شعر زیبای کی عزیز در کامنت پست قبل
از آن زمان که فشن هم جناب دکتر شد
ز دست بنده گریزان، چو ماهیان سُر شد
هم او که عفت و اخلاق روستایی داشت
ز عشوه ی دو سه لعبت، چه سُست عنصر شد
ندانمش چه هوایی درون سر افتاد
که باز فرق تُنُک وار او، ز مو پُر شد!!
خرید عینک ریبن، درید پیراهن
اسیر رنگ و کرم پودر و عود و کُندر شد
دگر کلاس فشن جان فراتر از اینهاست
بکوب بر سرم آجر که در غمش جرُ شد
چو گشت وقت تماشا و گاه حظِّ نظر
مثال دختر قاجار زیر چادر شد
فشن که تشنه ی دانش ، کر سیاست بود
نماد آیه ی "الهیٖٖکم التکاثر" شد!
منه به زخم جگر سوز دل حکیما دست
که مثل قوطی نوشابه ای، از او غُر شد
ضمنا مدح من مر فشن را، با توجه به سابقه گذشته اوست و از تحولات اخیر او بیاطلاعم، از این جهت اگر در وصف او اغراقی شده به حساب کماطلاعی من بگذارید. از کی عزیز هم به جهت اطلاعرسانی، آگاهیبخشی، تنویر افکار و باز کردن چشم دوستان ممنونم
- ۹۳/۰۳/۰۴