دست دوستی از سر ناچاری
هفته وحدت گذشت بعد از سالها مراسم گرفتن و سمینار گذاشتن و امثال آن بیش از پیش به این باور رسیدهام که بزرگانِ مذاهب اسلامی از تهِ دل به وحدت باور ندارند و یا اینکه از ترس دیگران از اقدامهای عملی جدی رویگردانند. سخنرانیها هم معمولاً همان شکل کلیشهای همیشگی را دارند وقتی امروز یکی از آن سخنرانیها را دیدم که باز به همان شعار همیشگی و فوق بدیهی و بیخاصیتِ «وحدت به معنای سنی شدن شیعیان و شیعه شدنِ سنّیان نیست» پرداخته است خواستم مطلبی در اینباره بنویسم. واقعاً چرا باید کسانی فکر کنند که چنین مطلب بدیهیای را پشت سر هم تکرار کنند و از پرداختن به مسائل واقعی در اینباره طفره بروند. در فضایی که جنگ میان شیعه و سنی، روز به روز شعلهورتر میشود و کم است روزی که عدهای بر سر آن جان خود را از دست ندهند، طرح این مباحث چه فایدهای دارد؟
تنها راه وحدت، مدارا و احترام است. اگر کسی به امام علی (ع) بیاحترامی کند نباید انتظار داشته باشد که دست وحدت به او بدهم. همچنین کسانی که به بزرگانِ اهل سنت توهین میکنند چه به طور مستقیم و چه غیرمستقیم، نمیتوانند از وحدت سخن بگویند. در بسیاری از مراسمهای مذهبی این اتفاق میافتد و کسی هم اقدام عملی در اینباره نمیکند و فتوایی نمیدهد و سخنی علنی نمیگوید. آن وقت چطور میتوانیم از وحدت حرف بزنیم. ما حتی در همان قدم اول درماندهایم.
مدارا به معنای پذیرفتن عقیده طرف مقابل نیست بلکه به معنای پذیرفتن این است که طرف مقابل حق دارد در چارچوبِ حقوق اولیه انسانی، عقیده خاص خودش را داشته باشد و جان و مال و ناموساش محترم باشد. اینکه بتواند آزادانه اعمال مذهبی خودش را انجام دهد و به جهت مذهبش دچار هیچ محدویتی در حقوق انسانی و شهروندیاش نداشته باشد.
به نظر من غالبِ کسانی که اکنون سخن از وحدت شیعه و سنی میگویند و احتمالاً به آن معتقدند به آن از منظر ضرورتی در مقابل دشمنان نگاه میکنند و هیچگونه باور قلبی به مدارا ندارند مانند اینکه با دشمنی موقتاً صلح کنی تا دربرابر دشمن مشترک بایستی.
این نگاه بسیار خطرناک است. شاید موقتاً جواب بدهد (که البته نمیدهد و تجربه هم آن را نشان داده است) اما هیچ آبی بر آتش اختلافات مذهبی خشونتباری که همکنون در اطراف و اکناف جهان شعلهور است نمیریزد. باز هم بیگناهان خواهند مرد و سمینارها برگزار خواهد شد.
- ۹۲/۱۰/۳۰