خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

امثال الأُجَرا 1

شنبه, ۲۱ دی ۱۳۹۲، ۰۸:۳۰ ب.ظ
کارکرد ضرب‌المثل‌ها غالبا آن است که قواعدی کلی را برای تطبیق بر موارد جزئی ارائه کنند اما به نظرم رسید بد نباشد ضرب‌المثل‌ها را عملیاتی کنم و سعی کنم در نسبت با هر یک از اعضای آجر در آنها بازنگری کنم. این محصول آن ایده است. هر ضرب‌المثلی چهار نسخه خواهد داشت اوّلیِ آنها همان ضرب‌المثل متداول خواهد بود:

مرتض: از آب کره می‌گیره
فشن: از کره کره می‌گیره
مجی: از هوا کره می‌گیره
من: کره خرید ولی فهمید که دنبه رو با ماست قاطی کردن به اسم کره بهش قالب کردن

مرتض: من راضی، اون راضی، گور پدر قاضی
مجی: من راضی، اون راضی، قاضی هم راضی (بالاخره همکاره دیگه)
فشن: من ناراضی، اون راضی، پس اصلا نمی‌ریم طرف قاضی
من: من ناراضی، اون ناراضی، قاضی هم ناراضی

مجی: خرش از پل گذشت
فشن: خرش داشت از پل می‌گذشت که لیز خورد افتاد توی آب
من: اصلا خری نداشت که از پل بگذره
مرتض: خرش که از پل گذشت با یه خر ماده دوست شد و اینطوری صاحب دو تا خر شد

مجی: گلیمش رو از آب بیرون کشید
مرتض: گلیمش رو با کمک اون خانومه از آب بیرون کشید
فشن: گلیمش رو آب برد
من: رفت گلیمش رو از آب بیرون بکشه آب اون رو و گلیم رو با هم بردش

فشن: اگه نره بازار، بازار می‌گنده
مجی: اگه بره بازار هم فرقی نمی‌کنه، باز بازار می‌گنده
مرتض: اگه نره بازار، فقط بازار کامپیوتر و موبایل می‌گنده
من: بازار! بام! شیب!

مرتض: فیلش یاد هندوستان می‌کنه
مجی: فیلش از همین جایی که هست راضیه
فشن: اسبش یاد هندوستان می‌کنه

من: فیلش آلزایمر گرفته

این نوشته قالب طنز دارد امیدوارم مایه رنجش کسی نشود

  • ۹۲/۱۰/۲۱

نظرات (۷)

شانس اوردی اخرش نوشتی این نوشته قالب طنز دارد وگر نه خیلی بهم برخورده بود مخصوصا قسمت خرش!
تو استاد بیان نظرات جدی خودت با زبان طنزی یا شیخ. من بزرگت کردم!!!
سپاس از فشن و مرتض عزیز
مرتض جان! اینکه خرت شانس بیاورد که نباید مایه آزردگی باشد اتفاقا مایه خوشحالی است
نوشته من بیان نظرات جدی من نبود فشن جان هر چند تلاش کردم گاهی ارتباطاتی را هم مد نظر قرار دهم
تا وقتی خود من حضور دارم چرا یه خر ماده باید عاشق خر من بشه...؟ اینجاشه که ادمو ناراحت می کنه
راستی یه چیز هم یادم رفت اضافه کنم که آن خر مادّه‌ای که عاشق خر نر مرتض پس از عبور از پل شد تنها نبود چون ماهرویی هم سوار آن خر بود
نمی‌دونم دوم قسمت این ضرب‌المثل‌ها باعث رنجیدگی مجی شده که نظری نداده!
من چه گویم که ترا نازکی طبع لطیف
تا به حدی است که ضرب‌المثلی نتوان زد
ممنون دکی جون. همه‌اش جالب و پرذوق بودند. فقط بدجوری احساس می‌کنم ضرب‌المثل‌های مربوط به من رو مصادره به نام خودت کردی!!
راستی دوستان امروز از طریق رضا باخبر شدم که پدر دوست‌ خوب‌مان میثم از دنیا رفته. ضمن تسلیت، برای او و بازماندگان صبر و برای تازه‌گذشته رحمت و رستگاری جاوید آرزو می‌کنم.

پاسخ:
پاسخ:
خدا پدرش را بیامرزد. شماره میثم را از مجی گرفتم ولی زبان تسلیت‌گویی من الکن است.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی