چه کنیم؟
شنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۳، ۰۸:۲۱ ب.ظ
پیش از این هم درباره متکدیان و فروشندگانِ شبه متکدی برای شما نوشته بودم، البته با این محوریت که چرا مسؤولین وارد عمل نمیشوند. به نظر من راه حل اصلی آن است که مسؤولین این افراد را جمع کنند و این کار مشکلی نیست چون اتفاقا اینها در مناطقی جمع میشوند که در دید است. بعد از آن ببینند که آیا نیازمندند یا نه. اگر نیازمندند حمایت شوند و اگر نه، مجازات. در هر حال حضور آنها در عرصه اجتماع نباید تحمل شود چون آسیبهای متعددی را به بار میآورد.
الآن هم گهگداری با این عده روبرو میشوم و بواقع این از موقعیتهایی است که تصمیمگیری درباره آن دشوار است؛ مخصوصا وقتی بدانی که اکثر این افراد شاغل به این کارند و نه نیازمند حقیقی. با این حال وقتی ببینم که فرد مسنی است که توانایی کار ندارد و یا آنکه از سر و وضعش پیداست که حرفهای نیست کمک میکنم و در غیر اینصورت نه.
نکته جالب این است که غالب گدایان، از منطقه ما نیستند. در واقع کوچک بودن محیط و شناخته شدن افراد معمولا مانع از آن میشود که رو به چنین کاری بیاورند در درون من احساسی قوی وجود دارد که برخی افراد مسنی که میبینم با زبان محلی خود من سخن میگویند و گدایی میکنند در واقع گدا نیستند بلکه دچار فراموشی، آلزایمر و یا مشکلات روانی دیگری هستند که فهم شرایط محیطی را از آنها گرفته است. پیش از این هم چندین بار موارد مشابهی را شنیده بودم.
مدتی قبل یکی دست مرا محکم گرفته بود و کمک میخواست. به زحمت دست خودم را کشیدم، چون خیلی پرزور بود. مانده بودم این چه مدل گدایی است. در هر حال اعتنا نکردم و گذشتم.
مساله من این است که وظیفه اخلاقی ما در مواجهه با یک گدا چیست؟
آیا باید احتیاط بکنیم و با کمک به همه خیال خودمان را از این جهت که نیازمندی را نراندهایم، راحت بکنیم؟
آیا باید اساسا کمک نکنیم تا شهرمان چهره زشتی به خود نگیرد و وظیفه کمک را محول به دولت کنیم؟
و اگر قرار است تفکیک کنیم، معیار چه باید باشد؟
الآن هم گهگداری با این عده روبرو میشوم و بواقع این از موقعیتهایی است که تصمیمگیری درباره آن دشوار است؛ مخصوصا وقتی بدانی که اکثر این افراد شاغل به این کارند و نه نیازمند حقیقی. با این حال وقتی ببینم که فرد مسنی است که توانایی کار ندارد و یا آنکه از سر و وضعش پیداست که حرفهای نیست کمک میکنم و در غیر اینصورت نه.
نکته جالب این است که غالب گدایان، از منطقه ما نیستند. در واقع کوچک بودن محیط و شناخته شدن افراد معمولا مانع از آن میشود که رو به چنین کاری بیاورند در درون من احساسی قوی وجود دارد که برخی افراد مسنی که میبینم با زبان محلی خود من سخن میگویند و گدایی میکنند در واقع گدا نیستند بلکه دچار فراموشی، آلزایمر و یا مشکلات روانی دیگری هستند که فهم شرایط محیطی را از آنها گرفته است. پیش از این هم چندین بار موارد مشابهی را شنیده بودم.
مدتی قبل یکی دست مرا محکم گرفته بود و کمک میخواست. به زحمت دست خودم را کشیدم، چون خیلی پرزور بود. مانده بودم این چه مدل گدایی است. در هر حال اعتنا نکردم و گذشتم.
مساله من این است که وظیفه اخلاقی ما در مواجهه با یک گدا چیست؟
آیا باید احتیاط بکنیم و با کمک به همه خیال خودمان را از این جهت که نیازمندی را نراندهایم، راحت بکنیم؟
آیا باید اساسا کمک نکنیم تا شهرمان چهره زشتی به خود نگیرد و وظیفه کمک را محول به دولت کنیم؟
و اگر قرار است تفکیک کنیم، معیار چه باید باشد؟
- ۹۳/۰۴/۱۴