خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

برای تو

چهارشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۴:۴۹ ب.ظ
دو سال قسمت من هم‌اتاقیِ لر شد

و این همیشه مرا مایهٔ تفاخر شد

درون قلب من آن روز سرد و خالی بود

فشن رسید و ز گرمیّ او دلم پر شد

اگر چه با نظرات مجی خوشم اما

فشن بهانه برای شروع آجر شد

مثال پاکدلی هست و سادگی و خلوص

در این زمانه که دنیا پر از تظاهر شد

به نام نه، به حقیقت تو کامران خوانش

کسی که با فشنِ ما رفیق و دم‌خور شد

 

با تأخیر مجی در نظر دادن بر پست قبل خواستم قدحی برای او بنویسم، اما دست و دلم به قدح او نرفت. گفتم بجایش مدحِ فشن را بگذارم که در این چند پست نظرات مفصلی داده و روی دست مجی بلند شده است که اخیرا نظراتش به کوتاهی دیوار من است. از او ممنونم.

 

لطف مجی مجددا شامل حالم شده و استدباری شعری فرستاده است:

 

خوش است مدح فشن ای حکیم! مدحش گوی

 که در مصاحبتش سنگ قلب مج دُر شد

چو در مجالستش تلخ زندگی شیرین

ز دوری‌اش همه شیرین زندگی مُر شد!

نه مدح او ز ندای من و تو شد کافی

سزد که مدح فشن بانگ دســـــته‌ای کُر شد

 

 از او سپاسگزارم

 قدح فشن از طرف من بخاطر تاخیر در پاسخ به این پست:

 

در مدح، کسی که کرد تعجیل

او نیست حکیم و هست تعطیل

می‌داد فشن نظر همیشه

اکنون ندهد که گشت تجلیل

 

  • ۹۳/۰۲/۳۱

نظرات (۱۱)

فکر می‌کنم در فرستادن مدح عجله کردم!
خوش است مدح فشن ای حکیم! مدحش گوی
که در مصاحبتش سنگ قلب مج دُر شد
چو در مجالستش تلخ زندگی شیرین
ز دوری‌اش همه شیرین زندگی مُر شد!
نه مدح او ز ندای من و تو شد کافی
سزد که مدح فشن بانگ دســـــته‌ای کُر شد
در مدح، کسی که کرد تعجیل
او نیست حکیم و هست تعطیل
می‌داد فشن نظر همیشه
اکنون ندهد که گشت تجلیل
مجی جان ممنونم از شعر زیبایت و اینکه اشعار مرا با شعر جواب می‌دهی.
در مود پاسخ شعری به تو نبودم در هر حال ممنونم
یا حکیم! ضرب المثلی است که مرحوم پدرم همیشه می گفت که البته از سر طنز برای جناب تو هم می گویم. می گفتند که نه از دشمنی فلانی نگران و نه به دوستی اش دلخوش باش.
ما به حضرت شما ارادت داریم. در روایت مشهوری از ابوحنیفه امده: لولا السنتان تهلک النعمان.
اگر ان دو سال شاگردی در محضر امام صادق نبود من مرده بود.
اینک این روایت را از زبان من هم نسل به نسل و سینه به سینه منتقل کنید که اگر نبود آن دو سال‘ من مرده بود بود.
ضرب المثل را هم از این باب گفتم که روزی با کلام ناز ما را می نازی و دگر روز با شلاق آتشین کلامت می نوازی یا حکیم
یا مجی
کلام نافذت سنگ خارا را هم ذوب می کند چه رسد به این جسم خاکی ضعیف. این جان ناقابل ظرفیت این مدح بلیغ را ندارد و ترسم که برای کیسم اسباب دردسر شوم و او را به سبب عجب از همین طبقه دوم به پایین بسقوطانم.
اگر صدفی باشم که نگهدار مرواریدهایی چون شما و حکیم باشم همین ما را بس است و اگر سعادت مجالست با شما باشد
...احلی من العسل است برای من. این بنده تکنواز که در جمع شما ساز مخالف می زند سزد که گوشه ای نشیند و از وحدت کلام موسیقایی شما حظ وافر برد
در استقبال از غزل کم نظیر دکتر عزیز . این شعر کم مایه تقدیم شما دوستان فرهیخته.

از آن زمان که فشن هم جناب دکتر شد
ز دست بنده گریزان، چو ماهیان سُر شد
هم او که عفت و اخلاق روستایی داشت
ز عشوه ی دو سه لعبت، چه سُست عنصر شد
ندانمش چه هوایی درون سر افتاد
که باز فرق تُنُک وار او، ز مو پُر شد!!
خرید عینک ریبن، درید پیراهن
اسیر رنگ و کرم پودر و عود و کُندر شد
دگر کلاس فشن جان فراتر از اینهاست
بکوب بر سرم آجر که در غمش جرُ شد
چو گشت وقت تماشا و گاه حظِّ نظر
مثال دختر قاجار زیر چادر شد
فشن که تشنه ی دانش ، کر سیاست بود
نماد آیه ی "الهاکم والتکاثر" شد!
منه به زخم جگر سوز دل حکیما دست
که مثل قوطی نوشابه ای، از او غُر شد
  • تــُــنبان الدوله
  • تجلیل شده است اوکه جلیل است, جایگاه او چون خر* دائم رفیع است!

    *خر یعنی بزرگ!
  • تــُــنبان الدوله
  • تجلیل شده است اوکه جلیل است, جایگاه او چون خر* رفیع است!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی