و ناتوانی ابزارهای دیجیتال
جمعه, ۸ فروردين ۱۳۹۳، ۰۴:۵۸ ب.ظ
دو سه روزی است دیگر جریان هواپیمای مالزیایی را دنبال نمیکنم البته جسته گریخته شنیدهام که ظاهرا در اقیانوس سقوط کرده و قطعاتی از آن پیدا شده است.
راستش را بخواهید انتظارم از جهان مدرن بیشتر بود. گمان میکردم در عصر ماهوارهها و تکنولوژی ارتباطی چنین چیزی امکان نداشته باشد که هواپیمایی به این نحو ناپدید شود و پیدا نشود، اما اتفاق افتاد. فکر میکنم زیادهاز حد خوشبین بودم یا به تعبیر برخی، فیلم زیاد دیده بودم فیلمهایی که در آنها حتی افراد را در روی زمین پیدا میکردند.
پیام این رخداد برای من درک واقعیتر تواناییهای فناوری امروز بود.
گاه التهابِ جهلِ نسبت به یک فاجعه، کمتر از خود آن نیست. اگر سرنوشت امام موسی صدر از همان ابتدا مشخص بود مثلا گفته بودند شهید شده است و پیکر او به خاک سپرده میشد خیلی بهتر از این بیاطلاعیِ امروز ما می بود. خاک محمل خوبی برای فراموشی است. شاید تا حدی بتوان تسکین خانوادهای را که پیکر شهیدش را که اکنون چند تکه استخوان بیشتر نیست، پس از سالها تحویل میگیرد درک کرد. آنها میدانند که فرزندشان شهید شده است اما دفن کردن، چیز دیگری است حالا میتوان یک دل سیر گریه کرد و دل به یک فراموشی آرام سپرد فراموشی که گاه همراه با یادآوری خاطرات است. گاه غم هجران می آید اما مثل قبل، زجر هجران نیست.
اکنون حال خانواده مسافران آن هواپیما تا حدی درککردنی است. شنیدهام که خواستهاند تا جنازه آنها پیدا شود تا روحشان آرام گیرد اما نه این روح مسافران نیست که قرار است آرام گیرد بلکه روح بازماندگان است.
راستش را بخواهید انتظارم از جهان مدرن بیشتر بود. گمان میکردم در عصر ماهوارهها و تکنولوژی ارتباطی چنین چیزی امکان نداشته باشد که هواپیمایی به این نحو ناپدید شود و پیدا نشود، اما اتفاق افتاد. فکر میکنم زیادهاز حد خوشبین بودم یا به تعبیر برخی، فیلم زیاد دیده بودم فیلمهایی که در آنها حتی افراد را در روی زمین پیدا میکردند.
پیام این رخداد برای من درک واقعیتر تواناییهای فناوری امروز بود.
گاه التهابِ جهلِ نسبت به یک فاجعه، کمتر از خود آن نیست. اگر سرنوشت امام موسی صدر از همان ابتدا مشخص بود مثلا گفته بودند شهید شده است و پیکر او به خاک سپرده میشد خیلی بهتر از این بیاطلاعیِ امروز ما می بود. خاک محمل خوبی برای فراموشی است. شاید تا حدی بتوان تسکین خانوادهای را که پیکر شهیدش را که اکنون چند تکه استخوان بیشتر نیست، پس از سالها تحویل میگیرد درک کرد. آنها میدانند که فرزندشان شهید شده است اما دفن کردن، چیز دیگری است حالا میتوان یک دل سیر گریه کرد و دل به یک فراموشی آرام سپرد فراموشی که گاه همراه با یادآوری خاطرات است. گاه غم هجران می آید اما مثل قبل، زجر هجران نیست.
اکنون حال خانواده مسافران آن هواپیما تا حدی درککردنی است. شنیدهام که خواستهاند تا جنازه آنها پیدا شود تا روحشان آرام گیرد اما نه این روح مسافران نیست که قرار است آرام گیرد بلکه روح بازماندگان است.
- ۹۳/۰۱/۰۸
موضوعی بی ربط را می خواهم بگویم. پسر دایی من در جنگ مفقودالاثر شد. تا 6 سال پیش بقایای جسدش را آوردند. در همان سالهای ابتدایی خبر مفقودی همسرش می خواست ازدواج کند. حقش بود. رفت طلاق گرفت و مهریه اش را هم از دولت گرفت و ازدواج کرد الان هم از همسر دومش 3 تا بچه داره و به خاطر همسر سابق شهیدی که ازش جدا شده ماهانه از بنیاد شهید حقوق می گیره. الان هم که متوجه شده شهید بازنشسته شده (قانونی است برای شهدا) و مبغلی بابت بازنشستگی شهید می دهند رفته و ادعا کرده که می خواد قیم مادر شهید بشه تا از این طریق مبلغی از پول بازنشستگی شهید نصیبش شود. بلکه روح شهید از این همه احساس مسئولیت !!!! رام گیرد