خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

تورق اتفاقی

شنبه, ۲۷ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۳:۴۴ ق.ظ
داشتم به مناسبتی در فضای مجازی گشتی مزدم که به این مطلب از یک وبلاگ "http://kian.blogfa.com/post-2.aspx" برخوردم. مطلبی کوتاه و مختصر درباره شعر مشهور سعدی نوشت. من البته فکر می کنم منظور سعدی دقیقا در راستای حقوق بشر و نفی نژادپرستی و شان و ارزش مقام انسان است. همانگونه که خداون در قران می فرماید: "کرمنا بنی آدم". و برداشت من این است که سعدی معتقد است آنچه انسان را شان و ارزش می بخشد جسم مادی او نیست. و به نظر من نوع تفکر آدمی است که از ان کسی مثل هیتلر و صدام و گاندی و مادر ترزا و من و ما شکل می گیرد. البته اگر منظور سعدی از جان ادمی، طرز تفکرش باشد. من فکر می کنم منظور سعدی همان انسان به عنوان ماهو انسان باشد صرف نظر از نژاد و رنگ و قومیت و زبان و تفکر و .... چیزی که در قران هم هست و ملاک برتری انسان را تقوا می داند. توجه شما را به این مطلب جلب می کنم: قرار بود برای یه درس عمومی(تاریخ اسلام) یه کنفرانس درباره تحول اندیشه دینی داشته باشم. محور بحثم رو از مقاله از اسلام تاریخی به اسلام معنوی کدیور انتخاب کرده بودم. یه نکته کلیدی برای فهم این بحث، تغییر عرف عقلا در زمان های مختلف و برداشت های اونا از عدالته(البته مصداق هاش) می خواستم این موضوع رو با چند مثال برای بچه ها روشن کنم. اینکه پارادایم های غالب در هر زمانی ممکنه با زمان دیگه فرق کنن، تو تفکراتم به نکته ظریفی تو ادبیاتمون برخوردم! تن آدمی شریف است به جان آدمیت نه همین لباس زیباست نشان آدمیت همه سعدی رو به عنوان یک متفکر و حکیم قبول داریم. اما می بینیم تو این شعر، مفهومی وجود داره که در تعارض کامل با مفاهیم اساسی حقوق بشره! یعنی عرف عقلای اون زمانه در جهت مقابل عرف عقلای این زمانه بوده! در اعلامیه حقوق بشر که میثاق نامه عقلا در باب حقوق بشر است، تن آدمی شریف است و بدان سبب حقوقی دارد، فارغ از آنکه صاحب آن تن چگونه بیندیشد و جانش را در طبق اخلاص کدام اندیشه گذارده باشد، در واقع تن آدمی شریف است! همین! بی هیچ واسطه! اما در کلام سعدی که به نوعی حنجره عرف عقلای زمان خودش بوده است، تن بواسطه جان است که قابلیت شرافت یافتن را دارد، می تواند آنقدر شرافت یابد که از فرشته هم بالاتر رود و می تواند آنقدر پایین آید که ریختن خونش مباح و شاید حتی واجب! تنها بواسطه آنکه چگونه می اندیشد! این عرف عقلای آن زمانه بوده است. باید عرف عقلای هر زمانه را شناخت و تمام احکام و اندیشه ها را در تابش نور پارادایم غالب بر آن روزگار دید. ساده تر آنکه به مکان و زمان توجه کنیم، اما روح حاکم بر زمانها و مکانها، یعنی همان پارادایم های غالب
  • ۹۳/۰۲/۲۷

نظرات (۴)

ممنون فشن جان بخاطر این پست خوب. مطلب جالبی بود جدای از اینکه به نظر من مفهوم شرافت در این شعر با مفهوم حقوق اولیه انسانی تفاوت دارد.
درست است که سعدی به حقوق بشر بدون در نظر گرفتن عقاید، معتقد نیست اما به نظر من در این شعر چنین مقصودی را دنبال نمی کند.
بحث حقوق بشر، بر سر حفظ حقوق اولیه انسان ها فارغ از عقیده و جنسیت و امثال آنهاست اما ارزش گذاری، سبک و سیاقی متفاوت دارد. تردیدی نیست که مادر ترزا شریف تر از صدام است.
دکتر جان یعنی این رفیق یزدی‌ات واقعاً خاطره‌ای نقل کرده که جایی برای ادّعای بزرگ‌تر در خصوص تقیّد دینی نمی‌گذاره! از باب شدّت قضیه، فکر کنم برای این‌که مدیون صاحب اتوبوس نباشه به خاطر نجس کردن سقفش، حتماً شماره‌ی ماشین رو برداشته و در اوّلین فرصت برای تطهیرش اقدام کرده!
افشین جان ممنون که زحمت کشیدی. در این مورد من هم با نظر دکتر موافق‌ام. اشعار مناسب‌تری از سعدی (و مناسب‌ترش هم از مولانا) می‌شه پیدا کرد که ناسازگاری اعتقاد او با حقوق بشر امروزی را نشان دهد. به نظر من هم این بنده‌ی خدا وبلاگ‌نویس در بیان این شعر از سعدی، دو مفهوم اعتقاد به حقوق بشر و شرافت انسان رو با هم خَلط کرده.
«تفرّجگاهکچه» هم خیلی باحال بود و کلّی مرا خنداند!
شاد باشی
طبق رسم ارسال نظر بر آخرین پست، جواب مجی بر دو پست قبل را در اینجا می‌آورم.
از یاد برده بودم و یا اساسا نمی‌دانستم که فردید یزدی است و حواسم به اردکانی نبود و حق در این‌باره با توست.
در این چند روز سفر از خط ایرانسل با سرعت افتضاح آن استفاده کردم تایپ با تبلت هم خیلی راحت نبود بنابراین سلسله اپسات من و یزدیان را به اختصار برگزار کردم قطعا چیزهای دیگری هم بوده که در این زمان حضور ذهن کافی برای آنها نداشته‌ام بنابراین در این‌باره بنده عذر تقصیر دارم
در هر حال از مجی و فشن برای همراهی سپاسگزارم. مخصوصا فشن که انتظار از او کمتر بود
از مجی هم عذر می‌خواهم اگر مدایحش مورد انتظار نبود و حق مطلب را ادا نکرد.
از اینکه پست‌های من گاهی باعث خنده مجی و فشن می‌‌شود خوشحالم.
شاد باشید
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی