بخاطر همراهی نظری مجی در پستهای اخیر علی رغم تاخیرهای فشن
سه شنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۳، ۰۵:۰۹ ب.ظ
المنة للّه که در میکده بسته است
زان رو که مجی داخل عدلیه نشسته است
بیهوده منالید که حتی خود ساقی
هم داوطلب گشته و خود جام شکسته است
هر چند که شد دوره ما عصر مشقت
از فیض حضورش کَمَکی شاد و خجسته است
زین بیت رها میکنم «او» را که دل من
از رابطه های «من و اویی شده» خسته است (1)
من شیفته آن نظر نغزِ لطیفت
من عاشق آن فکر که از ذهن تو جسته است
ای مج غل و زنجیر تو شد چاره دردم
بیچاره بوَد آنکه ز زنجیر تو رسته است
۱- منظور آن است که از این بیت به بعد، مجی را مخاطب قرار خواهم داد و مانند غایب با او برخورد نخواهم کرد.
- ۹۳/۰۱/۲۶