مشاعرات پیامکی با حکیم 8
جمعه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۲، ۱۲:۴۹ ب.ظ
حکیم:
کجایی؟ نیستی ای یار دیرین
بگو تعبیر آن چون ابن سیرین
مجی:
بود تعبیر آن سوگ و غم عم
ولیکن آن دفاعت خواندهام هم
چو شد آن داستان غار و زنگی
به دست ک گشوده با زرنگی
مرا شوقی به تحقیق دگر داد
محقّق بودهام من را جگر داد
که تا کامل نمایم آن گزارش
حقیقتیاب گردم بیسفارش
کنم تکمیل نظم نیمهکاره
به افشای رموز فرد کاره
حکیم:
مرا خوشحال کردی از جوابت
خصوصاً این جواب با صلابت
ولی هرچند فکر شعر هستی
در آجر چرا بر خویش بستی؟
نظر را ترک کردی در پی پست
نظر با پست هر دو میتوان جست
مجی:
به وزن شعر تو من هم سرودم
وگرنه در مفاعیلن نبودم!
در آجر به روی خود نبستم
نیامد فرصت کامنت دستم!
- ۹۲/۱۲/۲۳
ممنونم از این سلسلهپستهای خاطرهانگیز
شاد باشی