نظرات شما بر پست قبل
در مورد خودمان، حواله به جهل دادن، توجیه خوبی نیست، چون ما چهار وضعیت ممکن داریم
یا نیازمند است و کمک میکنیم
یا نیازمند است و کمک نمیکنیم
یا نیازمند نیست و کمک میکنیم
یا نیازمند نیست و کمک نمیکنیم
در صورت مطابقت عمل ما با مورد اول و چهارم، مشکلی وجود ندارد ولی دو مورد دیگر چرا. حالا آیا جهل ما به وضعیت فرد سائل، دلیل کافی برای دفاع از دو موقعیت دوم و سوم میشود؟ چرا؟
دقیقاً منظور من هم از دشواری تشخیص نیازمند واقعی همین چیزیه که شما میگی جهل به وضعیت فرد سائل. امّا اینکه آیا جهل ما دلیل کافی برای دفاع از موارد ممکن سوم و چهارم که بر شمردی هست یا نه مسألهی دیگری است. ما معمولاً در لحظاتی که نسبت به وضعیت فرد و نیازمند بودن یا نبودن او اطمینان نداریم (یعنی بیشتر موارد) به هر حال در همان لحظه تشخیص خود را به سمتی پیش میبریم که عمل ما رو جهت میدهد یعنی چیزی شبیه حسّ ششم ما میگوید که این طرف نیازمند است یا کلّاش و بر همین اساس کمک میکنیم یا نمیکنیم. منظور من از دشواری دقیقاً همین عدم اطمینان به این حسّ ششم بود! اتّفاقاً چند وقت پیش یه روز از مسجد بیرون میآمدم که فردی با در دست داشتن مدارک پزشکی و اینکه بیمار و مسافر است درخواست کمک میکرد. اوّل اعتنا نکردم و چند قدم دور شدم امّا دوباره برگشتم و پولی به او دادم. منظور من از دشواری همین کشمکش درونی حسّ ششم در تشخیص دادن است که خیلی از موارد برای انسان پیش میآید. حالا هرچند جهل ما رافع مسئولیت اخلاقی ما نیست، ولی به هر حال ما خیلی هم نمیتونیم تکلیف مسألهی جهل خودمون رو روشن کنیم و بریم تحقیق کنیم که آیا طرف واقعاً نیازمند است یا نه، هرچند اگر کسی بیکار باشد و حوصله داشته باشد میتواند حدّاقل مچ افراد شیّاد را بگیرد! موضوع تشخیص نیازمندان واقعی و رسیدگی به وضع آنها کاری است که از دولت و مسئولان انتظارش میرود. جنبهی بغرنجتر قضیهی تکدّیگری همون چیزیه که افشین عزیز بهش اشاره کرد، یعنی مافیاها یا حدّاقل گروههای سازماندهیشدهای که خصوصاً کودکان بیسرپرست رو به خیابون و چهارراهها میفرستند تا با سوء استفاده از احساسات مردم کاسبی کنند. این قضیه واقعاً دردناکتر و مواجه شدن با این کودکان بسیار حسّاستر و رنجآورتره، چون میدونیم که این بچههای معصوم نیازمند هم هستند ولی از طرف دیگه میدونیم که متأسّفانه اگر پولی هم بدهیم خیلی دست اونها رو نمیگیره. من خودم مواردی برخورد کردهام که این کودکان اکیداً و شدیداً از قبول خوراکی خودداری میکنند و فقط پول میخواهند چون ظاهراً در حال کنترل شدن هستند.دکتر گدایی فقط اون چهره ظاهری و نمای بیرونی قابل مشاهده برای عموم نیست بلکه بطن و درونی دارد که گاهی حتی شکل مافیایی پیدا می کند و در قالب گروههای هدایت شده گدایی شکل می گیرد.
از طرفی اگر دولت هم اینها را ساماندهی کند باز اون فرهنگ گدایی وجود دارد و ریشه در زندگی بعضی از مردم دارد و اینها با این سبک زندگی خو گرفته و مانوس شده اند.
در کشوری مثل کشور ما که با نسیمی عده ای بر عرش و عده ای زیر فرش می روند ساماندهی گدایان کار ساده ای نیست. هر کدام از ان چهار فرض شما هم که باشد یک اقتصاد باثبات و دارای مدل رفاهی و توسعه ای پایدار لازم است تا این وضعیت را سامان دهد.
الان بسیاری از همین متکدیان تحت پوشش نهادهای حمایتی و طرح هدفمندی یارانه ها هستند. اما آیا دست از تکدی گری بر می دارند. امروز صبح که داشتم می اومدم سر کار بنرهایی را دیدم که روش نوشته بود نود درصد اگر اشتباه نکنم از متکدیان دراامدشان بیشتر از کارکندان رسمی دولتی است.
خداییش با این وضع حقوق کارکندی و درامدی یه گدا با کمترین هزینه چرا گدایی را ول کنه وبیاد بچشبه به کار . همون بهتر که با امثال حضرتعالی مچ بندازه و اگر موفق شد مچت را بخوابونه یه دشتی گیرش میاد و خیلی هم فشاری بهش وارد نمیشهست. من به دنبال ارائه راه حلهای عملی هم برای خودمان و هم برای مسؤولین هستم
- ۹۳/۰۴/۱۶