خود نویسیم و خود خوانیم

پیوندها
آخرین مطالب

الغزارشات الاسبوعیه 2

سه شنبه, ۲۰ خرداد ۱۳۹۳، ۰۷:۴۲ ب.ظ

1-  در هفته‌ای که گذشت یک گروه موسیقی ایرانیِ مقیمِ خارج (عبارت از چهار مرد) به جهت اعتراض، جلوی چشم تماشاگران برهنه شدند. نمی‌دانم چرا این حرکت اعتراضی آنها بر خلاف حرکت اعتراضی مشابه از طرف دختران فِمِن، نظر مرا جلب نمی‌کند. نمی‌دانم شاید این بخاطر اصالت کار فمن‌هاست یا بخاطر آنکه هدف آنها متفاوت است یا آنکه آنها اول شروع کردند. در هر حال مهم نیست. پیش‌بینی من آن است در آینده برای اعتراض سر صحنه ترتیب همدیگر را بدهند. در کل من این اعتراض‌ها را نه درست می‌دانم و نه مفید، البته از جهت جلب توجه موثر است. شاید فقط در همین حد.

ای نشان داده بیضتین و ذکَر

نام آن را نهاده فضل و هنر

هنرت را بیار در قزوین

که بدانند قدر آن بهتر

 

2-  می‌گویند در جهنم عقربی است که از ترس آن به مار غاشیه پناه می‌برند. گاهی برخی از اخبار به‌خودیِ خود، طنز هستند. گروه لشکر طیبه در پاکستان، دوازده نفر از اعضای طالبان را اعدام کرده، ظاهرا به این دلیل که خیلی تندرو نبوده‌اند!

زین باغ بری رسد رفیقان هر دم

هم خنده فزاید این خبر هم دردم

حیرت مکن ار کسی بزودی گوید

از ترس به طالبان پناه آوردم

 

3- احتمالا خبر دارید که یکی از گروه‌های تندروی طالبان، به نام تحریک طالبان به فرودگاه کراچی حمله کرده است و عده‌ای کشته شده‌اند

نمی‌دانم چرا با شنیدن این خبر به یاد این داستان افتادم که کسی داشت پیازِ زیاد می‌خورد. یکی از او پرسید: چرا اینقدر پیاز می‌خوری؟ جواب داد: می‌خواهم دهانم خوشبو شود. پرسنده گفت: مگر گ...ه خورده‌ای که می‌خواهی دهانت با پیاز خوشبو شود؟ الآن دولت پاکستان دارد با طالبان مذاکره می‌کند. شاید دولت پاکستان می‌خواهد با توافق با طالبان جلوی این تحریکی‌ها بایستد.

 

4-در هفته‌ای که گذشت، پیرزنی نود و یک ساله در یک دوی ماراتن شرکت کرد و توانست از خط پایان بگذرد (انتظار داشتید اول بشود؟!) حتما می‌دانید که مسیر ماراتن، حدود چهل و دو کیلومتر است. او با این کار رکورد پیرترین کسی که مسیر ماراتن را دویده است را در کتاب گینس ثبت کرد. امیدوارم که یا مجی و یا فشن در سن نود و دو سالگی رکورد این پیرزن را بشکنند.

گر رسَم من به سن نود

که نخواهم رسید بی تردید

بر برانکارد بایدم بردن

راه رفتن بدان که هست بعید

پیرزن را ببین نود ساله

که چهل و دو کیلومتر دوید

 

  • ۹۳/۰۳/۲۰

نظرات (۶)

مجی جان دارم کم‌کم به اینکه تو تنها خواننده نوشته‌های منی عادت می‌کنم فقط اگر خواستی مانند دو نفر دیگر آجر را ترک کنی از یک ماه قبل خبر بده که دیگر چیز جدیدی ننویسم و فقط نوشته‌های از قبل مانده را منتشر کنم
دکتر جان
قبل از هر چیز بگم مطابق معمول هم اصل موضوع و هم حکایت ها و چاشنی های تند و تیز و تلخ و شیرینت فوق العاده است و گاهی جگرسوز و گاهی جگر خنک کننده هستند.
این روزها در شهر موصل هم گروه داعش جولان می دهند. واقعا برام عجیبه که یه گروه چقدر قدرت نظامی و امکانات مالی و برنامه ریزی و انسجام دارن که می تونن یه دولت را به زانو در بیارن. واقعا برام عجیب بود که شهر موصل را کلا تصرف کرده بودن و یه دولتی که 8 سال با ایران جنگید از عهده یه گروه علی الظاهر تازه تاسیس بر نمیاد.
اون داستان پیاز برای خوشبو کردن خیلی جالب بود و در خلوت خودم کلی ریسه رفتم.
دیشب داستان لخت شدن این گروه را هم تلویزیون ایران گفت. راستش به خاطر بافت شخصیتی خودم از این جور ادما با هر هدفی حالم بهم می خوره. اصلا نمی تونم باهاشون کنار بیام
ممنون فشن جان
درباره داعش دیگر ننوشتم چون دو مطلب درباره طالبان گذاشتم خدا شر این گروه‌ها را از سر انسان‌ها کم کند
ممنون و دمت گرم با این گلچین اخبار اسبوعیه! و شعرهای جالبی که گفتی. همه‌اش جالب و فوق‌العاده بود.
آخه چه بی‌وفایی‌ای از من دیدی که فکر کردی قراره آجر رو ترک کنم؟!!
من ترک یاد دکتر و آجر نمی‌کنم ...
مجی جان خطاب من به فشن بود به در گفتم تا دیوار بشنود
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی