر- منظور من از علنی بودن، علنی بودن فرایند است نه معرفی علنی افراد. قطعا آبرو و احترام افراد باید در نظر گرفته شود. منظور من این است که سازمانی علنا دست‌اندرکار این کار شود و این امری ممکن است البته قطعا در ابتدا مقاومت‌هایی وجود خواهد داشت ولی هر تحول مهمی به هزینه نیاز دارد و این کار هم با سلام و صلوات نمی‌شود جزئیات هم باید قابل ثبت و کنترل باشد در ابتدا حداقل تا مدت‌زمانی باید تنها مجردین پذیرفته شوند تا حساسیت اجتماعی کاهش یابد
غلام- یعنی به نظر تو مردان متاهل باید بتوانند از این امکان بهره‌مند شوند؟
غضنفر- به نظر من باید به آن به عنوان یک مساله اجتماعی نگاه کرد یعنی چیزی که در طی زمان تغییر و تحول می‌پذیرد. مثلا  منطق حکم می‌کند که مرد متاهلی که زنش در کنار او نیست مثلا در زندان است در حکم مرد مجرد تلقی شود. خود من مایل نیستم در هنگامی که مردی می‌تواند نیازهای خود را از طریق همسرش ارضا کند سراغ صیغه برود.
غلام- اما حتی اگر این امکان داشته باشد من آن را با عزت و کرامت انسانی زن در تعارض می‌بینم اینکه در مقابل عمل جسنی پول دریافت کند به نظر من داستان اینکه دو نفر با رضایت به این کار تن در دهند کاملا متفاوت است حال می‌خواهد با صیغه باشد و یا بدون آن، اما در هر حال پول گرفتن به این خاطر درست نیست
غضنفر- اما این به شکل روسپیگری در همه دنیا هست حالا اگر کسی خواست این را مشروع بکند آیا بهتر از همین کار بصورت نامشروع نیست؟
زلفعلی- این در همه دنیا نیست الآن اگر اشتباه نکرده باشم روسپیگری در سوئد جرم است هر چند رابطه نامشروع بدون رد و بدل کردن پول در آنجا امری عادی تلقی می‌شود
غضنفر- به نظر من شرایط برخی کشورها از جمله کشورهای اسکاندیناوی با اکثر کشورهای دنیا متفاوت است و نمی‌توان در این مورد نسخه واحدی داد ضمنا در غالب اوقات رابطه آنقدرها هم رایگان نیست در واقع مرد ناچار است به نوعی رضایت زن را برای رابطه جلب کند که آن هم بدون صرف پول نمی‌شود مثلا باید زن را به رستورانی دعوت کند و یا هدیه‌ای به او بدهد و امثال این کارها که در صنعت توریسم موفق باشد مطلب همان است و فقط ظاهر عوض شده است بجای آنکه مستقیما پول بدهند کجتقیما پولی ای بسا بیشتر را برای کام‌روایی هزینه می‌کنند
گل‌مراد- اصلا پول گرفتن برای این کار چه عیبی دارد؟ مثلا اگر مردی بار بلند می‌کند و زور بازویش را به دیگری می‌فروشد عزت انسانی‌اش لطمه دیده است؟ ازدواج از هر نوع آن یک قرارداد است و یک قرارداد عار نیست او خدماتی را ارائه می کند و در عوض آن پول می‌گیرد البته این از نوع قراردادهای مهم است و همان طوری که هر قرارداد مهمی ثبت می‌شود این هم باید ثبت شود تا عواقب زیان‌باری در پی نداشته باشد. مردم باید بدانند که ازدواج یک عقد است و در اصطلاح فقهی عقد برای هر معامله‌ای به کار می‌رود اما  در زبان فارسی چون واژه عقد فقط برای ازدواج به کار می‌رود ذهن مردم از جنبه قراردادی آن دور شده است.
غلام- ولی در مساله جسنی عاطفه هم دخیل است
گل‌مراد- اولا غالبا برای آن کس که بصورت قراردادی این کار را می‌کند جنبه عاطفی‌اش چندان مطرح نیست ثانیا خود ازدواجِ دائم هم که جنبه عاطفی‌تری دارد یک قرارداد است که جنبه مالی هم دارد که ما آن را بصورت مهریه و نفقه می‌شناسیم. در اینجا تفاوت در ساختار این قرارداد نیست بلکه در جزئیاتی مانند زمان است شما هزینه‌ای می‌کنید و خدماتی را دریافت می‌کنید حالا چه ازدواج دائم باشد و چه صیغه
غلام- توصیف تو از ازدواج خیلی خشن است
گل‌مراد- این خشن نیست بلکه واقعیت است همچنان که استخدام یک کارمند خشن نیست. اتفاقا به نظر من، فراموش کردن بعد عادی ازدواج است که آسیب‌های فراوانی به بار آورده است ازدواج همانگونه که در فقه آمده است آن است که مرد در قبال بهره جسنی، ابتدا وجهی می‌پردازد یعنی مهریه را و سپس هزینه مراقبت از زن را در طی زمان می‌پردازد یعنی نفقه را. اسم این قرارداد ازدواج است اما قطعا زن و مرد می‌توانند و باید به این قرارداد جنبه عاطفی هم بدهند
غلام- یعنی ازدواج بنا بر عاطفه شکل نمی‌گیرد؟
گل‌مراد- ببین حرف من را نگرفتی. من نمی‌گویم با عاطفه شکل نمی‌گیرد و یا با عاطفه ادامه نمی‌یابد. طبیعی است که  ممکن است دختر و پسر به هم علاقمند شوند و بعد از ازدواج، زندگی‌ای عاطفی داشته باشند، اما این جزو خود ازدواج نیست بلکه از متعلقات ازدواج است. غالبا وقتی کسی با کس دیگری زندگی می‌کند؛ حتی از جنس موافق،  بین آنها رابطه عاطفی‌ای ایجاد می‌شود. چه برسد با کسی که انسان سال‌ها با او زندگی می‌کند و  رابطه ویژه‌ای از نوع جسنی هم با او دارد.
غلام- حالا اینکه کدام یک اصل است و کدام فرع چه فایده‌ای دارد؟
گل‌مراد- تمامش فایده است البته فرع بودنِ جنبه عاطفی به معنای اهمیت کمتر آن نیست بلکه قطعا بارها مهم‌تر هم هست ولی وقتی افراد حدود و ثغور یک قرارداد را بشناسند در مواجهه با آن موفق‌تر عمل می‌کنند یکی از مشکلات اصلی ما در روابطمان آن است که  فراموش می‌کنیم در وهله اول باید تابع حقوق و وظایف بود و در وهله دوم جنبه های دیگر از جمله عاطفی را در نظر گرفت. اگر ما به ازدواج در اصل به عنوان یک قرارداد نگاه کنیم راحت‌تر با بحث صیغه کنار خواهیم آمد. چون بنیان قرارداد ازدواج غالبا بر مسائل جسنی است اگر به مفاد قرارداد عمل شود آثار خوب شخصی و اجتماعیِ این قرارداد حاصل می‌شود از جمله سلامت ذهنیِ فرد و اجتماع و کاسته شدن از بسیاری از آسیب‌های اجتماعی. اما البته جنبه عاطفی در ازدواج دائم اهمیت بیشتری پیدا می‌کند چون نهاد خانواده هم تشکیل می‌شود چیزی که معمولا در صیغه وجود ندارد.
غضنفر- فکر می‌کنم بد نیست با مثالی فلسفی به تو کمک کنم مثلا در فلسفه می‌گویند ماهیت انسان، حیوان ناطق است بنابراین نفس کشیدن جزو ماهیت انسان نیست اما نفس کشیدن آنقدر مهم است که اگر نباشد انسان هم از میان می‌رود تو هم می‌خواهی بگویی جنبه عاطفی جزو ماهیت ازدواج نیست ولی مانند نفس کشیدن برای انسان است
گل‌مراد- مثال نسبتا خوبی بود البته به درد ازدواج دائم می‌خورد و نه صیغه. در صیغه، فقط آن ماهیت برقرار است و جنبه عاطفیِ قضیه در مثال انسان، مانند لباسی است که می‌توان به تن کرد یا از تن درآورد و خیلی دخلی در حیات انسان ندارد.
غلام- ولی این تفسیر از ازدواج، نه تنها مورد پذیرش مردم قرار نمی‌گیرد بلکه اعتراض شدیدی در پی خواهد داشت

