ادامه تکدی
دولت چگونه میتواند در امر تکدیزدایی دخالت کند؟
خب در اینجا هم میتوان از راههای کوتاهمدت و بلندمدت سخن گفت.
میدانم که اگر سطح رفاه و امنیت و امید و آرامش و شادی و امثال آن در جامعهای بالا باشد، گدایی افت خواهد کرد، اما ترجیح میدهم این راههای فوق بلندمدت را به فشن واگذارم و نگاهی واقعیتر به این مقوله ارائه دهم.
سالها در اینباره تبلیغ شد که به گدایان کمک نکنید البته این نوع تبلیغ، به نحو معناداری در این سالها ضعیف شده است. بچه که بودیم، فیلمها و سریالهای متعددی به مقوله گدایان دروغین میپرداختند. اخبار هم بارها خبر دستگیری گدایانی را پخش میکرد که از این راه سرمایه فراوان اندوخته بودند و باز هم گدایی میکردند، اما این تبلیغات اکنون بسیار اندک است. دلیلش را نمیدانم. شاید تصادفی باشد.
همانطور که گفتم، راه حلهای روشنفکرانه، بلندمدت و نرم را به فشن وا می گذارم و خود سراغ راه حلهای خشن و سخت میروم.
اول برای گدایان حرفهای:
1- قدم اول آن است که گدایی یک جرم تلقی شود و مجازاتی متناسب با آن در قانون، تعبیه گردد. گدایان غیر نیازمند را به زندانهایی که در آنها امکان کار و کارآموزی وجود دارد بفرستند. برای گدایانی هم که از کودکان در این راه سوءاستفاده میکنند هم مجازات متناسبی تعیین گردد.
2- قدم دوم سرشماری گدایان است، بصورتی که شناسنامهدار شوند و هر بار دستگیری ثبت شود.
3- قدم سوم مصادره اموالی است که از راه گدایی بدست آوردهاند، اعلام عمومی آن و به نمایش گذاشتن اموال مصادرهای تا آن فرد شناخته شود و دیگر به او کمک نکنند
برای گدایان نیازمند هم که اگر اصرار بر گدایی نداشته باشند، سازمانهایی باید دستاندرکار باشند تا مشکل آنها حل شود و در صورت اصرار، برای آنها هم مجازاتهایی تعیین شود.
اما دفع دخل مقدر (ددم)
ددم 1) آقا اینا بعد زندان دوباره بر میگردن سر گدایی.
این حرفی درست است اما آیا دلیل درستی هم هست؟ الآن بیشتر دزدها بعد از زندان دوباره میروند سر دزدی، اما آیا این سبب میشود از مجازات آنها صرف نظر کنیم؟ اینکه زندان نمیتواند دزدها را تأدیب کند داستان دیگری است و ربطی به اینکه مجری قانون، باید دزد را به زندان بیندازد ندارد. نهایت آن است که عدهای باید بیایند علل تاثیر اندک زندان را بیابند و به دنبال راه حل برای اثرگذاری زندان باشند و این به معنای حذف صورتمساله نیست.
ددم 2) ای بابا الآن هم گشتت ارششاد ملت را میبره اسمشونو ثبت میکنه ولی باز هم سر و وضعشون عوض نمیشه.
این هم حرف درستی است ولی دلیل درستی نیست. یکی از دلایل بیتأثیری کار گششت ارششاد آن است که آن نحوه پوشش در عرف آنقدرها قبیح قلمداد نمیشود، گر چه در شرع ممنوع باشد. اما در اینجا گدایی در عرف قبیح است و از بین برنده آبرو و قاعدتا بسیاری از آنکه نامشان به عنوان گدا ثبت شود ابا دارند.
ددم 3) آخه درسته که علاوه بر مجازات مجرم آبروی اونو هم ببریم و اموال گدا رو در معرض دید بزاریم تا آبروش پیش همه بره؟
درست است که حفظ آبروی افراد حتی مجرمین هم واجب است اما موارد استثنایی هم وجود دارد مثلا در بحث مفلس، در شرع آمده که او را در شهر بگردانند و افلاس او را اعلام کنند تا مردم به او قرض ندهند و گرفتار نشوند.
نکته دیگر این است که این قانون بعد از مدتی از حالت مجازات به پیشگیری بدل میشود یعنی چند مورد که اجرا شود، گدایان حرفهای ماستها را کیسه خواهند کرد.
پ.ن.
من هیچ تخصصی در این زمینه ندارم. این راهحلها بیشتر محصول نوعی عصبانیت من از دیدن گدایان در تجربه روزمره است اینها حتی راهحلهای خودِ من نیست بلکه راهحلهای رضا خانِ مصلجِ درونِ من است.
- ۹۳/۰۴/۲۰