خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

من و یزدیان ۴

پنجشنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۶:۳۸ ق.ظ
شخصیتهای یزد

معمولا هر شهری در حد و اندازه یزد، شخصیت‌های مشهور متعددی دارد. تردیدی نیست که من برخی از آنها را می‌شناسم بدون آنکه بدانم یزدی‌اند ولی برخی دیگر هستند که می‌دانم یزدی‌اند مانند حائری‌ها از مؤسس حوزه علمیه قم گرفته، تا فرزندان ایشان، چند عالم دیگر مانند محمدکاظم یزدی و مصباح یزدی، فرخی یزدی، برخی شخصیت‌های سی-اسی، اسلامی ندوشن، آذر یزدی (نویسنده قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب) و امثال آنها و البته شخصیتی که من می‌شناسم ولو آنکه مشهور عموم نیست.

گر چه مشهورند الماس و طلا

من به چیز دیگرستم مبتلا

قیمت اورانیوم را آنکه دید

چشمش الماس و طلا دیگر ندید

گر چه از چشمان مردم هست گم

پرتوش رفته است حتی تا ژنوم

ای غنی‌تر درصد تو از چهل

چون نبسپارم به سودای تو دل؟

گوهری و زرگر علّاف‌اند، هان!

قدر فخر یزد؛ یعنی مج، بدان!

در میان این مشاهیر، بیشتر از استاد مصباح یزدی مطلب خوانده‌ام و در مجموع سیاق عقلگرایانه او در فلسفه اسلامی را بیشتر از مذاق عرفانی برخی دیگر از شارحانِ ملاصدرا می‌پسندم. زمانی دیوان فرخی یزدی را در اختیار داشتم و هر چند با مدل فکری و دغدغه‌های او همدلی نداشتم اما شعرهای او را قدرتمند می‌دیدم قبلا در دوران تحصیل این شعر مشهور او را خوانده بودم با مطلعِ

تا حیات من به دست نان دهقان است و بس

جان من سر تا به پا قربان دهقان است و بس

ولی در دیوان او اشعار عاشقانه هم بود از جمله این یکی که در نظر من یکی از بهترین‌هاست با مطلعِ

شب چو در بستم و مست از می نابش کردم

ماه اگر حلقه به در کوفت جوابش کردم

در کل، احساس می‌کنم از یزد انتظار شخصیت‌سازیِ بیشتری نسبت به آنچه هست می‌رود، هر چند اکنون در حوزه شخصیتهای سی-اسی کمبودی ندارند، اما احساس می‌کنم داشتن یک شاعر در حد فرخی یزدی برای یزد کمی کمتر از حد انتظار است.

اخلاق

یزدی‌هایی که من دیدم خیلی از رفتار زرتشتیان تعریف می‌کردند و این با در نظر گرفتن آنکه اکثر دوستان من جداً مذهبی بودند جالب توجه بود. در هر حال من زرتشتیان یزد را ندیده‌ام، اما دوستان یزدیِ من در مجموع بهترین کسانی بودند که در طی دوران طولانی خوابگاه‌نشینی‌ام دیده‌ام. من فرصت بسیار خوبی داشته‌ام تا با آدم‌هایی از اطراف و اکناف کشورم زندگی کنم و تقریبا از هر تیر و طایفه‌ای چند نفری را دیده‌ام با این حال درصدِ خوب‌های یزدی به نسبت بیشتر بود. البته خیلی نمی‌توانم علت‌یابی کنم در واقع هر چه شرایط زندگی سخت‌تر باشد حفظ اخلاق مشکل‌تر است، اما انگار یزدی‌ها از پس آن برآمده‌اند. من الآن خیلی دوست از هم‌استانی‌های خودم ندارم، با آنکه شاید شرایط زندگی در اینجا آسان‌تر باشد. در قرآن کریم آمده است که لن تنالوا البرّ حتی تنفقوا مما تحبون. من با یک تفسیر گسترده از این آیه، بزرگواری افراد را می‌سنجم چیزی که ضرورتا به انفاق و مسائل مالی مرتبط نیست.

آن دوستِ اردکانیِ من سال‌ها با یک نابینا هم‌اتاق بود و به او در درس‌هایش کمک می‌کرد؛ کاری که هیچکدام از ما در آن سطح تحملش را نداشتیم. دایی او که اوایل تحصیل ما فارغ التحصیل شد همین کار را در قبالِ کسی می‌کرد که علاوه بر نابینایی، دو دست هم نداشت. 

یزدیانی را هم دیده‌ام که در کنار اخلاقی بودن، ساده‌لوح هم بوده‌اند. من این ترکیب را حقیقتا نمی‌پسندم چون زمینه سوء استفاده از آنها را فراهم می‌آورد. داستانی دارد این ترکیب اخلاقی بودن و ساده‌لوح بودن که در پستی مستقل به آن خواهم پرداخت، ان شاء الله.

همانطور که گفتم قصد تعمیم ندارم. همه جا انسان‌های خوب و بد دارد. شاید من تنها شانس برخورد با خوب‌های یزد را داشته‌ام.

هست آیا مُشتی از خروارها

که بوَد بگزیده بین یارها؟

یا که بختم اینچنین یاری نمود

که مرا یار چنین یاری نمود؟

فخر یزد است او میان پاک‌ها

یا که باشد گوهری در خاک‌ها؟

مشتیا! چون حق نمودت پیشکش

تو ز دندانش شمردن دست کش

 

  • ۹۳/۰۲/۲۵

نظرات (۲)

شرمنده که در مود شعر نیستم تا از خجالت در بیام. این عنوان «فخر یزد» قبای گشاد و بلندی است بر هیکل ناموزون و کوتاه بنده. البتّه می دانم که در خیل دوستان یزدی ات از من خوب تر بسی بوده و هست و این تعابیر از سر لطف و مجی نوازی است! به هر حال دو جلد کتاب با عنوان «مفاخر و مشاهیر یزد» چاپ شده که هیچ نامی از این بنده ی کم ترین نیامده و من هم چون یزدی هستم و طبیعتاً موصوف به قناعت، همین که خدای نکرده «ننگ یزد!» نباشم کلاهم را می اندازم آسمان هفتم!
از یاد فرّخی یزدی خوشحال شدم. طبیعتاً اندیشه های چپ گرایانه او خیلی مقبول طبع و نظر امثال ما نیست ولی انصافاً بعضی از اشعارش عالی و ماندگار است از جمله همین غزلی که یاد کردی. منتظر بودم که ذکری از مرحوم فردید و داوری اردکانی هم بکنی و نوعی داوری در باب طرز فکر و اندیشه ی یزدیان هم مطرح کنی که نکردی!
به طور کلّی (و فارغ از نگاه مثبت من به خاطر یزدی بودنم) یزدیان نجیب هستند و نسبت افراد بددل و نانجیب در مردم یزد زیاد نیست. در فرصت مناسب کتابی را معرّفی خواهم کرد که در آینه ی آن می توان خلقیات یزدیان اصیل را نسبتاً خوب شناخت.
در مورد ترکیب اخلاقی بودن و ساده لوحی در برخی افراد هم با دیدگاهت موافق ام.
باز هم سپاسگزارم.
من به واسطه کاری توفیق داشتم تا 4 بار به یزد بروم. نمی دانم از چه روی این قضاوت در من شکل گرفته که مردم هر شهر را باید از راننده های تاکسی اش شناخت. من این چند بار که رفتم دیدم که راننده هاشان خیلی منصف هستن د واز قضا با یکی آشنا شدم که حداقل سه بار به صورت اتفاقی با ایشان رفت و امد کردم. اینقدر در این دیدارهای کوتاه خوب برخورد کرد که حتی از هم شماره گرفتیم و تعارف کردند که خانه شان بروم.
من از این حسن اخلاق و البته انصاف در کرایه گرفتشان خوشم اومد. کلا مردم خوبی دیدم یزدیان را نه از باب حضور مجی عزیز بلکه از جهت تجربه کوتاه.
شیرینی فروشی حاج خلیفه هم مشهور است و هم شیرینی اش خوشمزه. نکته جالب این که خیلی ها به خاطر استفاده از برند حاج خلیفه اصلی اسم شیرینی فروشی های شان را با عناوین مختلف به حاج خلیفه چسبانده اند. راستی طلافروشی های یزد هم رفتم که به نظر با انصاف بودند و چانه پذیر
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی