مشاعرات پیامکی با حکیم 5
پنجشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۲، ۰۷:۳۴ ب.ظ
حکیم:
ای به تعطیلات هم افشانده نور
غایبی امّا هنوزی در حضور
قلب ما را پر نمایی از سرور
گر چه هستی ظاهراً در شهر دور
پشت آن آرامشت غوغا و شور
فاضلای امّا کجا داری غرور
فضل تو را در نیابد چشم کور
ای تو همچون فیل و ما مانند مور
اندکی بر محضرت کردم عبور
مهر تو در سینهام تا پای گور
سینهات صافی به مانند بلور
نه چو من آلودهی فسق و فجور
ای دل افسرده را تو جشن و سور
ای کلامت مایهی وجد و سرور
خود بهشتای تو چه خواهم قصر و حور
قافیه دیگر نیاید جز به زور!
[مجی در حال سفر بوده (تعطیلات نیمهی خرداد 92) و شعری از او صادر نشده است!]
- ۹۲/۱۲/۲۲
ممنونم از مجی به جهت نشر آن.