مردان طبقه متوسط
زمانی آماری مربوط به غرق شدنِ تایتانیک میخواندم. در آن آمار نوشته شده بود که درصدِ زنان و کودکانی که نجات یافتند در میان سه قشر اقتصادیِ مسافر تایتانیک متفاوت بود به این ترتیب که درصد بیشتری از زنان و کودکانِ طبقه متوسط، نجات یافته بودند در حالی که این درصد در میان طبقه مرفه و فقیر کمتر بود. یعنی مردانِ طبقه متوسط ازخودگذشتگی بیشتری نسبت به دو طبقه دیگر از خود نشان داده بودند در حالی که مردانِ دو طبقه دیگر بیشتر به فکر نجاتِ جانِ خود بودند.
آن زمان این آمار سبب شد به این فکر کنم که آیا مردانِ طبقه متوسط، انساندوستترند و یا به تعبیری در نسبت با دو طبقه دیگر بیشتر پایبند به ارزشهای اخلاقی و انسانی هستند؟
خواستم این مساله را با شما طرح کنم که فراموش کردم دوست داشتم بدانم علت این مساله چیست و اینکه آیا این یک قاعده است؟ آیا طبقه مرفه که فراغت اقتصادی دارند نباید بیشتر به فکر این ارزشها باشند و آیاهای دیگر.
اکنون به این سؤال هم فکر میکنم که آیا حکومتها هم میتوانند که با تضعیف و کاستن از تعداد طبقه متوسط و افزودنِ اعضای آن به دو طبقه دیگر از تعداد کسانی که ممکن است دغدغه آزادی داشته باشند بکاهند؟ به تعبیری دیگر آیا اعضای طبقه متوسط دغدغه آزادی و ظرفیتِ اعتراضِ بیشتری دارند؟ و اگر پاسخ، مثبت است آیا علت آن تعداد بیشتر طبقه متوسط است و یا آنکه ساختار فکری و روحیِ طبقه متوسط اقتضای آن را دارد که معترض باشند و یا بیشتر به ارزشهایی مانند آزادی فکر کنند؟
در خاتمه بد نیست نکتهای را اضافه کنم و آن اینکه مجی که زمانی بطور پیوسته کامنتهای مفصل میداد اکنون به پراکندهآیی و موجزگویی رو آورده است تا جایی که در کامنت آخرش تنها 6 کلمه آمده است. به این مناسبت این دو رباعی را به او تقدیم میکنم:
کم گفت و گزیده گفت چون دُر مجیام
تا ز اندک او جهان شود پُر مجیام
آن خشت بوَد که پُر توان زد، زین روست
محصول من است گر که آجر، مجیام!
---------------------------------------
از خاک کویر سالها میخوردم
وز داغی آفتاب هم نمیآزردم
با قطرهچکان چو آب در حلقم ریخت
آن روز به تشنگی خود پی بردم
(ولی البته اگر بجایش لیوان آبی به من میداد و سیرابم میکرد بهتر بود)
احتمالا میدانید اما محض اطمینان میگویم که رباعیِ اول با بهره از لیلی و مجنون نظامی گفته شده است
بگذشت سه روز و مج نداده نظری
از مرتض ما که نیست اصلاً اثری
افشن شده بورسباز و تنها به سهام
اندیشد و نیست دیگر از او خبری
- ۹۲/۱۰/۰۴
برای طبقه متمول نیز امکان آزادی اگر در جغرافیای خود فراهم نباشد در جای دیگر وجود دارد و امکان مهاجرت یا مسافرت برای بهره مندی وجود ندارد.
اما فکر نمی کردم که روحیه همکاری در فقرا کمتر باشد. چون انسجام و همبستگی در طبقات پایین تا حدودی بیشتر به نظر می رسد.