گل‌مراد- این واکنش طبیعی است. وقتی قرن ها چیز دیگری را در ذهن افراد فرو کرده باشند تغییر آن مشکل خواهد بود. البته امیدوارم فکر نکنی همه مسائل بشری را می‌توان به رای مردم واگذار کرد در این موارد مساله دموکراتیک نیست. فکر می‌کنی برده‌داری به راحتی کنار رفت؟ وقتی مردم باورهای نژادپرستانه داشتند صدهاهزار نفر کشته شدند تا برده‌داری ملغی شود.البته باز هم تاکید می‌کنم که دیدگاه من هیچ تاثیری در بعد عاطفی ازدواج ندارد بلکه تفسیری واقع‌گرایانه از ازدواج است

ادامه دارد...

  • ۹۲/۰۹/۰۴

نظرات (۹)

ممنونم از نظر تاخیرآلود مجی بر پست قبلی. این مذاکرات ۲+۲ است چون غلام هم به مجموعه اضافه شده است کسی که بر خلاف سه نفر قبلی علایق دینی ندارد ولی باز البته آدم نامعقولی نیست
از یکی از مطالبی که در اینوریدر گذاشتی یعنی مطلب محمدکاظم کاظمی خوشم آمد ممنونم
جالبتر اینکه پست جدید من به فاصله یک دقیقه قبل از نظر تو بود و تو ملتفت تغییر پست نشدی واینکه بخت‌یاری تو به آن اندازه است که همزمان که آرزوی مناظرات جدیدی کردی، مناظره جدید منتشر شد و باز هم می‌گویی قرعه خوب نداری!
بر در خانه تو شانس زند در هر روز
باز گویی که کجا رفت و چه شد قرعه هنوز
می خوانیمش.......
ممنون مرتض جان که بجای بزخوان کردن گفتی می‌خوانیمش
عالی بود دکتر جان. از خلّاقیت واژه‌سازی‌ات خیلی خوشم می‌آید. واژه‌های پارتیانه و کجتقیماً جالب بود.
تا این‌جای کار که نظر گل‌مراد به نظر بنده نزدیک‌تر است. منتظر ادامه‌ی مذاکرات 2+2 هستیم.
از لینک جدیدی هم که معرّفی کردی ممنون. مطلب جالبی بود.
دست مریزاد.
راستی ممنون که خوش‌شانسی رو در زندگی من کلید زدی! به فال نیک می‌گیرم این آرزوی از پیش برآورده شده رو و امیدوار قرعه‌های خوب هستم!
بحث بسیار مهم و لازمی است که جایش در فضای رسمی اجتماعی خالی است. مجموع بحثهای صورت گرفته بین غضنفر و گلمراد و ذلفعلی به خوبی توانسته دیدگاههای مختلف را به بحث بگذارد. من جاهایی با نظر گلمراد مخالفم البته در ازدواج دائم. در ازدواج دائم عاطفه را هموزن با لذت جنسی می دانم.
اما در رابطه با ازدواج موقت و صیغه نظرم این است که اصل و محور بر رابطه جنسی است. رابطه جنسی بر سلامت جسمی و روانی زن و مرد تاثیر مثبت دارد. عدم ارضای نیاز جنسی به عنوان یک غریزه برای موجود ناطقی مانند انسان پیامدهای زیادی به همراه دارد. افسردگی و مشکلات روحی و روانی از نتایج بارز این عدم ارضا است. ضمن اینکه ارضای این نیاز بر شاذابی و سلامت جسمی نیز تاثیر فراوانی دارد. صرف ارضای نیاز بدون عاطفه هم می تواند مفید باشد. اما اگر با عاطفه و علاقه همراه باشد نتیجه بسیار بهتری خواهد داشت.
من فکر می کنم در جامعه مدرن این کار بسیار مضموم است و فعالان حقوق زنان این موضوع را به صورت اشغال بدن و سوژه جنسی شدن زنان تعبیر می کنند. چرا که زن را به عنوان موجودی نشان می دهد که برای ارضای نیاز در خدمت لذت و شهوت مردانه قرار می گیرد. صیغه این قاعده را رسمی می کند آنگاه که از نگاه اسلامی به موضع نگریسته شود. یعنی زن در قبال دریافت پول تن فروشی کند آنهم به مردانی که زن رسمی دارند و برای ارضای حس تنوع طلبی و شهوت خود جسم زنان را استثمار می کنند. این نوع نگاه البته در جامعه ما شاید بیشتر مصداق داشته باشد. چرا که در غرب محدودیتها و فشار ارضای جنسی زنان مثل جامعه ما نیست. و زنان به راحتی می توانند نیازهای جنسی خود را ارضا کنند.
من با رسمی شدن صیغه در ایران به سبک اسلامی آن مخالفم. چون این می تواند بنیاد خانواده را متزلزل و راه را برای خیانت زنان به مردان فراهم کند. رشد آگاهی از حقوق زنان در جامعه، این سوال را برای زن ایجاد می کند که اگر مرد می تواند شریک جنسی دیگری داشته باشد پس زن هم می تواند. اگر کار مرد خیانت به تعهد دوجانبه نیست کار زن هم خیانت نیست. زنان استدلالی مانند مردان خواهند داشت: شوهرم که شوهرمه این کی هم دوستمه! رسمی شدن ازدواج غیررسمی باعث رواج خیانت زنان به مردان می شود و خانواده ها را متزلزل می کند. در حالی که خیانت کردن و رابطه مخفی حداقل دارای این قبح هست که عملی انجام شده که با ارزشهای خانواده منافات دارد
ممنون از مشارکت دوستان در بخش اول کار
نکته ای که درباره نظر فشن لازم است بگویم این است که نقد او بیشتر مبتنی بر صیغه برای متاهلین است در حالی که منظور گل‌مراد صیغه برای مجردین بود
ضمنا او در ابتدا فقط از غضنفر و زلفعلی و گل‌مراد یاد کرده و این باعث ناراحتی غلام شده که چرا مورد توجه قرار نگرفته است
همچنین مذموم صحیح است و نه مضموم
در عین حال نقدهای فشن بسیار مهم و جدی هستند و هر کس که مدافع صیغه است باید به این نقدها توجه کند ممنونم از او به دلیل مشارکت مفصلش
بابت تذکر و اصلاحت ممنونم. برای خودم هم خنده دار و تاسف باره که مضموم نوشتم. چون همیشه مدعی هستم که املای خوبی دارم.
برای این بحث حرفای بیشتری دارم که به همین فعلا بسنده کنید
قربانت فشن جان
می‌دانم که با من هم‌عقیده‌ای که تذکر دوستان بهتر از تمسخر دشمنان است
باز هم از نظر مفصلت ممنونم به آن هم خواهم پرداخت
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی