الغزلیات الطهرانیة فی المناقب الافشینیة؛ قسمت آخر
جمعه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۲، ۰۸:۱۵ ب.ظ
زبان حال تاکسی پرایدی که شاعر در بلده طهران سوار آن گردید
پراید بود ولی مثل بنز راحت بود
به نرمی پر قو، همزمان روانی رود
سؤال کردم از آن کس که بود راننده
چقدر صرف پرایدت نمودهای ز نقود؟
که لنگ پیش وی انداخت بنز و بیامو
که سر به پیش وی آورد فورد و پورشه فرود
ندیدهام موتوری اینچنین بدون صدا
ندانم اگزوز آن عطر میدهد یا دود
بگفت هیچ نکردم برای آن خرجی
از ابتدا بوَد اینگونه، کور چشم حسود
به ناگهان ز پراید آمد این صدا بیرون
بیا که از خودِ من پاسخت بگیری زود
کشید موقع مونتاژ دست بر سر من
کسی که دارم از او بخت و طالع مسعود
بگفتمش که بگو نام آن ولیّ خدا
جواب داد که این لطف، افشنم بنمود
- ۹۲/۱۱/۲۵
وب زیبایی دارید
به پست جدیدم تکیه دعوتید
خوشحال میشم سر بزنید و نظر بدید
منتظرم