خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

الغزلیات الطهرانیة فی المناقب الافشینیة ۳

سه شنبه, ۲۲ بهمن ۱۳۹۲، ۰۵:۳۸ ق.ظ

زبان حال یخی که در زیر پای شاعر آمد در بلده طهران

به زیر پای من آمد یخی که لیز نبود

نه مثل باقیِ یخها، که سرد نیز نبود
عجیب بود و به خود گفتم این یخ آخر از
کجاست؟ چون یخ تهران چنین تمیز نبود
به ناگه از یخ مذکور این صدا آمد
که دانی از چه یخی، همچو من عزیز نبود؟
چرا که من یخ تهران نیم، بخارِ من از 
کرج رسیده ولی موقع فریز نبود
به جوّ دودیِ تهران چو باد آوردم
دگر ز برف شدن جان من! گریز نبود
بدان تمیزیم از آه پاک‌ کسی است
نه بخت بود، که بی غوره خود مویز نبود
سؤال کردمش آه که بود؟ گفت مرا
به غیر افشنِ دل‌پاک، کس مُفیض نبود
[مفیض=فیض‌رساننده]

و امّا بعد، کذلک استقبل المجی!:

به گریه گفتمش ای شاه شاعران شریف!
مگر که مدح مجی پیش تو لذیذ! نبود؟
به خنده گفت مجی جان! چرا! ولی آخر
محبّتم به مجی این‌قدر غلیظ نبود!!


و امّا بعدتر کذلک قال الحکیم فی جواب المجی:
مجی مرنج! مگو خاطرم عزیز نبود
اگر گزینه مدح تو روی میز نبود
نه مدح دست من است و به اختیار دلم
طبیب کی رود آنجا که کس مریض نبود


و امّا قبل! شعر زیبای حکیم، در پاسخ به مرتض کی فرموده بود عجب شعر سختی!:
چندان که گویم مدح فشن جان
درمان نگردد این زخم هجران
مشکل توان از او دل بریدن
از جان بریدن در پیشش آسان
شد قافیه سخت ای مرتضِ من
در مدحش اما مضمون فراوان
من خود چه گویم از خوبیِ او
دریا و کوزه؟ کی دارد امکان
تنها تسلّی است این شعر، ور نه
درد مرا نیست جز دوست درمان
  • ۹۲/۱۱/۲۲

نظرات (۶)

عجب شعر سختی!

پاسخ:
پاسخ:
مرتض جان! برای مدح فشن شعر سخت هم کم است
چندان که گویم مدح فشن جان
درمان نگردد این زخم هجران
مشکل توان از او دل بریدن
از جان بریدن در پیشش آسان
شد قافیه سخت ای مرتضِ من
در مدحش اما مضمون فراوان
من خود چه گویم از خوبیِ او
دریا و کوزه؟ کی دارد امکان
تنها تسلّی است این شعر، ور نه
درد مرا نیست جز دوست درمان
به گریه گفتمش ای شاه شاعران شریف!
مگر که مدح مجی پیش تو لذیذ! نبود؟
به خنده گفت مجی جان! چرا! ولی آخر
محبّتم به مجی این‌قدر غلیظ نبود!!
........................................
شعری که در پاسخ مرتض سرودی که دیگه اصلاً حرف نداره! روح حضرت حافظ رو به وجد و طرب درآوردی. احسنت.
چون بر خلاف عادت دیرین در کنار هر مدح ذم می اوردی حسابی سورپرایز شدم. چنانم بنواختی که یارای پاسخ ندارم و چنان از الطاف کریمه بهره مندم ساختی که به یاد ندارم. من حقیر کجا و این همه مدح و منقبت کجا؟!!!
خدایی می کند این حکیم در وزن و قافیه و نظم و حاشیه و من بسی خوشحالم که وسیله ای ام برای کنار هم قرار گرفتن این همه ذوق و شوق و قریحه و توانایی.
و البته که اینهمه مقام و منزلت و شان و مرتبت اغراق شاعرانه است برای زیباتر شدن منظور. و حتی در این جایگاه نیز مایه فخر و مباهات است لطف حکیم بی بدیل ما که نواخت ما ره با کلام شیرین و عسلینش
برای بار چندم خواندمش و فیض بردم و البته پاسخ به نظر مرتض دیگه نهایت طرب و و جد بود به قول مجی عزیز
مجی مرنج! مگو خاطرم عزیز نبود
اگر گزینه مدح تو روی میز نبود
نه مدح دست من است و به اختیار دلم
طبیب کی رود آنجا که کس مریض نبود
----------------------
فشن جان از اظهار لطفت ممنون و سپاس از اینکه در سفر نیز نظر دادی. مخصوصا آنجا که از تکنولوژی دور است
مجی‌جان از استقبلال‌های زیبایت ممنونم این خود آب و رنگ و خال و خطی است برای رویی که حاجت بسیار به آن دارذ. سپاسگزار خوپاهم بود اگر اشغار را به پست منتقل کنی که من هنوز در دشواری‌ام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی