در ستایش استادانم
سه شنبه, ۱۵ بهمن ۱۳۹۲، ۰۵:۴۸ ب.ظ
زمانی به استادهای خود معترض بودم که تحقیقهای دانشجویان را بهدقت نمیخوانند البته آن موقع کپی در کار نبود تحقیقها را چه خوب و چه بد خودمان مینوشتیم البته من برای قوت قریب به یموت، گاهی برای دیگران هم تحقیقهایی نوشتهام و وجوهی در حد ده تا پانزده هزار تومان دریافت کردهام (البته با نرخ اواخر دهه ۷۰)
اما الآن اگر دانشجویی برای من بجای تحقیق، جوک ملا نصرالدین بیاورد متوجه نخواهم شد چون در بهترین حالت فقط تیترش را میخواهم البته هم من و هم دانشجو یک درک متقابل از منشأ و کیفیت آن تحقیق داریم و این همدلی میان استاد و دانشجو در کشور ما، که فکر میکنم در جهان بینظیر باشد سبب شده است که هیچ تقابلی هم بین ما پدید نیاید معمولا چون تحقیقها تکرو هستند از پشت برگهها برای پرینت استفاده میکنم و این به جز درآمدی که برای تایپیست و پرینتیست به همراه دارد، تنها خاصیت این تحقیقهاست آنچه مرا بر آن داشت تا این خاطرات را بنویسم مطلب زیر است.
این بیدقتی اکنون در کشور ما امری عادی شده است اخیرا در سایت جاادی مطلبی دیدم که در آن به یک سایت مربوط به دانشجویان رشتههای فنی اشاره شده است که در بیان تاریخچه دانشگاه تهران به زبان انگلیسی، مؤسس آن را دکتر اکانت نوشتهاند که در واقع دکتر حسابی بوده است و ظاهرا برای ترجمه از گوگل ترنسلیت استفاده کردهاند بی آنکه قبل از انتشار حتی یک بار به آن نگاهی بیندازند. اگر توان بشکنبشکن دارید به سایت idaj.net بوید و مطلب را ببینید البته آدرس سایت برعکس است! به غیر از net
- ۹۲/۱۱/۱۵
فشن عزیز البته خاطره مرا بد فهمیدند کاغذ به سرم نچسبید بلکه با آن برخورد کرد
اما ایشان لطف کرده و آیکیوی بنده را بخاطر آن سر کار رفتنها در حد جلبک ارزیابی کرده بودند. احتمال میدهم افشین عزیز این دوربین مخفیها را نمیبیند چون اکثر آنها مبتنی بر چنین شیوه سر کار گذاشتنی هستند یعنی خلق موقعیت محال و در عین باورپذیر در ضمن آن شرایط و اکثر افراد هم واقعا سر کار میروند.
مرتض عزیز! تو بیشفعالی و نه مبتلا به اوتیسم! اتفاقا تو نمیتوانی آرام بنشینی و سکون تو را ناآرام میکند. در هر حال همیشه وقت برای نوشتن هست. هنوز هم منتظریم